تبليغاتX
ورق پاره
در حالی که برخی منابع از آغاز مذاکره ایران با انگلیس درباره پانزده نظامی بازداشتی اين کشور خبر داده‌اند، نخست وزير این کشور در اظهاراتی گستاخانه هشدار داده که اگر اين مذاکرات در ۴۸ ساعت آینده به آزادی پانزده تفنگدار منجر نشود، دولت او روز به روز موضع سخت تری عليه ايران اتخاذ خواهد کرد.

در حالی که برخی منابع از آغاز مذاکره ایران با انگلیس درباره پانزده نظامی بازداشتی اين کشور خبر داده‌اند، نخست وزير این کشور در اظهاراتی گستاخانه هشدار داده که اگر اين مذاکرات به آزادی پانزده تفنگدار منجر نشود، دولت او روز به روز موضع سخت تری عليه ايران اتخاذ خواهد کرد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، شب گذشته علی لاریجانی، دبير شورای عالی امنيت ملی ايران در اظهاراتي ديپلماتيك با رد محاكمه تفنگداران انگليسي اظهاركرد که کشورش علاقمند است اين مسئله از راههای ديپلماتيک حل شود و تماس مقدماتی ميان دو دولت در اين زمينه آغاز شده است.

در پی پخش اظهارات او، تونی بلر نخست وزير بريتانيا طی نشستی خبری در شهر گلاسگو در اسکاتلند گفته دو راه مشخص پيش روست، يکی اينکه موضوع از طريق مسالمتجويانه حل شود و نظاميان بازداشتی هر چه زودتر به کشور بازگردند، ديگر اينکه بريتانيا نشان دهد که اگر چنين راه حلی امکان پذير نشود، ناچار خواهد موضع سختی اتخاذ کند و روز به روز بر شدت موضعگيری خود بيفزايد.

وی افزود، اکنون ديگر با دولت ايران است که پاسخ دهد.

از سوی ديگر، ايران از لحن بريتانيا در قبال مسئله بازداشت ملوانان انتقاد می کند و مقامات ايرانی که پيشتر وعده داده بودند تنها زن بازداشتی در ميان ملوانان را بزودی آزاد خواهند کرد، اشاره کردند که به دليل آنچه "درشت گويی و رفتار نادرست" دولت بريتانيا می دانند، آزادی او را به تعويق انداخته اند.

آن گونه که دبير شورای عالی امنيت ملی ايران گفته، ايران خواهان آن است که هيئتی مأمور بررسی مسائلی که به بازداشت نظاميان بريتانيايی شده بينجامد، دولت بريتانيا اذعان کند که ملوانانش وارد آبهای ايران شده بودند و تضمين دهد که ديگر چنين اقدامی انجام نخواهد شد.

از توقيف هشت ملوان و هفت تفنگدار دريايی بريتانيايی در خليج فارس يازده روز می گذرد؛ ايران همچنان اصرار دارد اين ملوانان را در آبهای خود بازداشت کرده و بريتانيا با رد اين موضع تأکيد می ورزد که ملوانان در آبهای عراق به دست نيروهای ايرانی افتاده و گروگان محسوب می شوند

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 17:18 |
نابودي فرهنگ ما به دست اشخاصي رقم مي‌خورد كه مانند بريتني، ازدواج اول آنان تنها 55 ساعت دوام مي‌آورد و عكس برهنه بارداري او، عكس صفحه اول مجلات و تبليغ محصولات تجاري مي‌شود.

«پاريس هيلتون»، «بريتني اسپيرز» و «ليندزي لوهان»؛ آنان همه جا هستند، آن هم به بدترين وضعيت. جوانان آنان را ستايش مي‌كنند و نوجوانان آنان را مي‌پرستند. آيا ما در حال پرورش نسل شبه‌فاحشه‌ها هستيم؟

دختر شش ساله من،‌ عاشق «ليندزي لوهان» است. عاشق تيپ، موها و برنامه‌هايش. چند هفته پيش زماني كه او عكس سوپراستار مورد علاقه خود را در صفحه نخست روزنامه «نيويورك‌پست» ديد، با افتخار گفت: «او ليندزي لوهان است. چه كار مي‌كند؟».

