تبليغاتX
ورق پاره

 

سهراب سپهری

 

نام شعر : دره خاموش

  

سکوت بند گسسته است

کنار دره درخت شکوه پیکر بیدی

در اسمان شفق رنگ

عبور ابر سپیدی .

نسیم در رگ هر برگ می دود خاموش

نشسته در پس یک سنگ سوسماری سر.

ز خوف دره خاموش

نهفته جنبش پیکر.

به رته می نگرد سرد خشک، تلخ، غمین.

چو ماری روی تن می خزد راهی،

به راه ، رهگذری.

خیال دره رگ او ترس.

کشیده به هر گوشه نقش چشمه وهم:

زهر شکاف تن کوه

خزیده بیرون ماری .

به خشم از پس هر سنگ

کشیده خنجر خاری.

غروب پر زده از کوه.

به چشم گم شده تصویر راه و رهگذر .

غمی بزرگ پر از وهم

به ضخره سار نشسته است.

درون دره تاریک

سکوت بند گسسته است.

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384 و ساعت 0:45 |
قرآن مجید همراه با ترجمه ی انگلیسی آن در قالب نرم افزار The Noble Quran 3.0

شرکت IsalmSoft در انگلستان نرم افزاری بسیار ارزشمند با نام The Noble Quran عرضه نموده است و این کتاب آسمانی و مقدس را در قالب یک نرم افزار با ویژگی های بسیار مفید در اخیار مسلمانان علاقمند قرار داده است .

برخی از ویژگی های این نرم افزار ارزشمند :

این نرم افزار تمامی آیات و سوره ها را علاوه بر نسخه ی اصلی و عربی آن , برای شما به زبان انگلیسی به نمایش در می آورد .

توضیحات مکمل و گسترده در مورد هر سوره : مکی و مدنی بودن آن , شان نزول آیات , خلاصه و .......

 

معرفی نرم افزارهای شرکت AutoDWG برای تبدیل و مدیریت فایلهای DWG

 

فرمت DWG فرمت انحصاری نرم افزارهای قدرتمند نقشه کشی و 3بعدی ساز شرکت AutoDesk و نرم افزارهای آن شرکت مانند AutoCad است . شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که مایل مشاهده و یا استفاده از این فرمت در محیط های دیگر بوده باشید اما به دلایل مختلف مانند نصب نبودن نرم افزار بزرگ و سنگین AutoCad و یا ساپرت نکردن نرم افزار مربوطه از این فرمت قادر به انجام کار خود نشدید .

شرکت AutoDWG نرم افزار های متعدد و بسیار مفیدی برای استفاده هر چه آسان تر از فرمتهای DWG تهیه نموده است .

 

گشت و گذار مخفیانه در اینترنت با Invisible Browsing 4.0.41

 

یکی از راههای حفظ و تامین امنیت در اینترنت ناشناس بود , جلوگیری از لو رفتن IP Address شماست که به نوعی هویت شما در اینترنت می باشد .

Invisible Browsing نرم افزاری از شرکت AmplusNet , به کاربر امکان مخفی نمودن IP Adress ویا تغییر آن را می دهد تا بتواند به طور ناشناس به گشت و گذار در اینترنت بپردازد و از لو رفتن اطلاعات شما جلوگیری نماید . توسط پروکس سرورهای قدرتمند و سریع و ناشناس , به سرعت می تواند هویت شما را در اینترنت تغییر دهد .

 

مجموعه ای از ابزارهای قدرتمند مورد نیاز DVD : DVD X Utilities 1.5.5

 

DVD X Utilities نام مجموعه ی نرم افزاری قدرتمند و کاملیست که بسیاری از نیازهای شما در زمینه ی پخش با کیفیت , کپی DVD های محافظت و قفل گذاری شده , گرفتن نسخه ی پشتیبان و ساخت DVD های مورد علاقتان را رفع می کند .

 

 

Universal Upload Tool برنامه ای قدرتمند برای آپلود کردن فایل ها

 

احتمالا شما با واژه " آپلود " آشنایی دارید و یا اگر ندارید حتما یکبار شنیدید ! حالا این آپلود چیست؟!
پس بزارید با چند تا سوال و جواب به این پرسش پاسخ دهیم .

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384 و ساعت 18:52 |
احکام ازدواج موقت از نگاه آیت الله سیستانی (1)   

احکام ازدواج موقت از نگاه آیت الله سیستانی (2)

افشای نام نمایندگان کثیر السفر!  

مايكل جكسون و ساخت مسجد   

درس خارج و چاپلوسان 

كوچك‌زاده سقوط هواپيما سي 130 ارتش را به گردن خاتمی انداخت  

بازگشت مارمولک 

اولین سایت رسمی برای بازاریابی     

خفگي پيش از سقوط

مسدود کردن حساب دولت ايران در رم  

مجموعه عکس های اسکی در توچال  

اظهارات جديد احمدی نژاد بر عليه موجوديت اسرائيل  

احمدی نژاد: کشتار يهوديان افسانه است

نحس بودن عدد چهل و شش در سنندج؛ نظر شما چيست؟ 

آصفی: سخنان احمدی نژاد در مورد اسراييل يک بحث علمی است

بوش احمدی نژاد را 'آدمی عجيب' خواند  

منتظری نقش پورمحمدی در اعدامهای سال 67 را تأييد کرد 

بازی رايانه ای "حمله به ايران": شبيه سازی واقعيت محتمل  

با خاطره اعدامهای سال 1367

مطالبی در مورد جی‌میل  

در حاشیه جلسه  بررسی مشكلات تهران  

تصویری زیبا از یک شناگر

اقامه نماز در هواپیمای رئیس مجلس شورای اسلامی  

درگیری لفظی خاتمی با حجاریان  

خاطرات خواندنی تاج الملوک، همسر رضاشاه  

واکنش به یک افتضاح خبری  

اعتراف‌ تلخ‌ صفایى‌ فراهانى‌ بعد از 8 سال‌  

گفتگوی خواندنی با غول برره!  

