تبليغاتX
ورق پاره

همواره فرهنگ ما دچار تغییراتی بوده است و خواهد بود. برخی عوامل در سالهای اخیر رنگ و اثر خود را از دست داده، و برخی عوامل دیگر پر رنگ تر از قبل به چشم می خورند.

فرهنگ های جوامع مختلف متقابلا بر یکدیگر اثر میگذارند.

فرهنگ ایرانی در طول تاریخ 2500 ساله خود از فرهنگ های یونانی، بابلی، رومی، عرب، ترک و هندی تاثیر پذیرفته و بر آنها تاثیر گذاشته است. برای شناخت فرهنگ ایران باید به کشورهای مستقلی که در پیرامون ایران هستند نیز نگریست. افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، آذربایجان و حتی ارمنستان و گرجستان و همچنین کردهای عراق و ترکیه وسوریه؛ همگی کم یا زیاد گوشه ای از فرهنگ ایران را به ارث برده اند.

در سال های اخیر ایران به شدت دچار غرب زدگی شده است، و برخی آداب و رسوم غرب نیز وارد فرهنگ مردم ایران شده است. تا جایی که مردم به جای استفاده از کلمات و عبارات فارسی میان سخنان خود، ترجیح میدهند که معادل انگلیسی آن را به زبان بیاورند. این یک نمونه جزئی از غرب زدگی مردم است که روز به روز گسترش می یابد و ریشه در بین مردم مستحکم میکند. در این میان اکثرا جوان ها هستند که به غرب گرایی        می پردازند و به تقلید از افراد غیر اصیل و ایرانی روی میاورند. علاوه بر جوانها شخصیت های برجسته  هنری و صاحب نظران نیز کم کم دچار چنین وضعیتی می شوند. برای نمونه در میان سخنان شخصی در صداوسیما که موضوعی در مورد هنر ایرانی بود، در جملات متعدد از کلمه (کالچر) استفاده میکند که این در نوع خود بسیار جالب است!

صحبت از هنر شد؛ هنر و موسیقی در واقع ریشه ی هر فرهنگ هستند. که اگر در خاک نباشد و محکم، فرسوده شده و با بادی ملایم از بین خواهد رفت. موسیقی در ایران هنوز نتوانسته خود را آنطور که باید  نشان دهد و جایگاه ثابتی برای خود داشته باشد.

در موسیقی ایرانی، غرب نیز دستی داشته است و حتی بخش هایی نیز کاملا به صورت وارداتی قلمداد میشود.

در این میان اینترنت سهم زیادی در پیش رفت موسیقی در ایران داشته. تا جایی که اولین سایت ها مانند سایت فلامینگو شروع به تبلیغ و تکثیر آهنگ های متعددی کرد.

در این میان موسیقی زیرزمینی در ایران بسیار شدت گرفت و تقریبا اکثر جوانان را به سمت خود کشید. و همچنین اولین گروههای «رپ» نیز در ایران تشکیل شد.  گروه های رپ فارسی از همان ابتدا شروع به تقلید از عوامل غربی کار خود را ادامه دادند. و این عوامل باعث شد که جامعه نسبت به این نوع موسیقی زیرزمینی در ایران گرایشی نه چندان مثبت داشته باشد. ولی روز به روز این نوع موسیقی پیشرفت میکرد تا جایی که در چند ماه اخیر اولین آلبوم زیرزمینی توسط سروش لشکری، ملقب به «هیچ کس» به فروش رسید. این آلبوم بی تردید یکی از نقاط عطف رپ فارسی در ایران بود که توسط سروش لشکری که او را پدر رپ فارسی مینامند، به بازار ارائه شد.

علت این نام گذاری این است که «هیچ کس» از جمله  اولین افرادی بود که در ایران به رپ خوانی شروع کرد و طی تاریخچه شش-هفت ساله رپ فارسی در خدمت رپ بود. و همچنین سعی میکرد که اکثر رپ خوان ها را با هم متحد سازد. (دلایل دیگری نیز وجود دارد که این عنوان را به او داده اند). آلبوم جنگل آسفالت یک آلبوم کامل و موفق بود. ولی شاید شما هم بارها در مجلات و یا سایت های خبری دیده اید که از این آلبوم زیاد تعریف نمیشود.

دلیل این امر بسیار واضح است. سروش در این آلبوم در میان آهنگ های خود مسائلی را به رخ میکشد که افراد مجرب و نویسنده گان نمیتوانند از آن به صراحت صحبت و تعریف کنند و برای حفظ ثبات شغلی خود، جنگل آسفالت را یک آلبوم ساده و پیش و پا افتاده برمیشمارند.