اما من نمي‌توانستم پاسخ او را بدهم. نمي‌خواستم به او بگويم كه ليندزي كه گاهي مانند «پاريس هيلتون» و «بريتني اسپيرز» با سر و وضع نامناسبي در برابر دوربين‌ها ظاهر مي‌شود، در يك كلاس رقص لهستاني براي ايفاي نقش در يك فيلم است. البته اقدامات وي كه در جهت شغلش است، تا اندازه‌اي توجيه‌پذيرتر از بقيه است.

«نيكول ريچي» به تازگي ناگهان تصميم گرفت كه ماشينش را در لاين كناري يك بزرگراه متوقف كند و برود. «بريتني اسپيرز» به تازگي در «لاس وگاس» در اثر زياده‌روي در نوشيدن مشروب بيهوش پيدا شد. در تازه‌ترين موارد هم ليندزي به تازگي به يك مركز بازپروري اعتياد رفته بود. پيش از آن، او را در راهرو يك هتل با وضعيت بدي پيدا كرده بودند. روزنامه‌اي هم عكس «كيت ماس» را كه از چند پله سقوط كرده بود و يك بسته سيگار در دستش بود را منتشر كرده بود... .

«جولي سابروفسكي» معلم كلاس اول در سان‌ديه‌گو، مي‌گويد: دانش‌آموزان هفت ساله او از لغاتي مانند «سكسي» استفاده مي‌كنند. آهنگ‌هاي پاپ خوانده و با ترانه‌هاي خاص با پسرها رابطه برقرار مي‌كنند.

تنها همين امر براي والدين مي‌تواند نگران‌كننده باشند. اما به طور واقع اثرات زيانبار طولاني‌مدتي نيز وجود دارد. آيا ما در حال تربيت نسلي هستيم كه پدران و مادران ما، آنان را شبه‌فاحشه مي‌خواندند؟! دختران جواني كه لباس‌هاي زننده‌اي مي‌پوشند و با اهداف خاصي زندگي را مي‌گذارنند و يا آيا خيزش اين نسل دختران بد، نشانه‌اي از موضوعي ژرف‌تر مانند خرد شدن فرهنگ و تغيير ارزشي روابط زناشويي، عشق و زندگي وفادارانه و طولاني‌مدت است؟ ما مطمئنا، نخستين نسل از والديني نيستيم كه نگران چنين مسائلي مي‌شود و آخرين آن هم نخواهيم بود... .

كارشناسان بر اين باورند كه دختران دبستاني و راهنمايي براي جلب توجه پسران دامن كوتاه نمي‌پوشند، بلكه اين امر به علت تأثير رسانه‌ها و پذيرش در گروه‌هاي مختلف است... .

در اين ميان، رفتار افراد مشهور و به ويژه آناني كه خارج از كنترل هستند، حسي از عادي‌سازي را در نوشيدن الكل، تدخين و روابط جنسي ايجاد كرده است كه براي نوجوانان بسيار خطرناك است. «بريتني»، «پاريس» و «ليندزي» هر سه با افراد بي‌شماري رابطه دارند كه تنها تعداد بسيار اندكي از آنها روابط واقعي است.

«كريستين اسميت»، استاد جامعه‌شناسي دانشگاه «نوتردام»، مي‌گويد: «اين رويكرد باعث ايجاد يك حس كلي شده كه زندگي تنها ديوانگي، بي‌خيال‌ بودن، لذت بردن و توجه نكردن به روابط و مسائل جدي است و خطرناك‌تر اين‌كه نوجوانان نمي‌فهمند چگونه با دنياي اطراف خود شكل داده مي‌شوند و زماني كه متوجه اين امر نباشند، خطرات بيشتر مي‌شود... .

نابودي فرهنگ ما به دست اشخاصي رقم مي‌خورد كه مانند بريتني، ازدواج اول آنان تنها 55 ساعت دوام مي‌آورد و عكس برهنه بارداري او، عكس صفحه اول مجلات و تبليغ محصولات تجاري مي‌شود... .