ناگفته‌های زاهدی از سفر احمدی‌نژاد به عربستان  

شكایت ابطحی از شریعتمداری

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در سه شنبه بیست و دوم آذر 1384 و ساعت 11:14 |

سهراب سپهری

نام شعر :جان گرفته

از هجوم نغمه ای بشکاف گور مغز من امشب

مردهای را جان به رگ ها ریخت

پا شد از جا در میان سایه روشن

بانگ زد برمن :مرا پنداشتی مرده

و به خاک روزهای رفته بسپرده ؟

لیک پندار تو بیهوده است

پیکر من مرگ را از خویش می راند

سرگذست من به زهر لحظه های تلخ الوده است

من به هر فرصت که یابم برتو می تازم.

شادی ات را با عذاب الوده می سازم

با خیالت می دهد پیوند تصویری

که قرارت را کند در رنگ خود نابود

درد را با لذت امیزد

در تپش هایت فرو ریزد

نقش های رفته را باز اورد با خود غبار الود

مرده لب بر بسته بود

چشم می لغزید بر یک طرح شوم

می تراوید از تن من درد

نغمه می اورد بر مغزم هجوم

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در یکشنبه بیستم آذر 1384 و ساعت 20:37 |
تبدیل سیستم به تلفن ,ماشین فکس و دیتا , منشی تلفنی توسط PC-Telephone 5.7

PC-Telephone نام نرم افزار ارتباطی کوچک و در عین حال بسیار قدرتمندیست که کامپیوتر شما را به یک تلفن حرفه ای و دیجیتال , ماشین فکس , پیام گیر و وسیله ای برای انتقال دیتا و .... تبدیل می کند .

نرم افزاری برای پخش با کیفیت بیش از 70 فرمت صوتی و تصویری FantasyDVD 8.50

 یک DVD Player قدرتمند از شرکت Fantasysoft است که قادر به پشتیبانی بیش از 70 فرمت صوتی و تصویری می باشد .

معرفی Mozila FireFox 1.5 و بررسی امکانات و برتری های این نسخه

بلاخره پس از مدت ها بنیاد موزیلا نسخه نهایی مرورگر فایرفاکس ورژن 1.5 را ارائه داد . فایرفاکس یک مرورگر اینترنتی است که چندی پیش از مرز 100 میلیون دانلود کننده گذشت .

CD-Lock 05.09.1 نرم افزاری برای قفل گذاری بر روی CD و DVD و سایر حافظه ها

برای محافظت کردن از اطلاعات ارزشمند خود مخصوصا اطلاعات روی CD وDVD و فلاپی و سایر حافظه های جانبی چه می کنید ؟ آیا دنبال راهی برای قفل گذاری و غیر قابل دسترسی کردن آنها نیستید ؟

جاسوسی تمامی فعالیت های سیستم توسط نرم افزار کوچک Perfect Keylogger 1.62

با خبر شدن از اتفاقاتی که در سیستم در زمان حضور نداشتن می افتد برای خیلی از کاربران می تواند جالب باشد , اینکه چه کسانی با سیستم کار و چه کارهایی کرده اند و .............

Perfect Keylogger  نرم افزاری کوچک و قدرتمند از شرکت BlazingTools  , به شما امکان جاسوسی کامل سیستم و ضبط تمامی رخداد ها و فرستان گزارش را برای شما در هر نقطه از دنیا می دهد

تبدیل و ویرایش انواع فرمتهای صوتی موبایل توسط Mobile Ringtone Converter 2.3

دارا بودن Ringtone  زیبا و تک همیشه برای دارندگان تلفن همراه امتیاز محسوب می شود . پس چه خوب است که خود ما به خلق و ساخت انواع رینگ تون برای گوشی خود اقدام نماییم .

نقل از : P30WORLD DOWNLOAD

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در شنبه نوزدهم آذر 1384 و ساعت 1:25 |

سهراب سپهري

 

نام شعر :با مرغ پنهان

 

حرف دارم 

با تویی مرغی که می خوانی نهان از چشم

و زمان را با صدایت می گشایی !

 

چه ترا دردی است

کز نهان خلوت خوی میزنی اوا

و نشاط زند گی را از کف من می ربایی ؟

در کجا هستی نهان ای مرغ!

زیر تور سبزه های تر

یا درون شاخه های شوق؟

می پری از روی چشم سبز یک مرداب

یا که می شویی کنار چشمهّ ادراک بال و پر؟

هرکجا هستی ، بگو با من.

روی جاده نقش پایی نیست از دشمن.

افتابی شو!

رعد دیگر پا نمی کوبد به بام ابر.

مار برق از لانه اس بیرون نمی اید.

و نمی غلتد در زنجیر طوفان بر تن صحرا.

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در جمعه هجدهم آذر 1384 و ساعت 23:10 |
تصاوير احمدي نژاد در لباس احرام  

قالیباف در محل حادثه  

گزارش تصویری از سانحه سقوط هواپیما

سه یار دبستانی روایتی از وقایع 16 آذر 1332 در دانشگاه تهران  

قالیباف: خلبان، ماهرانه عمل كرد

راپورت ایام سبعه؛ اندر احوال صدور ده فرمان   

اقدام 'انجمن  موسيقی' برای رعايت حق مولف

عکس های خبری روز از چهار گوشه جهان  

احضار اعتراض آميز سفيران ايران در آلمان و اتريش

آلبوم عکس: کينگ کونگ وارد آمريکا شد  

جهان شکيبايی اش را در مورد ايران از دست می دهد

اخبار ورزشی ايران و جهان  

يک فيلم از سقوط هواپيما C130 ایران

 فیلمهای پرخرج تاریخ سینما کدامند؟  

مامور پليس ملکه زيبايی جهان شد

 طرح استيضاح وزير دفاع ايران بخاطر سقوط هواپيمای سی 130  

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در جمعه هجدهم آذر 1384 و ساعت 19:40 |

 سهراب سپهري نقاش و شاعر، 15 مهرماه سال 1307 در كاشان متولد شد

خود سهراب ميگويد

مادرم ميداند كه من روز چهاردهم مهر به دنيا آمده ام درست سر ساعت 12 مادرم صداي اذان را ميشنديده  است

پدر سهراب، اسدالله سپهري، كارمند اداره پست و تلگراف كاشان، اهل ذوق و هنر
وقتي سهراب خردسال بود، پدر به بيماري فلج مبتلا شد

 كوچك بودم كه پدرم بيمار شد و تا پايان زندگي بيمار ماند پدرم تلگرافچي بود در طراحي دست داشت خوش خط  بود تار مينواخت او مرا به نقاشي عادت داد   