با گذشت چندین سال از تاریخچه رپ فارسی، هنوز رپ را یک سبک کاملا تقلیدی و غیر اصیل به حساب       می آورند و رپ و رپ خوان های فارسی را آکادمیک نمیبینند. ممکن است که رپ خوان ها آکادمیک نباشند ولی دانش موسیقی اکثریت آنها در سطح بالایی است.

در مورد وارداتی بودن رپ هم میتوان آن را با این مثال بیان کرد:

شما درختی را در نظر بگیرید که از خاورهای دور به ایران آورده میشود و در خاک ایران کاشته میشود.

این درخت ممکن است با آب و هوای ایران سازگار نباشد و رشد نکند. ولی درختی که هوایش با مزاج این محیط سازگار باشد رشد میکند. این درخت نه اسمش تغییر پیدا میکند نه میوه هایش به شکل جدیدی در میایند و نه رنگ و روی درخت عوض میشود. این مزه و طعم میوه است که به خاطر شرایط جوی حاکم بر محیط زیستش تغییر پیدا میکند و به دهان مردم شیرین میشود.

رپ فارسی نیز مانند یک درخت نو نهال در خاک این کشور کاشته شده است و شاید بخاطر همین عوامل رپ ایرانی را یک سبک تقلیدی و غربی قلم داد میکنند. شاید هم دلایل دیگری نیز داشته باشد، مانند طرز لباس پوشیدن رپ خوان ها و یا حرکات عجیب و مزحکی که از خود بروز میدهند! در جواب این افراد هم باید گفت که این دسته از افراد ناآگاه برای این که نشان دهند بله ما هم میدانیم رپ چیست و ما هم به این سبک آهنگ ها گوش میدهیم و میخواهند به نحوی جلوی چشم باشند و خودی نشان دهند،دست به چنین کارهایی میزنند که البته این دسته از افراد در بین رپ خوان های ایرانی بسیار بسیار کم به چشم می خورد و اصولا انسان های تازه به دوران رسیده و بی تجربه دست به چنین کارهایی میزنند.

در کل رپ ایرانی میتواند یکی از ارکان پیشرفت کشور باشد. چرا که افراد رپ خوان با استفاده از خلاقیت های خود مسائل روز جامعه، دغدغه ی قشر های مختلف کشور و مشکلات و انتظارات مردم را مطرح میکنند. مسئولین و عوامل زیربط با پشتیبانی و تکیه بر این سبک نوین میتوانند به راحتی عوامل ضعف کشور و کمبود ها و کاستی ها را به نحوی برطرف سازند.

با امید پیشرفت موسیقی و ایران در عرصه های مختلف.  

لینک مطلب

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 1:44 |
چشم، چشم‌را نمي‌بيند. سياهي كاملا بر زمين سايه انداخته است، اما اين مردها كه از قبل همه‌چيز را با هم هماهنگ كرده‌‌اند، تاريكي را به نور ترجيح مي‌دهند.