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 17:17 |
در اين نوع ترورها، تيم‌هاي تروريستي سازمان، چنين توجيه شده بودند كه هركس عكسي از امام يا ديگر رهبران را در محل كار خود دارد، يا مانند پاسدارها ريش گذاشته باشد و يا لباس‌هاي وي شبيه تيپ‌هاي مذهبي باشد، بايد ترور شود و علت آن را نيز اين‌چنين توجيه مي‌كردند كه...

بررسي كارنامه ترورهاي سازمان مجاهدين خلق در استان تهران، نشان مي‌دهد كه آنان اكثرا با ترورهاي كور و با شواهدي نظير داشتن ريش يا عكس امام، به قتل مردم مي‌پرداخته‌اند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، بنا بر نتايج تحقيق مؤسسه مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي كه كاملترين پژوهش درباره اين سازمان تروريستي به شمار مي‌رود، از مجموع 418 ترور انجام شده در استان تهران طي سال‌هاي 57 الي 75، 366 مورد آن مربوط به سال‌هاي 1360 و 61 بوده كه حدود 2/94 درصد از آنها در شهر تهران رخ داده است.

اوج ترورهاي سازمان در دو سال 60 و 61 بوده است. در سال 62 سه مورد سال 63، 22 مورد و در سال 64، 65، هر كدام ده مورد ترور در استان تهران رخ داده است كه مجموع اين سه سال، 45 مورد مي‌شود. در سال‌هاي پس از 65، به دليل متلاشي شدن بخش اعظم شبكه ترور سازمان، آمار ترورها كاهش جدي مي‌يابد و در هر سال به كمتر از عدد انگشتان يك دست نمي‌رسد.

پس از شهر تهران، بيشترين آمار ترور با چهارده مورد، مربوط به شهرستان كرج بوده كه در حدود 3 درصد مجموع را از آن خود كرده است. كمتر از 5/2 درصد ترورها نيز در شهرستان‌هاي لواسانات و شميرانات رخ داده است.

ويژگي‌هاي آماري ترورشدگان
بسياري از ترورهاي سازمان، ترورهاي بدون شناسايي قبلي و به اصطلاح از نوع كور و اتفاقي بوده است. در اين نوع ترورها، تيم‌هاي تروريستي سازمان، چنين توجيه شده بودند كه هركس عكسي از امام يا ديگر رهبران سياسي و روحاني را در محل كار شخصي خود دارد، يا مانند پاسدارها ريش گذاشته باشد و يا لباس‌هاي وي شبيه نوع پوشش تيپ‌هاي مذهبي و هيأتي باشد، بايد ترور شود و علت آن را نيز اين‌چنين توجيه مي‌كردند كه اينان افراد حزب‌اللهي و «سرانگشتان رژيم» هستند و خانه‌هاي تيمي هم توسط همين افراد لو مي‌رود. با نگاهي اجمالي به مشاغل و نوع فعاليت‌هاي اجتماعي افراد ترور شده، مي‌توان بيشتر پي به ابعاد اين موضوع برد.

از مجموع 366 شهيد ترورشده استان تهران در دو سال 60 و 61، افرادي كه در زمان ترور شاغل در بخش‌هاي دولتي بوده‌اند، 193 نفرند؛ يعني حدود 53 درصد كل شهداي ترورشده را كارمندان تشكيل داده‌اند. از اين تعداد، 131 نفر افراد شاغل در سپاه، ارتش، بسيج و شهرباني بوده‌اند كه 36 درصد از كل افراد ترورشده در استان تهران را تشكيل مي‌دهند؛ بنابراين، بقيه 64 درصد ترورشدگان، مردم عادي بوده‌اند.

برخي تيم‌هاي تروريستي براي پيدا كردن سوژه ترور، با پوشش مأموران انتظامي جلوي افراد را مي‌گرفتند و از آنان مدارك شناسايي مي‌خواستند و در صورتي كه مدارك فردي، دال بر فعاليت وي در نهادهاي انقلابي، سازمان‌ها و وزارتخانه‌هاي دولتي بود، وي را ترور و يا هر گاه به هنگام بازرسي از مدارك و كيف اشخاص، به عكسي از حضرت امام و يا مسئولان برمي‌خوردند، قصد شوم خود را پياده مي‌كردند.