مادر سهراب، ماه جبين، اهل شعر و ادب كه در خرداد سال 1373 درگذشت
تنها برادر سهراب، منوچهر در سال 1369 درگذشت خواهران سهراب  همايوندخت، پريدخت و پروانه
محل تولد سهراب باغ بزرگي در محله دروازه عطا بود
سهراب از محل تولدش چنين ميگويد
خانه، بزرگ بود باغ بود و همه جور درخت داشت براي يادگرفتن، وسعت خوبي بود خانه ما همسايه صحرا بود  تمام روياهايم به بيابان راه داشت

سال 1312، ورود به دبستان خيام

مدرسه، خوابهاي مرا قيچي كرده بود  نماز مرا شكسته بود  مدرسه، عروسك مرا رنجانده بود  روز ورود، يادم نخواهد رفت  مرا از ميان بازيهايم ربودند و به كابوس مدرسه بردند  خودم را تنها ديدم و غريب  از آن پس و هربار دلهره بود كه به جاي من راهي مدرسه ميشد  
 در دبستان، ما را براي نماز به مسجد ميبردند روزي در مسجد بسته بود  بقال سر گذر گفت  نماز را روي بام مسجد بخوانيد تا چند متر به خدا نزديكتر باشيد
مذهب شوخي سنگيني بود كه محيط با من كرد و من سالها مذهبي ماندم
بي آنكه خدايي داشته باشم 

سهراب از معلم كلاس اولش چنين ميگويد
 آدمي بي رويا بود پيدا بود كه زنجره را نميفهمد در پيش او خيالات من چروك ميخورد

خرداد سال 1319 ، پايان دوره شش ساله ابتدايي
 دبستان را كه تمام كردم، تابستان را در كارخانه ريسندگي كاشان كار گرفتم يكي دو ماه كارگر كارخانه شدم  نميدانم تابستان چه سالي، ملخ به شهر ما هجوم آورد  زيانها رساند  من مامور مبارزه با ملخ در يكي از آباديها شدم راستش، حتي براي كشتن يك ملخ نقشه نكشيدم اگر محصول را ميخوردند، پيدا بود كه گرسنه اند وقتي ميان مزارع راه ميرفتم، سعي ميكردم پا روي ملخها نگذارم

مهرماه همان سال، آغاز تحصيل در دوره متوسطه در دبيرستان پهلوي كاشان
 در دبيرستان، نقاشي كار جدي تري شد زنگ نقاشي، نقطه روشني در تاريكي هفته بود
از دوستان اين دوره  محمود فيلسوفي و احمد مديحي
سال 1320، سهراب و خانواده به خانه اي در محله سرپله كاشان نقل مكان كردند
سال 1322، پس از پايان دوره اول متوسطه، به تهران آمد و در دانشسراي مقدماتي شبانه روزي تهران ثبت نام كرد
 در چنين شهري [كاشان]، ما به آگاهي نميرسيديم اهل سنجش نميشديم در حساسيت خود شناور بوديم دل ميباختيم شيفته ميشديم و آنچه مياندوختيم، پيروزي تجربه بود آمدم تهران و رفتم دانشسراي مقدماتي به شهر بزرگي آمده بودم اما امكان رشد چندان نبود
سال 1324 دوره دوساله دانشسراي مقدماتي به پايان رسيد و سهراب به كاشان بازگشت
 دوران دگرگوني آغاز ميشد سال 1945 بود فراغت در كف بود فرصت تامل به دست آمده بود زمينه براي تكانهاي دلپذير فراهم ميشد

آذرماه سال 1325 به پيشنهاد مشفق كاشاني  در اداره فرهنگ كاشان استخدام شد

 شعرهاي مشفق را خوانده بودم ولي خودش را نديده بودم مشفق دست مرا گرفت و به راه نوشتن كشيد الفباي شاعري را او به من آموخت
سال 1326 و در سن نوزده سالگي، منظومه اي عاشقانه و لطيف از سهراب، با نام "در كنار چمن يا آرامگاه عشق" در 26 صفحه منتشر شد


دل به كف عشق هر آنكس سپرد
جان به در از وادي محنت نبرد
زندگي افسانه محنت فزاست
زندگي يك بي سر و ته ماجراست
غير غم و محنت و اندوه و رنج
نيست در اين كهنه سراي سپنج


مشفق كاشاني مقدمه كوتاهي در اين كتاب نوشته است
سهراب بعدها، هيچگاه از اين سروده ها ياد نميكرد

سال 1327، هنگامي كه سهراب در تپه هاي اطراف قمصر مشغول نقاشي بود، با منصور شيباني كه در آن سالها دانشجوي نقاشي دانشكده هنرهاي زيبا بود، آشنا شد اين برخورد، سهراب را دگرگون كرد
 آنروز، شيباني چيرها گفت از هنر حرفها زد ون گوگ را نشان داد من در گيجي دلپذيري بودم هرچه ميشنيدم، تازه بود و هرچه ميديدم غرابت داشت
شب كه به خانه بر ميگشتم، من آدمي ديگر بودم طعم يك استحاله را تا انتهاي خواب در دهان داشتم

شهريور ماه همان سال، استعفا از اداره فرهنگ كاشان
مهرماه، به همراه خانواده جهت تحصيل در دانشكده هنرهاي زيبا در رشته نقاشي به تهران ميايد
در خلال اين سالها، سهراب بارها به ديدار نميا يوشيج ميرفت

در سال 1330 مجموعه شعر "مرگ رنگ" منتشر گرديد برخي از اشعار موجود در اين مجموعه بعدها با تغييراتي در "هشت كتاب" تجديد چاپ شد


بخشهايي حذف شده از " مرگ رنگ "
 جهان آسوده خوابيده است،
فروبسته است وحشت در به روي هر تكان، هر بانگ
چنان كه من به روي خويش

سال 1332، پايان دوره نقاشي دانشكده هنرهاي زيبا و دريافت مدرك ليسانس و دريافت مدال درجه اول فرهنگ از شاه


 در كاخ مرمر شاه از او پرسيد  به نظر شما نقاشي هاي اين اتاق خوب است ؟
سهراب جواب داد  خير قربان
و شاه زير لب گفت  خودم حدس ميزدم