بيل و كلنگ به سرعت از صندوق عقب ماشين بيرون مي‌آيد، چند فانوس و كمي طناب و البته اصل كاري هم. هوا تب دارد و سكوت با صداي خش‌خش پاي مردها بر هم مي‌خورد. هيس... به هم نگاه مي‌كنند. اينجاست. ضربات سنگين كلنگ بر سر سخت زمين مي‌كوبد و چاله‌اي را شكل مي‌دهد. نقشه از درون جيب يكي از مردها بيرون مي‌‌ِآيد. بايد كمي آن‌طرف‌تر باشد.
اين را مرد مي‌گويد و به علامت قرمز روي نقشه اشاره مي‌كند. دوباره كلنگ‌ها راه زمين را طي مي‌كنند. چاله عميق‌تر مي‌شود و شكل‌گودال‌ به خود مي‌گيرد. اينجا است. اين را يكي ديگر از مردها مي‌گويد. سرگروه دستور توقف مي‌دهد. مثل اينكه نوك تيز كلنگ به جسمي سخت اصابت كرده است. چشم‌ها برق مي‌زند و خون زير پوست‌ها مي‌دود. براي گودكردن كنده‌شان از دست مدد مي‌گيرند. نفس‌ها به شماره مي‌افتد. جسم سخت، رخ نمايان مي‌كند و فانوس پرده از چهره‌اش مي‌اندازد. نفس‌ها با نواي آه از گلو خارج مي‌شود. اينجا هيچ‌چيز نيست الا يك تخته‌سنگ.
كافي است ماموري از نيروهاي پليس يگان حفاظت ميراث فرهنگي باشي تا براي چند بار در طول عمر شغلي‌ات اين صحنه‌ها را ديده باشي؛ صحنه‌هايي كه در آن وسوسه‌شدگان ثروت پاشنه را وركشيده و با قافله بخت همراه مي‌‌شوند تا شايد از كوران حوادث احتمالي باري پربار به خانه ببرند. ولي آرزوها خيلي زود دود مي‌شود و به هوا مي‌رود. در بازار يافتن گنج، گرگ‌هاي زيادي خفته‌اند و چنگ و دندانشان آنقدر برنده است كه هر تازه‌كاري را حتي به بهاي ستاندن جان، از معركه به در مي‌كنند. البته تازه‌‌كارهايي كه زياد سمج نباشند و موي دماغ نشوند احتمال جان سالم به در بردن‌شان بيشتر است ولي اين عده فريبي مي‌خورند كه ته آن چيزي جز معامله تمام هستي‌شان با نقشه‌هاي جعلي و اجناس قلابي نيست. اما اگر اين معامله باخت – باخت هم باشد كسي كه وسوسه ثروتمندشدن همه وجودش را گرفته است، حاضر است ريسك هم بكند، اما تاوان ريسك كردن سنگين است.
جويندگان گنج ويژگي‌هاي ديگري هم دارند، آنها نه خسته مي‌شوند نه كلافه. آنها در دنياي موهوم خويش، خود را مي‌بينند كه لابه‌لاي انبوهي از سكه‌هاي باستاني يا ظروف مرصع قهقه‌ مستانه مي‌زنند و خوشحالند از اينكه براي هميشه با فقر خداحافظي مي‌كنند. آنها براي محقق شدن اين آرزويشان هم كه شده كوله‌باري مهيا مي‌كنند و راه دشت و كوه و بيابان را طي مي‌كنند تا به گنجي كه هميشه آن را پنهان شده در زير اندام ماري بزرگ مي‌پندارند، دست بيابند. جويندگان گنج پس به همه‌جا سرك مي‌كشند و گام به گام همراه حوادث تاريخي حركت مي‌كنند تا پاي جاي پا بزرگاني بگذارند كه روزي روي همين خاك ثروت انبوهي داشته‌‌اند. گنج ضحاك و سليمان واقعا وسوسه‌كننده است، اما يافتن هشت‌گنج خسرو‌پرويز و قارون نورعلي نور مي‌شود. جوينده گنج آرزو مي‌كند كه اي كاش بختي چون شاه ساساني داشت و بادهاي مخالف، ثروتي به عظمت «گنج بادآورده» برايش مي‌آورد. او شايد شدت توهماتش به اندازه‌اي باشد كه گمان مي‌كند اگر گوش را به زمين بچسباند، صداي زنگوله‌ شترهاي قارون را كه روزي خاك او را بلعيده است را مي‌شنود. پس مقصد جوينده گنج مشخص است. هرجايي كه تمدن كهن ايران زمين به آنجا رسيده باشد، محل خوبي براي يافتن گنج است. البته مسوولان ميراث فرهنگي هيچ‌گاه به وضوح حاضر به معرفي محل دقيق استقرار تمدن‌ها و بقاياي احتمالي شهرهاي باستاني نيستند؛ چرا كه به زعم آنها ذكر اين نام‌ها تنها جويندگان گنج و البته آنهايي كه شايد دنبال آن نيستند را وسوسه مي‌كند. اما كسي كه انرژي‌اش را براي يافتن ثروت مردمان كهن صرف مي‌كند، حتما تاريخ خوان دقيقي نيز هست. جويندگان گنج اغلب مي‌دانند كه به كدام سو بايد بروند مگر اينكه شيادان فرهنگ دزد آنها را گمراه كنند. «90درصدي كساني كه دنبال گنج هستند، مي‌بازند و از 10‌درصدي كه به چيزي مي‌رسند، پنج درصدشان گرفتار قانون مي‌شوند و از پنج درصد باقيمانده فقط دو درصد به اشياي قيمتي مي‌رسند.