در همين زمينه، فرمانده يكي از واحدهاي تروريستي سازمان مي‌گويد: «تيم‌هاي عملياتي وقتي به شخصي برمي‌خوردند كه عكس امام در كيفش داشت، وي را ترور مي‌كردند و همين يك موضوع؛ يعني «حامي خط رهبري بودن» براي ترور كافي بود».

در اين دو سال، از مجموع كل استان تهران، 84 نفر؛ يعني 23 درصد افراد ترور شده، داراي شغل آزاد بوده‌اند. اين مشاغل عبارتند از: مشاغل فني، راننده، مغازه‌دار، پزشك و ديگر مشاغل آزاد كه بيشتر آنان به هنگام فعاليت در محل كار خويش به شهادت رسيده‌اند. همچنين از مجموع كل شهداي ترور در استان تهران 24 نفر آنان؛ يعني 7/6 درصد را كارگران و 27 نفر؛ يعني 5/7 درصد را دانش‌آموزان و سيزده نفر؛ يعني 8/3 درصد را روحانيون تشكيل مي‌دهند.

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در جمعه سوم فروردین 1386 و ساعت 23:24 |
تصاوير قبرستان بقيع در آن مقطع، از آن رو داراي اهميت است كه چند سال بعد، با روي كار آمدن آل سعود و وهابيون در عربستان و پايان قدرت عثماني‌ها در اين ديار، گنبد و بارگاه موجود در آن تخريب شد.

با انتشار كتاب آلبوم عكس‌هاي اختصاصي سلطان عبدالحميد عثماني از مكه و مدينه، تصاوير جالب و كم‌نظيري از بقاع متبركه مدينه و به ويژه قبرستان بقيع به دست آمده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، اين كتاب در سال 2006 تقريبا هم‌زمان در نيوجرسي آمريكا و استانبول تركيه به چاپ رسيد.

در اين كتاب، حدود 130 تصوير زيبا و تاريخي از صحراي عرفات، كعبه، مسجدالنبي تا قبرستان ابوطالب و شهر مكه و مدينه منتشر شده است.

1. بيت الاحزان
2. قبر مطهر چهار امام معصوم
3. دختران پيامبر
4. زنان پيامبر
8. عثمان (خليفه سوم)
10. فاطمه بنت اسد

تصاوير قبرستان بقيع در آن مقطع، از آن رو داراي اهميت است كه چند سال بعد، با روي كار آمدن آل سعود و وهابيون در عربستان و پايان قدرت عثماني‌ها در اين ديار، گنبد و بارگاه موجود در آن تخريب شد.

اين اقدام در آن زمان، مورد اعتراض دولت ايران قرار گرفت و حتي رضاشاه پهلوي عليه آن بيانيه صادر كرد.
گفتني است، سعودي‌ها سال 1340 قمري (1301 شمسي)، قدرت را در عربستان به دست گرفتند و سال 1443 قمري (1304 شمسي) ‌ساختمان‌هاي موجود در بقيع را تخريب كردند.

 

 

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در جمعه سوم فروردین 1386 و ساعت 23:22 |
عده‌ای آزادی یک تبعه آلمانی تنها چند روز پیش از دستگیری شهرام را با انتقال جزایری از آلمان به تهران مرتبط می‌دانند و معتقدند آزادی این آلمانی پیش از پایان دوره زندان، بر اساس رایزنی با مقامات آلمانی و با معاوضه در حالی انجام شده است.

هرچند شهرام جزایری روز بیست و هفتم اسفند پس از حدود یک ماه توسط ماموران وزارت اطلاعات دستگیر شد، هنوز مراجع رسمی محل دستگیری او را اعلام نکرده اند و به دنبال بازتاب گسترده اعلام فرار شهرام جزایری، عدم اطلاع رسانی و ابهام درباره محل دستگیری وی، شایعات و تحلیلهای متفاوتی را در افکار عمومی به وجود آورده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، تا کنون سه گمانه درباره محل دستگیری جزایری مطرح شده است.
تحلیل اول که بیشتر در قالب شایعات میان مردم مطرح می شود، از عدم خروج شهرام از کشور حکایت می‌کند.حال آن که اعلام رسمی دستگیری وی در کشورهای حاشیه خلیج فارس این گزینه را رد می کند.
برخی منابع نیز روستایی در کشور عمان را به عنوان محل دستگیری وی عنوان می کنند و معتقدند به دلیل اقدام وزارت اطلاعات در دستگیری، تکذیب این مساله توسط سفارت ایران در عمان هم خللی به تحلیل آنان وارد نمی کند.