اواخر سال 1332، دومين مجموعه شعر سهراب با عنوان "زندگي خوابها" با طراحي جلد خود او و با كاغذي ارزان قيمت در 63 صفحه منتشر شد

تا سال 1336، چندين شعر سهراب و ترجمه هايي از اشعار شاعران خارجي در نشريات آن زمان به چاپ رسيد
در مردادماه 1336 از راه زميني به پاريس و لندن جهت نام نويسي در مدرسه هنرهاي زيباي پاريس در رشته ليتوگرافي سفر ميكند

فروردين ماه سال 1337، شركت در نخستين بي ينال تهران
خرداد همان سال شركت در بي ينال ونيز و پس از دو ماه اقامت در ايتاليا به ايران باز ميگردد

در سال 1339، ضمن شركت در دومين بي ينال تهران، موفق به دريافت جايزه اول هنرهاي زيبا گرديد
در همين سال، شخصي علاقه مند به نقاشيهاي سهراب، همه تابلوهايش را يكجا خريد تا مقدمات سفر سهراب به ژاپن فراهم شود
مرداد اين سال، سهراب به توكيو سفر ميكند و درآنجا فنون حكاكي روي چوب را مياموزد

سهراب در يادداشتهاي سفر ژاپن چنين مينويسد
 از پدرم نامه اي داشتم در آن اشاره اي به حال خودش و ديگر پيوندان و آنگاه سخن از زيبايي خانه نو و ايوان پهن آن و روزهاي روشن و آفتابي تهران و سرانجام آرزوي پيشرفت من در هنر
و اندوهي چه گران رو كرد  نكند چشم و چراغ خانواده خود شده باشم

در آخرين روزهاي اسفند سال 1339 به دهلي سفر ميكند
پس از اقامتي دوهفته اي در هند به تهران باز ميگردد
در اواخر اين سال، سهراب و خانواده اش به خانه اي در خيابان گيشا، خيابان بيست و چهارم نقل مكان ميكند
در همين سال در ساخت يك فيلم كوتاه تبليغاتي انيميشن، با فروغ فرخزاد همكاري نمود
تيرماه سال 1341، فوت پدر سهراب
 وقتي كه پدرم مرد، نوشتم  پاسبانها همه شاعر بودند
حضور فاجعه، آني دنيا را تلطيف كرده بود فاجعه آن طرف سكه بود وگرنه من ميدانستم و ميدانم كه پاسبانها شاعر نيستند در تاريكي آنقدر مانده ام كه از روشني حرف بزنم

تا سال 1343 تعدادي از آثار نقاشي سهراب در كشورهاي ايران، فرانسه، سوئيس، فلسطين و برزيل به نمايش درآمد
فروردين سال 1343، سفر به هند و ديدار از دهلي و كشمير و در راه بازگشت در پاكستان، بازديد از لاهور و پيشاور و در افغانستان، بازديد از كابل
در آبانماه اين سال، پس از بازگشت به ايران طراحي صحنه يك نمايش به كارگرداني خانم خجسته كيا را انجام داد
منظومه "صداي پاي آب" در تابستان همين سال در روستاي چنار آفريده ميشود

تا سال 1348 ضمن سفر به كشورهاي آلمان، انگليس، فرانسه، هلند، ايتاليا و اتريش، آثار نقاشي او در نمايشگاههاي متعددي به نمايش درآمد

سال 1349، سفر به آمريكا و اقامت در لانگ آيلند و پس از 7 ماه اقامت در نيويورك، به ايران باز ميگردد

سال 1351 برگذاري نمايشگاههاي متعدد در پاريس و ايران

تا سال 1357، چندين نمايشگاه از آثار نقاشي سهراب در سوئيس، مصر و يونان برگذار گرديد

سال 1358، آغاز ناراحتي جسمي و آشكار شدن علائم سرطان خون


ديماه همان سال جهت درمان به انگلستان سفر ميكند و اسفندماه به ايران باز ميگردد

سال 1359 اول ارديبهشت ساعت 6 بعد ازظهر، بيمارستان پارس تهران


فرداي آن روز با همراهي چند تن از اقوام و دوستش محمود فيلسوفي، صحن امامزاده سلطان علي، روستاي مشهد اردهال واقع در اطراف كاشان مييزبان ابدي سهراب گرديد


آرامگاهش در ابتدا با قطعه آجر فيروزه اي رنگ مشخص بود و سپس سنگ نبشته اي از هنرمند معاصر، رضا مافي با قطعه شعري از سهراب جايگزين شد


به سراغ من اگر مياييد
نرم و آهسته بياييد
مبادا كه ترك بردارد
چيني نازك تنهايي من

 كاشان تنها جايي است كه به من آرامش ميدهد و ميدانم كه سرانجام در آنجا ماندگار خواهم شد

و سهراب  ماندگار شد

 

 

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در پنجشنبه هفدهم آذر 1384 و ساعت 21:17 |
ختنه سوران فیدل کاسترو   

سگ امام رضا: من از آقای جنتی شاکی ام!   

پرنده مرگ بر فراز تهران

در هنگام ترور، در زندان بودم  

گنجي را با ملاقات هم شکنجه مي دهند  

۱۶ آذر

روابط جنسي در ساعات مشخص توصيه ائمه است   

من اورا مي شناسم...  

بحران اعتماد میان ایران و غرب  

«هاله نور» در ایلام هم دیده شد  

احمدي نژاد: به زودي مرگ دشمنان را به چشم مي بينيم و سقوط نظام سلطه را جشن مي‌‏گيريم

بدون انگلیس هرگز!   عجایب ترکیه   

احتمال 'سهل انگاری' در سقوط هواپيمای ايرانی   

 منوچهر نوذری درگذشت  

منوچهر نوذری، هنرمند باسابقه ايرانی، در گذشت: خاطرات شما  

نگاهی به کنسرت شجريانها، ‌عليزاده و کلهر در تهران  

ترانه های ماندگار  

اين هفته...