اما اين آمار براي جويندگان گنج اسباب تنبيه نيست. آنها نه به پند كارشناسان بلكه به مغناطيسي جلب مي‌شوند كه از دل زمين بر مي‌آيد». اينها گفته‌هاي‌ مرادي، كارشناس يگان حفاظت ميراث‌ فرهنگي است. ولي كسي كه عزمش را براي كسب ثروت آنهم از نوع باستاني‌اش جمع كرده هرگز به اين حرف‌ها اعتماد نمي‌كند. او مي‌داند كه در طول تاريخ گنج‌هاي شاهان ايراني به‌ويژه در زمان‌هايي كه كشور با بحران مواجه مي‌شده جايي امن‌تر از عمق زمين نداشته‌اند.
آنها همچنين مي‌دانند كه به واسطه تاريخ پرفراز و نشيب ايران مردم به‌ويژه‌ ثروتمندان اشياي قيمتي خود را به دست خاك يا شكاف ديوار مي‌سپرده‌اند تا با رفع اوضاع بحراني دوباره به سراغش بروند. البته از آنجا كه ايرانيان باستان به زندگي پس از مرگ را نيز باور داشته‌اند، بخشي از اجناس قيمتي‌شان به همراه آنها دفن مي‌شده پس امروز گورستان‌هاي باستاني هم جاذبه‌اي وصف نشدني براي جويندگان گنج دارد.
اما يك جوينده گنج هرچقدر هم كه تيز هوش باشد، اگر حرفه‌اي و عضو باندي خاص نباشد، بالاخره در دام فريب‌ مي‌افتد. تشخيص اصالت نقشه‌ها و اجناس به دست آمده از حفاري‌ها يكي از اين دام‌هاي هميشه پهن است.
كارشناسان و صاحب‌نظران تاريخ و فرهنگ به هيچ‌وجه اصالتي براي نقشه‌هاي گنج قائل نيستند؛ چرا كه باور دارند با گذشت ساليان متمادي و روي‌دادن حوادث متعدد مجالي براي بقاي نقشه‌هاي گنج نمانده است.
اما اگرچه كارشناسان امروز وجود گنج‌نامه را تاييد نمي‌كنند، اما گنج واژه‌اي است كه از حافظ و فردوسي گرفته تا جامي، سنايي، خواجو و اسدي در آثارشان از آن بسيار استفاده كرده‌اند. اما اين روزها قضيه گنج و گنج‌يابي فرق كرده است.
امروز ديگر بازار خريد و فروش نقشه و جنس فريبي بيش نيست. يك طرف معامله فردشيادي است كه انواع لطايف الحيل را براي فريب افراد به كار مي‌برد و طرف ديگر معامله خريداري ساده‌لوح است كه از شدت خامي، فريب مي‌خورد.
البته فروشنده‌هاي سودجو الفباي كار را خوب بلدند. آنها مي‌دانند كه تهيه نقشه گنج كمي پوست آهو يا گوسفند با كمي پودر و مقداري خاك مي‌خواهد كه پس از پاشيدن آن بر پوست، قديمي بودن نقشه را القا كند.
پس از تهيه پوست نوبت نگارش خطوط و مسير راهنما است. كسي كه نقشه را تهيه مي‌كند، مي‌تواند از خطوط ميخي يا پهلوي استفاده كند البته مفهوم بودن كلمه‌ها اهميتي ندارد؛ چرا كه يك جوينده گنج به هيچ وجه سواد خواندن آن را ندارد. پس از تهيه كليات نقشه، يك بدل‌كار ماهر شكل بعضي حيوانات يا حروف رمزي را هم به آن اضافه مي‌كند تا ديگر مولاي درزش نرود. حال نقشه تكميل است فقط فردي عوام و خيالاتي مي‌خواهد تا فروشنده ماهر آن را به او قالب كند. البته پيدا كردن نقشه گنج قلابي هم زياد ساده نيست؛ چرا كه فروشندگان هميشه از گير افتادن در دام ماموران هراس دارند؛ ولي به نظر مي‌رسد در جمع عتيقه‌فروشان كساني كه اين نقشه را دارند، يافت شوند. فهميدن قيمت نقشه‌هاي قلابي هم كار آساني نيست؛ زيرا مسوولان و كارشناسان اساسا از وجود چنين نقشه‌هايي ابراز بي‌اطلاعي مي‌كنند؛ ولي شنيده‌هاي جسته و گريخته از وجود نقشه‌هايي با قيمت بالاي 200هزار تومان در تهران حكايت دارد. اما ماجرا به اينجا ختم نمي‌شود. از آنجايي كه دست فروشندگان نقشه‌هاي قلابي رو شده است، عده‌اي از گنج‌فروش‌ها در مكاني كه روي نقشه مشخص كرده‌اند، اشيايي بدلي دفن مي‌كنند...
 تا جوينده را از خريد نقشه راضي كنند. درست همين جا است كه مشكل شروع مي‌شود؛ چرا كه جوينده گنج پس از ارائه جنس به فرد متخصص تازه متوجه قلابي بودن آن مي‌شود.
فلزياب، جانشين مطمئن نقشه
ولي هميشه يك راه گريز هست. اگر نقشه‌ها جواب ندهند، فلزياب‌ها كمك خوبي هستند. برخلاف نقشه‌ها، پيدا كردن فلزياب كار سختي نيست. كافي است صفحه‌‌هاي روزنامه را ورق بزني يا گشت و گذاري در اينترنت داشته باشي. البته قانون مصوب سال 79، توليد و فروش فلزياب را محدود كرده؛ به طوري كه استفاده از اين دستگاه‌ها بدون اجازه سازمان ميراث فرهنگي ممنوع است، ولي با اين حال هنوز فلزياب‌ها در سطح كشور به صورت گسترده به فروش مي‌رسند.