اما سومین گمانه حاکی از آن است که شهرام در آلمان دستگیر شده و از آنجا به امارات و سپس با هواپیمای فالکن اختصاصی به تهران منتقل شده است. چند روز قبل از بازداشت جزایری نیز قویترین گزینه مطرح شده از مشاهده شهرام در فرانکفورت ، پس از فرار او از مسیر ترکیه به آلمان حکایت می کرد.
عده ای آزادی یک تبعه آلمانی تنها چند روز پیش از دستگیری شهرام را با انتقال جزایری از آلمان به تهران مرتبط می دانند و معتقدند آزادی این آلمانی پیش از پایان دوره زندان، بر اساس رایزنی با مقامات آلمانی و با معاوضه در حالی انجام شده است که ایران و آلمان قراردادهای مستحکمی درباره استرداد مجرمین با هم ندارند.

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در جمعه سوم فروردین 1386 و ساعت 23:21 |
سوال درباره ارتباط بين توصيف مرسوم از چهره پيامبر و چهره جوان تونسي، هنوز بدون پاسخ مانده است. تصوير نمايشگر چهره يک نوجوان خندان است، با دهاني نيمه باز، عمامه‌اي بر سر و گل ياسمني بر گوش. همين چهره در کارت پستالهاي ديگري و تحت عناوين ديگري از قبيل احمد، جوان عرب و غيره تصوير شده است.

سالهاست که تصويري به عنوان تصوير نوجواني رسول خدا (ص) در ايران انتشار مي‌يابد. بسياري از مردم در عين نشان دادن علاقه شان به اين تصوير، اين پرسش را مطرح مي‌کنند که تصوير ياد شده از کجا آمده است؟ شنيده شده است که کساني در پاسخ مي‌گويند اين تصويري است که بحيراي راهب در سفري که حضرت به همراه عمويش ابوطالب به شام داشت، آن را کشيده است. اما در واقع درستي اين پاسخ در معرض ترديد قرار دارد.

مقاله زير کوششي است براي بازشناسي منبع اصلي اين تصوير. نويسنده استدلال‌هاي خاص خود را دارد و تلاش کرده تا نشان دهد اصل اين تصوير از کجا آمده است. شايد باب بحث در اين باره همچنان باز باشد.

به گزارش
كتابخانه تاريخ اسلام و ايران، Lehnert که در موسسه هنرهاي گرافيکي وين تحصيل کرده بود، روابطي با اعضاي جنش pictorialist که عکاسي را به عنوان اثر هنري مي‌دانستند، داشت. عکسهاي Lehnert نه تنها بيابان، تپه‌هاي شن روان، بازارها و مناطق محلي تونس را نشان مي‌داد، بلکه شامل تصاويري از پسران و دختران نابالغ جوان بود که سني بين کودکي و نوجواني و چهره‌اي بين زن و مرد داشتند. اين تصاوير معمولا مطابق سليقه مشتريان اروپايي تهيه شده بود که تصويري وسوسه انگيز و وهم‌آميز از شرق داشتند.

کارت پستال نشان داده شده در شکل 1، که براساس شماره گذاري L&L، شماره آن 106 است به عنوان مدل پوسترهاي ايراني مورد استفاده قرار گرفته است. به علاوه، نام کارت پستال شماره 106 محمد است، که اين خود به تنهايي مي‌تواند نشان دهد که چرا تصويرگران ايراني آنرا به عنوان مدلي از حضرت محمد(ص) انتخاب نموده‌اند. بدون شک، همه نسخ موجود از اين عکس، همه از عکس شماره 106 الگوبرداري کرده‌اند با اين تفاوت که نسخ اوليه به عکس اصلي شبيه ترند. بدين ترتيب، Lehnret ناخواسته در قلب يک اسطوره قرار گرفته است.