مرتضی ممیز، پدر گرافیک ایران  

عکس های شما از سقوط هواپيما در تهران

آمار سقوط هواپيماهاي ايران در 20 سال گذشته     

آيا باز هم تقصيرها را به گردن خلبان مي‌اندازيم؟

دستور نادرست به خلبان، عامل اصلي سقوط هواپيما    

چگونه «ابرزمين‌خوار» ايران، مقدس مي‌شود؟

25 سال از مرگ جان لنون گذشت  

تازه ترين فيلم اسپيلبرگ 'دعوتی برای صلح' است  

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در چهارشنبه شانزدهم آذر 1384 و ساعت 14:12 |
سهراب سپهری

نام شعر : تا گل هيچ

مي رفتيم، و درختان چه بلند ، و تماشا چه سياه !
راهي بود از ما تا گل هيچ .
مرگي در دامنه ها ، ابري سر كوه ، مرغان لب زيست.
مي خوانديم : "بي تو دري بودم به برون، و نگاهي به كران، و صدايي به كوير."
مي رفتيم، خاك از ما مي ترسيد، و زمان بر سر ما مي باريد.
خنديديم: ورطه پريد از خواب ، و نهان ها آوايي افشاندند.
ما خاموش ، و بيابان نگران، و افق يك رشته نگاه.
بنشستيم، تو چشمت پر دور، من دستم پر تنهايي، و زمين ها پر خواب.
خوابيديم. مي گويند: دستي در خوابي گل مي چيد

 نام شعر : اي همه سيماها

در سراي ما زمزمه اي ، در كوچه ما آوازي نيست.
شب، گلدان پنجره ما را ربوده است.
پرده ما ، در وحشت نوسان خشكيده است.
اينجا، اي همه لب ها ! لبخندي ابهام جهان را پهنا مي دهد.
پرتو فانوس ما ، در نيمه راه ، ميان ما و شب هستي مرده است.
ستون هاي مهتابي ما را ، پيچك انديشه فرو بلعيده است.
اينجا نقش گليمي ، و آنجا نرده اي ، ما را از آستانه ما بدر برده است.
اي همه هشياران ! بر چه باغي در نگشوديم ، كه عطر فريبي به تالار نهفته ما نريخت ؟
اي همه كودكي ها ! بر چه سبزه اي ندويويم، كه شبنم اندوهي بر ما نفشاند ؟
غبار آلوده راهي از فسانه به خورشيديم.
اي همه خستگان ! در كجا شهپر ما ، از سبكبالي پروانه نشان خواهد گرفت ؟
ستاره زهر از چاه افق بر آمد.
كنار نرده مهتابي ما ، كودكي بر پرتگاه وزش ها مي گريد.
در چه دياري آيا ، اشك ما در مرز ديگر مهتابي خواهد چكيد؟
اي همه سيماها ! در خورشيدي ديگر، خورشيدي ديگر.

برای تمام کسانی که امروز دیگه پیش ما نیستن

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در چهارشنبه شانزدهم آذر 1384 و ساعت 0:37 |

سقوط هواپيمای حامل خبرنگاران در تهران  

سقوط هواپيما در تهران از نگاه دوربين عکاسان

مجله اینترنتی هفت سنگ  

کلام خدا   

ویژه نامه پاسارگاد و تخت جمشید

تشیع پیکر مرتضی ممیز از خانه هنرمندان - 1  

تشیع پیکر مرتضی ممیز از خانه هنرمندان - 2

تشیع پیکر مرتضی ممیز از خانه هنرمندان - 3  

تشیع پیکر مرتضی ممیز از خانه هنرمندان - 4

تشیع پیکر مرتضی ممیز از خانه هنرمندان - 5  

تشیع پیکر مرتضی ممیز از خانه هنرمندان - 6

 

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در چهارشنبه شانزدهم آذر 1384 و ساعت 0:9 |
سهراب سپهری

نام شعر : واحه‌يي در لحظه

                        به سراغ من اگر مي‌آييد

به سراغ من اگر مي‌آييد،
پشت هيچستانم.

پشت هيچستان جايي است.
پشت هيچستان رگ‌هاي هوا، پر قاصدهايي است
كه خبر مي‌آرند، از گل واشده دورترين بوته خاك.
روي شن‌ها هم، نقش‌هاي سم اسبان سواران ظريفي است كه صبح
به سر تپه معراج شقايق رفتند.
پشت هيچستان، چتر خواهش باز است:
تا نسيم عطشي در بن برگي بدود،
زنگ باران به صدا مي‌آيد.
آدم اين‌جا تنهاست
و در اين تنهايي، سايه ناروني تا ابديت جاري است.

به سراغ من اگر مي‌آييد،
نرم و آهسته بياييد، مبادا كه ترك بردارد
چيني نازك تنهايي من.

                         چيني نازك تنهايي من

نقل از http://www.sohrabsepehri.com/main.asp 

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در یکشنبه سیزدهم آذر 1384 و ساعت 0:50 |
برج ميلاد  

خودروهاي فرسوده    

پخش سري جديد سريال «پرستاران»

ادعاي عجيب وكيل صدام  

یک کوسه از جنس یخ   

سايتهاي تك حرفي 

 تصویری از دانشجویانی که تا رسیدن بوش برای سخنرانی، خواب‌شان برد!

نسلي که با سانسور مقابله مي کند  

گروگان می گیری؟ غلط می کنی!   

هنر روز ياد ياران

"صندوق مهر رضا" بايگاني شد    

به جاي استبداد، به مستبد توجه کرده ايم

 چه کسي به چه کسي گل مي زند؟  

همه ايران در معرض ايدز 

سينماي جهان گفت وگو 

به انگيزه درگذشت استاد مرتضي مميز جاودان بر بوم زمان 

پاسخ به نامه های شما از ابراهیم نبوی 

آغاز فصل اسکی در بیابان دبی

راه‌اندازي سيستم گوياي ريزمكالمات تلفن تهران   

صدا قطع شد، شجریان صحنه را ترک كرد

یک داستان فلشی  

یک بازی کم‌حجم و تخم‌مرغی فلش   

سقوط هواپيماي در منطقه مسکوني تهران

مترو خراب شد، مسافران پیاده ره سپار خانه شدند 

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در پنجشنبه دهم آذر 1384 و ساعت 18:0 |
فروغ فرخزاد

              جمعه

 

 جمعه ساكت

جمعه متروك

جمعه چون كوچه هاي كهنه ، غم انگيز

جمعه انديشه هاي تنبل بيمار

جمعه خميازه هاي موذي كشدار

جمعه بي انتظار

جمعه تسليم

 