گوناگوني فلزياب‌ها هم بسيار زياد است به عنوان مثال با استفاده از دستگاه «لورنز ديپ‌مكس X3» مي‌توان در اعماق زمين محل دقيق اشياي فلزي را در بدترين شرايط محيطي شناسايي كرد. اين فلزياب داراي صفحه نمايش LC هم هست و با استفاده از سيم‌پيچ‌هاي به كار گرفته شده در آن مي‌توان اشياي كوچك مثل سكه‌هاي فلزي يا تكه‌هاي بزرگ طلا را پيدا كرد. دستگاه «جي‌اي‌ام‌اس» هم يكي ديگر از فلزياب‌هاي پيشرفته موجود در بازار است. تمام اسكن‌هايي كه با اين دستگاه انجام مي‌شود در حافظه داخلي آن ذخيره شده و به راحتي قابل‌انتقال به كامپيوتر است. «جي‌اي‌ام‌اس» يك سيستم جانبي هم دارد كه به وسيله آن ميان فلزهاي مختلف هنگام كاوش گنج (طلا و استيل) تفاوت قائل مي‌شود و به صورت صوتي و لرزشي مكان وجود طلا را (در عمق 250متري) مشخص مي‌كند.
در اين ميان فلزياب‌هاي ليزري كه اغلب ساخت كشور آلمان هستند، طرفداران زيادي دارند. «ايكستنل» يكي از اين فلزياب‌ها است كه قدرت رديابي از 2كيلومتري و در عمل 29متري را دارد و مي‌تواند به 10زبان خارجي سخن بگويد و فلزات، طلا، جاي خالي و موجودات زنده در عمق زمين را شناسايي كند، اين دستگاه 18ميليون تومان قيمت دارد. «جي‌تي‌اي 2005» نيز قابليت‌هاي مشابهي دارد و قيمت آن نيز چيزي در حدود يك ميليون و 200هزار تومان است. «بيوميو» هم از آن دسته فلزياب‌هايي است كه جاي طلا و جواهرات را مي‌تواند برحسب متر و ميلي‌متر بيان كند. قيمت اين دستگاه دو ميليون تومان است. البته در بازار كشور فلزياب‌هايي ارزان و گران زيادي به فروش مي‌رسد كه نوعي از آن كه تقلبي‌اش در كرج ساخته مي‌شود، قيمتي از حدود 500هزار تا يك ميليون و 500هزار تومان دارد. در اين ميان فلزياب‌هاي پيشرفته‌تر نيز تا 15ميليون تومان معامله مي‌شوند. بعضي از فلزياب‌هاي موجود در بازار نيز هم به صورت ريالي و هم به صورت ارزي معامله مي‌شوند.
به طور مثال فلزياب «Genesis» ساخت شركت DTI آلمان، 13ميليون تومان معادل 9هزار و 800دلار آمريكا معامله شده و محل تحويل آن در دبي است. اين در حالي است كه فلزياب ساخت شركت آمريكايي «Locators» در ايران شش‌ميليون و 800هزار تومان قيمت دارد و در دبي با پنج هزار و 950دلار تحويل داده مي‌شود.
فصل نهم قانون مجازات اسلامي
ماده 559-هركس اشيا و لوازم و همچنين مصالح و قطعات آثار فرهنگي- تاريخي را از موزه‌ها و نمايشگاه‌ها، اماكن تاريخي، مذهبي و ساير اماكن كه تحت حفاظت يا نظارت دولت است، سرقت كند يا با علم به مسروقه بودن، اشياي مذكور را بخرد يا پنهان دارد، در صورتي كه مشمول مجازات حد سرقت نشود، علاوه بر استرداد آن به حبس از يك تا پنج‌سال محكوم مي‌شود. ماده 560-هركس بدون اجازه از سازمان ميراث فرهنگي كشور يا با تخلف از ضوابط مصوب و اعلام شده از سوي سازمان مذكور در حريم آثار فرهنگي- تاريخي مذكور در اين ماده مبادرت به عملياتي كند كه سبب تزلزل بنيان آنها شود يا در نتيجه آن عمليات به آثار و بناهاي مذكور خرابي يا لطمه وارد آيد، علاوه بر رفع آثار تخلف و پرداخت خسارات وارده به حبس از يك تا سه‌سال محكوم مي‌شود. ماده 562-هرگونه حفاري و كاوش به قصد به دست‌‌آوردن اموال تاريخي، فرهنگي ممنوع بوده و مرتكب به حبس از شش ماه تا سه سال و ضبط اشياي مكشوفه به نفع سازمان ميراث فرهنگي كشور و آلات و ادوات حفاري به نفع دولت محكوم مي‌شود. چنانچه حفاري در اماكن و محوطه‌هاي تاريخي كه در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است يا در بقاع متبركه و اماكن مذهبي صورت گيرد، علاوه بر ضبط اشياي مكشوفه و آلات و ادوات حفاري مرتكب به حداكثر مجازات مقرر محكوم مي‌شود. تبصره 1-هركس اموال تاريخي- فرهنگي موضوع اين ماده را حسب تصادف به دست آورد و طبق مقررات سازمان ميراث فرهنگي كشور نسبت به تحويل آن اقدام نكند، به ضبط اموال مكشوفه محكوم مي‌شود.