سوال درباره ارتباط بين توصيف مرسوم از چهره پيامبر و چهره جوان تونسي، هنوز بدون پاسخ مانده است. تصوير نمايشگر چهره يک نوجوان خندان است، با دهاني نيمه باز، عمامه‌اي بر سر و گل ياسمني بر گوش. همين چهره در کارت پستالهاي ديگري و تحت عناوين ديگري از قبيل احمد، جوان عرب و غيره تصوير شده است.

برخي از نوشته‌ها براي اين اثر ريشه‌اي مسيحي قائلند، و نه يک ريشه اسلامي که اين مساله مسلمانان را از گناه نگاه به صورت پيامبر و يا تصويرگري چهره وي، مبري مي‌سازد. به علاوه، اين مويد اين مطلب است که مسيحيان حضرت محمد [ص] را در همان سنين کودکي به عنوان شخصيتي الهي پذيرفته اند. اين داستان از يک کشيش مسيحي کاتوليک يا ارتدکس به نام بحيرا صحبت مي‌کند که بر اساس داستان، در حين گشت و گذار حضرت در سوريه وي را براساس نشانه پيامبري بين شانه‌هايش بازشناخته است.

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در جمعه سوم فروردین 1386 و ساعت 23:19 |
‌ماجراي يك عكس

راستي‌آزمايي تمثال منسوب به پيامبر

۲۶ اسفند ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۸:۱۹ تعداد بازديد: 15302 كد خبر: ۶۳۱۸۹

ترجمه جعفر جعفريان

سال‌هاست که تصويري به عنوان تصوير نوجواني رسول خدا (ص) در ايران انتشار مي‌يابد. بسياري از مردم در عين نشان دادن علاقه شان به اين تصوير، اين پرسش را مطرح مي‌کنند که تصوير ياد شده از کجا آمده است؟ شنيده شده است که کساني در پاسخ مي‌گويند اين تصويري است که بحيراي راهب در سفري که حضرت به همراه عمويش ابوطالب به شام داشت، آن را کشيده است. اما در واقع درستي اين پاسخ در معرض ترديد قرار دارد.

مقاله زير کوششي است براي بازشناسي منبع اصلي اين تصوير. نويسنده استدلالهاي خاص خود را دارد و تلاش کرده تا نشان دهد اصل اين تصوير از کجا آمده است. شايد باب بحث در اين باره همچنان باز باشد.

عجالتا اين مقاله را ترجمه و در اختيار خوانندگان عزيز قرار مي‌دهيم. عنوان اصلي مقاله چنين است:
The Story of Picture
Shiite Depictions of Muhammad
Pierree Centlivre & Micheline Centlivres-Demont

در مجله
ISIM Review 17
Spring 2006
pp. 18-19

شيعيان ايران سابقه ديرينه‌اي در به تصوير کشيدن اعضاي خاندان حضرت محمد(ص) و خود ايشان دارند. از اواخر دهه نود، پوسترهاي پرفروشي منقش به تصوير حضرت محمد(ص) در ايران چاپ شده است که در آنها حضرت محمد به صورت جواني خوش‌چهره تصوير گرديده است. اين پوسترها امروزه با استفاده از فناوريهاي روز و ابزارها و تکنيکهاي مختلف توليد مي‌گردند. با وجود اين، ساختار تصاوير هنوز سنتي هستند، پس زمينه آنها رنگ ساده‌اي دارد و رنگها به سادگي در کنار يکديگر قرار گرفته‌اند. به علاوه، اين تصاوير همواره خصوصيات و صفاتي دارند که تمايز آنها را از ديگر عکسها آسان مي‌سازد، به عنوان مثال شمشير دو لبه حضرت علي(ع).