خانه خالي

خانه دلگير

خانه دربسته بر هجوم جواني

خانه تاريكي و تصور خورشيد

خانه تنهايي و تفال و ترديد

خانه پرده ، كتاب ، گنجه ، تصاوير

 

آه ، چه آرام و پرغرور گذر داشت

زندگي من چو جويبار غريبي

در دل اين جمعه هاي ساكت متروك

آه ، چه آروم و پر غرور گذر داشت

 

 

        هديه

 

من از نهايت شب حرف مي زنم

من از نهايت تاريكي

واز نهايت شب حرف مي زنم

 

اگه به خانه من آمدي ، براي من اي مهربان چراغ بياور

و يك دريچه كه از آن

به ازدحام كوچه خوشبخت بنگرم

 

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در پنجشنبه دهم آذر 1384 و ساعت 13:3 |
فروغ فرخزاد

        اعتراف

 

تا نهان سازم از تو بار دگر

راز اين خاطر پريشان را

مي كشم بر نگاه ناز آلود

نرم و سنگين، حجاب مژگان را

 

دل گرفتار خواهشي جانسوز

از خدا راه چاره مي جويم

پارسا وار در برابر تو

سخن از زهد و توبه مي گويم

 

آه، هرگز گمان مبر كه دلم

با زبانم رفيق و همراه است

هر چه گفتم دروغ بود...دروغ

كي تو را گفتم آنچه دلخواه است ؟

 

تو  برايم ترانه مي خواني

سخت جذبه اي نهان دارد

گويا خوابم و ترانه تو

از جهاني دگر نشان دارد

 

شايد اين را شنيده اي كه زنان

در دل « آري» و « نه » به لب دارند

ضعف خود را عيان نمي سازند

راز دار و خموش و مكارند

 

آه ، من هم مردم ، مردي كه دلش

در هواي تو مي زند پروبال

دوستت دارم اي خيال لطيف

دوستت دارم اي ترانه محال

 

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در چهارشنبه نهم آذر 1384 و ساعت 21:6 |
فروغ فرخزاد

         گمگشته

 

من به مردي وفا نمودم و او

پشت پا زد به عشق و اميدم

هرچه دادم به او حلالش باد

غير از آن دل كه مفت بخشيدم

 

دل من كودكي سبكسر بود

خود ندانم چگونه رامش كرد

او كه مي گفت دوستت دارم

پس چرا زهر غم به جامش كرد؟

 

اگر از شهد آتش لب من

جرعه اي نوش كرد و شد سر مست

حسرتم نيست ز آنكه اين لب را

بوسه هاي نداده بسيار است

 

باز هم در نگاه خاموشم

قصه هاي نگفته اي دارم

باز هم چون به تن كنم جامه

فتنه هاي نهفته اي دارم

 

باز هم مي توان به گيسويم

چنگي از روي عشق و مستي زد

باز هم مي توان در آغوشم

پشت پا بر جهان هستي زد

 

بازهم مي دود به دنبالم

ديدگاني پر از اميد و نياز

باز هم با هزار خواهش گنگ

مي دهندم به سوي خويش آواز

 

باز هم دارم آنچه را كه شبي

ريختم چون شراب در كامش

دارم آن سينه را كه او مي گفت

تكيه گاهي است بهرآلاميش

 

ز آنچه دادم به او مرا غم  نيست

حسرت و اضطراب و ماتم نيست

غير از آن دل كه پر نشد جايش

به خدا چيز ديگرم كم نيست

 

كو دلم ، كو دلي كه برد و نداد

غارتم كرده ، داد مي خواهم

دل خونين مرا چه كار آيد

دلي آزاد و شاد مي خواهم

 

دگرم آرزوي عشقي نيست

بيدلان را چه آرزو باشد

دل اگر بود باز مي ناليد

كه هنوزم نظر به او باشد

 

او كه از من بريد و تركم كرد

پس چرا پس نداد آن دل را

واي بر من كه مفت بخشيدم

دل آشفته حال غافل را

 

 

 

گريز و درد

 

رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت

راهي بجز گريز برايم نمانده بود

اين عشق آتشين پر از درد بي اميد

در وادي گناه و جنونم كشانده بود

 

رفتم ، كه داغ بوسه پر حسرت تو را

بااشكهاي ديده زلب شستشو دهم

رفتم كه ناتمام بمانم در اين سرود

رفتم كه با نگفته به خود آبرو دهم

 

رفتم مگو،مگو، كه چرا رفت ، ننگ بود

عشق من و نياز تو و سوز و ساز ما

از پرده خموشي و ظلمت ، چو نور صبح

بيرون فتاده بود بيكباره راز ما

 

رفتم كه گم شو چو يكي قطره اشك گرم

در لابلاي دامن شبرنگ زندگي

رفتم، كه در سياهي يك گور بي نشان

فارغ شوم ز كشمكش و جنگ زندگي

 

من از دو چشم روشن و گريان گريختم

از خنده هاي وحشي طوفان گريختم

از بستر وصال به آغوش سرد هجر

آزرده از ملالت وجدان گريختم

 

اي سينه در حرارت سوزان خود بسوز

ديگر سراغ شعله آتش ز من مگير

مي خواستم كه شعله شوم سركشي كنم

مرغي شدم به كنج قفس بسته و اسير

 

روحي مشوشم كه شبي بي خبر ز خويش

در دامن سكوت به تلخي گريستم

نالان ز كرده ها و پشيمان ز گفته ها

ديدم كه لايق تو و عشق تو نيستم

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در چهارشنبه نهم آذر 1384 و ساعت 19:24 |

اعلام مراسم بزرگداشت براي مرحوم مميز

 

 مراسم ياديود مرحوم استادمرتضي  مميز روز جمعه ساعت 15.30 در مسجد نور واقع در ميدان فاطمي برگزارمي شود.

همچنين مراسمي ديگر روز شنبه 12 آذر ساعت 10.30 از سوي پرديس هنرهاي زيباي دانشگاه تهران در مسجد دانشگاه تهران به همين مناسبت برپا خواهد شد.

موزه هنرهاي معاصر تهران نيز پنج شنبه 10 آذر ساعت 17 مراسمي به اين منظور برگزار مي كند.

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در چهارشنبه نهم آذر 1384 و ساعت 18:31 |

مرتضی مميز هم رفت ...