  

نظر مراجع تقليد
1 - يافتن اتفاقي گنج در ملك يا زمين شخصي چه حكمي دارد؟
2 - اگر با نيت قبلي به دنبال گنج برويم چطور؟

آيت‌‌ا... العظمي مكارم شيرازي:
1 - اگر مالك باشيم، از نظر شرعي مشكلي ندارد؛ فقط يك پنجم آن را بايد بابت خمس بپردازيم؛ ولي از آنجايي كه يافتن گنج از نظر قانوني مقرراتي دارد، بايد با قانون هماهنگ كنيم.
2 - اشكالي ندارد

 

آيت‌ا... العظمي صانعي:
1 - اگر ملك شخصي يا زمين از سال‌ها قبل در تصرف صاحب آن باشد، گنج متعلق به يابنده است؛ ولي خمس آن بايد پرداخت شود. اما اگر ملك يا زمين به تازگي معامله شده باشد، گنج متعلق به صاحب قبلي آن است.
2 - اگر خلاف مقررات نباشد، اشكالي ندارد.

 

 
لینک اصلی

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 1:3 |

جديد كتابهاي رايگان فارسي

قديم كتابهاي رايگان فارسي

کتابخانه سازمان حمل و نقل اصفهان

کتابخانه سازمان زمين شناسي کشور

کتابخانه گسترش و نوسازي صنايع ايران

کتابخانه شماره يک مجلس شوراي اسلامي

کتابخانه صنعت برق


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 0:55 |
چند روز پيش در يكي از پيام هاي مردمي روزنامه خراسان ، شهروندي درخواست كرده بود طريقه ساختن بمب گوگلي را آموزش دهيم
البته واضح و مبرهن است كه ساختن بمب و آموزش شيوه آن كاري ممنوع و غير قانوني بوده و ترويج آن از طريق روزنامه مصداق بارز خرابكاري و اعمال غير قانوني است . اما شايد اين تنها مورد استثنايي بوده باشد كه نه تنها ساختن بمب ، نكوهيده و غير قانوني نيست بلكه مورد افتخار و تشويق هم هست !
منتهي براي ساختن چنين بمبي بايد به الگوريتم جناب گوگل و طريقه عملكرد روبوتهاي كاوشگر آن در اينترنت مسلط بود و علاوه بر آن حداقل نياز به يك دوجين لشكر 10 هزار نفري وبلاگ نويس پر انگيزه و پر انرژي
هست كه فراهم كردن آن ، چيزي در حد يك نهضت عظيم نرم افزاري است !

 

حميد ضيايي پرور


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت 0:35 |