اما تصويري که در اينجا بدان خواهيم پرداخت، اساسا با تصاوير قبلي متفاوت است: اين تصوير نوجواني خوش‌قيافه با چشماني لطيف و چهره‌اي دلنشين را نشان مي‌دهد که تا حد زيادي يادآور نقاشيهاي اواخر رنسانس است، به خصوص تصاوير نوجواناني که توسط Caravagio کشيده شده، همچون پسري با سبد ميوه (Boy Carrying a Fruit Basket رم، گالري Borghese) و يا پدر جان تمهيد دهنده (Saint John The Baptist موزه Capitole). همان نرمي مخمل‌شکل گونه‌ها، همان دهان نيمه باز و همان نگاه نوازش‌گر. هرچند نسخ متفاوتي از اين تصوير وجود دارد، اما همه آنها صورتي جوان را نشان مي‌دهند که اغلب در زير آنها نوشته شده محمد رسول الله و يا حتي اطلاعات دقيق‌تري درباره دوره‌اي از زندگي محمد(ص) که اين عکس بدان متعلق است و حتي منبع عکس داده شده است.

يک اکتشاف جالب
در سال 2004، در حين بازديد از يک نمايشگاه عکس مختص به دو عکاس Lehnert و Landrock، تصادفا موفق به کشف ريشه اين پوستر ايراني شديم و آن عکسي بود که Lehnert بين سالهاي 1904 و 1906 در تونس گرفته بود، و سپس در اوايل دهه بيست به صورت کارت پستال چاپ و توزيع شده بود.

Radolf Franz Lehnret ـ 1878 – 1948 ـ که اهل جمهوري چک امروزي بود، در سال 1904 به همراه Ernst Heinrich Landrock ـ 1878 – 1966 ـ آلماني به تونس آمد، اولي به عنوان عکاس و دومي به عنوان ناشر و مدير. از آنجايي که Lehnret در سال پيش از آن اقامتي کوتاه در تونس داشت، علاقه زيادي به مناظر طبيعي و ساکنان آنجا پيدا کرده بود. شرکت اين دو (L&L) به صورت تخصصي به چاپ تصاوير از مناظر زيبا در تونس و مصر مي‌پرداخت و هزاران عکس و کارت‌پستال از اين مناطق چاپ نمود.

به گزارش كتابخانه تاريخ اسلام و ايران، Lehnert که در موسسه هنرهاي گرافيکي وين تحصيل کرده بود، روابطي با اعضاي جنش pictorialist که عکاسي را به عنوان اثر هنري مي‌دانستند، داشت. عکسهاي Lehnert نه تنها بيابان، تپه‌هاي شن روان، بازارها و مناطق محلي تونس را نشان مي‌داد، بلکه شامل تصاويري از پسران و دختران نابالغ جوان بود که سني بين کودکي و نوجواني و چهره‌اي بين زن و مرد داشتند. اين تصاوير معمولا مطابق سليقه مشتريان اروپايي تهيه شده بود که تصويري وسوسه انگيز و وهم‌آميز از شرق داشتند.

Lehnret بدون شک در تهيه عکسها از اين مساله استفاده نموده، ولي نبوغ قابل توجهي نيز به خرج داده است. عکسهاي او به صورت چاپ نقره اي، گراورسازي شده و چهاررنگ چاپ شده است. اکثر اين کارت پستالها از سال 1920 در آلمان چاپ شده و در مصر پخش شده است.

چاپ‌ها و متن‌هاي منطبق
هيچ شکي نيست که کارت پستال نشان داده شده در شکل 1، که براساس شماره گذاري L&L، شماره آن 106 است به عنوان مدل پوسترهاي ايراني مورد استفاده قرار گرفته است. به علاوه، نام کارت پستال شماره 106 محمد است، که اين خود به تنهايي مي‌تواند نشان دهد که چرا تصويرگران ايراني آنرا به عنوان مدلي از حضرت محمد(ص) انتخاب نموده‌اند. بدون شک، همه نسخ موجود از اين عکس، همه از عکس شماره 106 الگوبرداري کرده‌اند با اين تفاوت که نسخ اوليه به عکس اصلي شبيه ترند. بدين ترتيب، Lehnret ناخواسته در قلب يک اسطوره قرار گرفته است.

سوال درباره ارتباط بين توصيف مرسوم از چهره پيامبر و چهره جوان تونسي، هنوز بدون پاسخ مانده است. تصوير نمايشگر چهره يک نوجوان خندان است، با دهاني نيمه باز، عمامه‌اي بر سر و گل ياسمني بر گوش. همين چهره در کارت پستالهاي ديگري و تحت عناوين ديگري از قبيل احمد، جوان عرب و غيره تصوير شده است.