مرتضی مميز، گرافيست چيره ‌دست ايران، همو كه طرح‌هايش جلد بهترين كتاب‌های مطرح ادبی، علمی و هنری چند دهه‌ی گذشته را به خود مزين كرده بود، بامداد امروز، (شنبه- 5 آذر) در بيمارستان آبان تهران، ره به جهانی بسيار ايمن‌تر و امن‌تر از جهانی كه ما ساخته‌ايم، سپرد.
استاد عبوس‌چهره‌ی مهربان قلب گرافيك، در حالی برای هميشه قلم‌هايش را در قلمدانش تنها گذاشت و رفت كه در حيات 69 ساله‌اش- فرصتی كه به گفته‌ی كافكا به بی‌‌شرمانه‌تر شكلی كوتاه است- بسيار خواند، بسيار كشيد و بسيار ساخت و بسيار نوشت.

زندگينامه :

او به سال 1315 در تهران متولد شد. نقاشی را در دانشكده‌ی هنرهای زيبای دانشگاه تهران تحصيل كرد (جايی كه بعدتر رشته‌ی گرافيك را در آن بنياد گذاشت) و از مدرسه‌ی عالی هنرهای تزئينی شهر پاريس نيز گواهی‌نامه طراحی غرفه، ويترين و معماری گرفت، كه حاصل تجربه‌اندوزی در اين دو رشته، علاوه بر تعداد كثيری نمايشگاه و طرح جلد كتاب و نشريه، ساخت 3 فيلم انيميشن و طراحی صحنه و لباس 14 تئاتر و 2 فيلم سينمايی برد.
مميز را خوانندگانی كه جوانی و يا پختگی را در دهه‌های 40 و 50 پشت سر گذاشته‌اند، به خاطر طرح‌هايی كه رو يا توی مجلاتی چون كتاب هفته، كتاب جمعه، رودكی، كيوان، ايران آباد و ... كشيده بود، بهتر و خوب‌ترمی‌شناسند.
حاصل قلم او كه از تجربه و فراست ساليان وام می‌گرفت، علاوه بر طراحی نشانه برای ارگان‌های مختلف (مثل بانك صادرات) تعدادی عنوان كتاب بود به نام‌های «طراحی گرافيك چيست؟»، «هنر گرافيك در ايران»، «نشانه‌ها» و «طراحی جلد كتاب».
« ديپلم بی‌ينال پوستر ورشو»، جايزه‌ی «طراح شاعر» از فستيوال فيلم كن، ديپلم فستيوال فيلم مسكو به خاطر فيلم «يك نقطه‌ی سبز»‌ و ... تشكر غيرايرانی‌ها از او بوده و در ايران نيز، هم چهره‌ی ماندگار شناخته شد، هم لقب «پدر گرافيك ايران» گرفت و هم به كرات وبه مناسبت‌های مختلف جايزه‌های گوناگون نصيب خود كرد.
استاد مميز، سرانجام پس از تحمل بيماری و بستری شدن در بيمارستان آبان جسم افلاكی خود را بر گرده ما خاكيان گذاشت.
مميز را پگاه دوشنبه پيش رو از خانه‌ی هنرمندان ايران به سو ي خانه‌ي ابدي‌اش تشييع می‌كنند.

 

 او رفت امّا هست

زير بغل مرتضی مميز «يـــَل» را گرفته بودم تا پا به پای او به سوی نگارخانه‌ی هنرمندان ايران برويم. خسته و نالان از درد در گوشم زمزمه می‌كرد: آفرين دستت درد نكنه ... «خانه» پررونق است. پر جوش و خروش است و در حالی‌كه اسم كوچكم را با صميميتی پدرانه ادا می‌كرد تا رسيدن به نگارخانه و با لطف بی‌دريغ و بدون ريايش شرمنده‌ام كرد و ... در نگارخانه ده‌ها نقاش و تصويرگر منتظر ورود يل نامدار هنر گرافيك ايران بودندكه رنگ به رخسار نداشت، عصا به دستش بود و از آن جلال و جبروت چيزی جز استخوان و پوست باقی نمانده بود ... در نگارخانه بود كه از زبان استاد غلامحسين نامی شنيد كه شورای عالی خانه‌ی هنرمندان ايران تصميم گرفته است كه نام نگارخانه را «نگارخانه‌ی مرتضی مميز» بنامد و يل تكيده، گر گرفت و جان دوباره گرفت و در ميان موجی از احساسات نشسته بر صندلی و در حالی كه همه با چشمان اشكبار آخرين صحبت‌های او را می‌شنيدند ناباورانه از زبان استاد گرافيك ايران شنيدند كه : خوب خواهم شد. 6 ماه ديگربا قدرت در ميان شما ظاهر خواهم شد و دوباره كار خواهم كرد و به زبانی كه از او بعيد بود از همه حلاليت طلبيد و از همه خواست كه او را اگر تندخويی كرده است اگر تازيانه‌ی نقدش را به كسی فرود آورده است، خاضعانه خواست كه او را ببخشند، گريه‌ها بود و ناباوری‌ها، اشك‌ها بود و دريغ‌ها، گويا هيچ كس باور نداشت كه او به ميان ما برخواهد گشت و چنين نيز شد و يل نامدار با آن شمايل بی‌نظيرش و با آثار بی‌همتايش به تاريخ پيوست. يادش و نامش گرامی باد.

 نقل از سايت خانه هنرمندان ايران

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در شنبه پنجم آذر 1384 و ساعت 23:4 |
 

استاد مرتضی مميز درگذشت

مرتضی مميز، گرافيست ايرانی و عضو فرهنگستان هنر ايران که  به "پدر گرافيک" اين کشور شهرت يافته بود در نخستين دقايق   روز شنبه پنجم آذر (۲۶ نوامبر) در بيمارستان آبان تهران   درگذشت.آن گونه که انجمن گرافيک ايران و خانواده آقای مميز اعلام کرده اند، تشييع جنازه او قرار است بامداد دوشنبه (۲۸ نوامبر) از مقابل خانه‌ هنرمندان ايران صورت گيرد و گورستان خانوادگی وی در باغبان‌کلا، واقع در کردان کرج به عنوان محل دفن او اعلام شده است.

علت مرگ آقای مميز که هنگام مرگ ۶۹ سال سن داشت، بيماری سرطان پروستات و عوارض ناشی از آن اعلام شده است و او دو روز پيش از مرگ به دنبال وخامت بيماری اش به بيمارستان انتقال يافته بود.

مرتضی مميز دانش آموخته دانشکده هنرهای زيبای دانشگاه تهران بود و در مدرسه عالی هنرهای تزئينی پاريس نيز به تحصيل طراحی غرفه و ويترين و معماری داخلی پرداخته بود.

آثار طراحی و گرافيک مرتضی مميز بيش از هنرمندان ديگر هم رشته او در ايران شهرت يافت و طراحی نشانهای بسياری از مؤسسات مهم دولتی و تجاری از او بود و بسياری از پوسترهای رويدادهای مختلف و پوسترهای تبليغاتی تعداد زيادی از فيلمهای سينمايی مهم را طراحی کرده بود.مرتضی مميز در دانشکده هنرهای زيبای دانشگاه تهران که خود در آن تحصيل می کرد به تدريس پرداخت و از او با عنوان بنيانگذار رشته گرافيک در آموزش عالی ايران ياد می شود.

او همچنين از بنيانگذاران انجمن صنفی طراحان گرافيک ايران بود. در زمينه مطبوعات نيز وی نشريه ای با عنوان نشان را سردبيری می کرد و مديريت هنری و طراح گرافيک نشرياتی همچون ايران آباد، کتاب و کيهان هفته، فرهنگ کاوش نگين، فرهنگ و زندگی، رودکی، فصلنامه خاورميانه، گفت‌ و گو و پيام امروز را در دست داشت و طراحی صحنه و لباس چهارده نمايش و دو فيلم سينمايی را انجام داده بود.

مرتضی مميز سه فيلم کوتاه را نيز خود کارگردانی کرده بوده و تأليفاتی نيز از خود به جای گذاشت که از جمله آنها می توان به کتابهای طراحی و نقاشی، طراحی روی جلد، طراحی اعلان و نشانه‌ ها، حرفهای تجربه و ساير مقالات اشاره کرد. وی از چندين مؤسسه و جشنواره هنری بين المللی جوايزی دريافت کرده بود.                             

وقتي خبر فوت استاد مميز را شنيدم ياد تمام كساني كه استاد را ميشناختن و به وجود اين عزيز افتخار ميكردند افتادم … اشخاص زيادي اين استاد را ميشناختن حتي شايد فقط به اسم ولي همه از شنيدن خبر فوتش مثل اينكه عزيز خودشان را از دست داده باشن ناراحت و افسرده ميگشتند …

كسي كه اسمش با خيلي چيزا گره خورده بود . من خيلي كم استاد را ميشناختم راستش بيشتر كارها و اثرهاي او  را ديده بودم ولي دوستاني را ميشناسم كه هم افتخار شاگردي اين مرد بزرگ را داشتن هم از نزديكان او بودن.در هر صورت بزرگي را از دست داديم كه شايد مانند او در زمينه كاريش خيلي نادر باشند و تا بخواهد استاد مميز ديگري شكل بگيرد زمان زيادي بايد صبر كرد.

غم از دست دادن هركسي سخت هست ولي از دست دادن اشخاصي مثل استاد قابل گفتن نيست كه چقدر سنگين و ناراحت كننده است.

باشد به روزگاري برسيم كه وقتي اين عزيزان در بين ما هستن قدرشان را بدانيم. 

( آدرس خانه‌ي هنرمندان ايران خيابان طا‌لقاني، خيابان موسوي شمالي(فرصت)، باغ هنر است. )

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در شنبه پنجم آذر 1384 و ساعت 16:44 |

 فروغ فرخزاد  

 

           شب و هوس  

 

در انتظار خوابم و صد افسوس

خوابم به چشم باز نمي آيد

اندوهگين و غمزده مي گويم

شايد ز روي ناز نمي آيد

 

چون سايه گشته خواب و نمي افتد

در دامهاي روشن جشمانم

مي خواند آن نهفته نامعلوم

در ضربه هاي نبض پريشانم

 

مغروق اين جواني معصومم

مغروق لحظه هاي فراموشي

مغروق اين سلام نوازشبار

در بوسه و نگاه و هماغوشي

 

مي خواهمش در اين شب تنهايي

با ديدگان گمشده در ديدار

با درد ، درد ساكت زيبايي

سرشار از تمامي خود ، سرشار

 

مي خواهمش كه بفشردم برخويش

برخويش بفشرد من شيدا را

برهستيم بپيچد ، پيچد سخت

آن بازوان گرم و توانا را

 

در لابلاي گردن و موهايم

گردش كند نسيم نفسهايش

نوشد ، بنوشدم كه بپيوندم

بارود تلخ خويش به دريايش

 

وحشي و داغ و پرعطش و لرزان

چون شعله هاي سركش بازيگر

درگيردم ، به همهمه درگيرد

خاكسترم بماند در بستر

 

در آسمان روشن چشمانش

ببينم ستاره هاي تمنا را

در بوسه هاي پر شررش جويم

اذات آتشين هوسها را

 

مي خواهمش دريغا ، مي خواهم

مي خواهمش به تيره ، به تنهايي

مي خواهمش به گريه ، به بيتابي

مي خواهمش به صبر ، شكيبايي

 

لب تشنه مي دود نگهم هر دو

در حفره هاي شب ، شب بي پايان

او ، آن پرنده شايد مي گريد

بربام يك ستاره سرگردان

 

 

 

فروغ فرخزاد متولد : 13/10/1313 تهران است

فروغ در مورد خود میگوید: بر خلاف آنجه شما بعد ازمن تصور خواهید کرد من

دخترکی زشت سیه چرده ولاغراندام هستم

فروغ روز دوشنبه 24/11/1345 در یک حادثه رانندگی در گذشت .

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در پنجشنبه سوم آذر 1384 و ساعت 19:59 |

زندگينامه   شيخ رجبعلي نکوگويان

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در چهارشنبه دوم آذر 1384 و ساعت 2:21 |
سلام

ورق پاره شما را ياد چي ميندازه ؟ ياد چيزهاي بي مصرف و تاريخ گذشته؟

خب من همين ورق پاره ها را جمع ميكنم شايد كسي خوشش بيايد و يك بار ديگه از آنها استفاده كنه
+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در سه شنبه یکم آذر 1384 و ساعت 20:56 |