کشف مسيري که باعث گرديده تصاوير چاپ شده در دهه بيست به دست ناشران تهران و قم در دهه نود برسد، براي ما ممکن نبوده است. اما اين سوال وجود دارد که چه چيزي باعث شده که ناشران ايراني شباهتي بين پيامبر اسلامي در سنين نوجواني و تصوير يک جوان تونسي بيابند؟

قبل از جنگ جهاني اول، تصوير محمد در مجله National Geographic در ژانويه سال 1914 و تحت مقاله‌اي با عنوان اينجا و آنجا در شمال آفريقا چاپ شد که زير آن نوشته شده بود عربي با يک گل. در دهه بيست، کارت پستالهاي تونسي L&L بين سربازان فرانسوي در شمال آفريقا بسيار محبوب بود. در دهه‌هاي هشتاد و نود، کتب متعددي شامل عکس اين نوجوان چاپ شد، ولي اغلب آنها عنواني غير از محمد به عکس داده‌اند.

در نسخ ايراني فعلي، اصلاحاتي روي تصوير انجام شده و از فريبندگي چهره نوجوان چيزهايي نگه داشته شده است ولي از زيبايي جذاب آن کاسته شده است. شانه سمت چپ اندکي با پارچه پوشانده شده است و دهان و چشمها اندکي اصلاح شده است. به طور کلي مي‌توان گفت که هنرمندان ايراني سعي کرده‌اند جنبه‌هاي زيبا پسندانه تصوير Lehnert را کاهش دهند و تصوير را از حالت جذاب خارج نموده، به آن زيبايي مقدسي ببخشند.

عنوان يکي از پوسترها (تصوير 2) اين است: تصوير روحاني حضرت محمد، در سن 18 سالگي در همراهي عمويش در يک سفر تجاري از مکه به دمشق. به علاوه ادعا شده است که اين تصوير توسط يک کشيش مسيحي کشيده شده و تصوير اصلي آن در موزه رم قرار دارد.

ريشه مسيحي؟
همانطور که پيش از اين نيز گفته شد، برخي از نوشته‌ها براي اين اثر ريشه‌اي مسيحي قائلند، و نه يک ريشه اسلامي که اين مساله مسلمانان را از گناه نگاه به صورت پيامبر و يا تصويرگري چهره وي، مبري مي‌سازد. به علاوه، اين مويد اين مطلب است که مسيحيان حضرت محمد [ص] را در همان سنين کودکي به عنوان شخصيتي الهي پذيرفته اند. اين داستان از يک کشيش مسيحي کاتوليک يا ارتدکس به نام بحيرا صحبت مي‌کند که بر اساس داستان، در حين گشت و گذار حضرت در سوريه وي را براساس نشانه پيامبري بين شانه‌هايش بازشناخته است. پيامبر آينده بايد مي‌گفته است: «هنگامي که من به آسمان و ستاره‌ها مي‌نگرم خود را بالاتر از ستاره‌ها مي‌يابم». به همين دليل است که در بعضي عکسها ستاره‌هايي در پس زمينه عکس ديده مي‌شود.

هرچند که هيچ توصيفي درباره چهره حضرت محمد(ص) در نوجواني وجود ندارد، ولي توصيفاتي از چهره وي در بزرگسالي گفته شده است: گفته شده که وي پوستي سفيد داشته، چشماني سياه، گونه‌هايي صاف، ابروان پرپشت و کمان‌گونه. دنداندهاي مرتب و مويشان کمي موجدار بوده است. اين خصوصيات در مورد نوجوان تصوير شده در پوسترهاي ايراني ديده مي‌شود. در حقيقت اين تصويري از يک تصوير و نمايشي از يک نمايش است. به عبارت ديگر، تصويرگران ايراني مدلي از حضرت محمد(ص) را انتخاب کرده‌اند که نمايانگر زيبايي، جواني و توازن است.

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در جمعه سوم فروردین 1386 و ساعت 23:15 |