تبليغاتX
ورق پاره

یک ابر گریه کردم من پا به پای باران

هم با سکوت دریا هم با صدای باران

وقتی که گفت خورشید:«من دوستت ندارم»

قلبم مچاله می شد در دستهای باران

با ماهیان زیبا خوابم گرفت آنجا

با هم به خواب رفتیم با لای لای باران

انگار می درخشید چیزی شبیه خورشید

شاید ترانه می خواند از لا به لای باران

تا آفتاب دیدم رنگین کمان کشیدم

از ابتدای ساحل تا انتهای باران

در امتداد یک سد شب شد نسیم آمد

گفتم دوباره در خواب شعری برای باران

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت 16:51 |

بزرگترین غم یک مرد این که ببینه


عشقش با مرد دیگه ای میره .....

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 19:17 |

عزیز من عیدت مبارک


همیشه دوست دارم

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 13:30 |
حتما شما نیز به مانند تمامی کاربران ویندوز ، برای یکبار هم که شده بازی های موجود در این ویندوز دیدن را دیده اید. این بازی ها به طور پیش فرض در تمامی نسخه های ویندوز نصب میشوند. این بازی ها که شاید به ظاهر بسیار ساده به نظر برسند ، همانند بازیهای معروف دیگر ، پر از رمز و راز هستند! در این ترفند قصد داریم به معرفی رمزهای بازی هایSolitaire ، Pinball ، Minesweeper ، FreeCell بپردازیم. برای اجرای بازی های زیر در ویندوز XP به Start > Games بروید. در سایر ویندوز ها به Start > Accesories > Games بروید. بازی FreeCell 1- پس از اجرای بازی ، 3 کلید Ctrl+Shift+Alt را همزمان فشار دهید. سوالی از شما پرسیده میشود که از میان گزینه ها Abort را انتخاب کنید. اکنون کافی است هر کارتی را که میخواهید حرکت دهید تا پیروز میدان شوید! 2- پس از اجرای بازی ، از منوی Game روی Select Game کلیک کنید. حالا در پنجره کوچک باز شده دو عدد 1- و 2- را وارد کنید حالت های مخفی بازی نیز افزوده شود. بازی Minesweeper 1- برای استفاده از رمز این بازی ابتدا تمامی برنامه های اجرایی را Minimize کنید یا کلأ ببندید. سپس بازی را اجرا نمایید. اکنون عبارت " xyzzy " را بدون علامت " تایپ نمایید. سپس دو کلید Shift+Enter را همزمان فشار دهید. اکنون در صورتی که موس را روی دایره های کوچک بازی که داخلش مین وجود دارد حرکت دهید ، در گوشه بالای سمت چپ صفحه دسکتاپ ، یک پیکسلی ظاهر میشود. هر گاه پیکسل سفید باشد یعنی آن خانه مین ندارد و اگر سیاه شد یعنی حاوی مین است. بازی Pinball 1- پس از اجرای بازی عبارت 1max را در بازی تایپ کنید تا توپ اضافی دریافت کنید. 2- پس از اجرای بازی عبارت gmax را در بازی تایپ کنید تا نیروی جاذبه را بالا ببرید. 3- پس از اجرای بازی عبارت rmax را در بازی تایپ کنید تا امتیاز خود را بالا ببرید. 4- پس از اجرای بازی عبارت hidden test را در بازی تایپ کنید تا حالت تست بازی را فعال کنید. پس از فعال شدن این حالت اخطاری را دریافت نمیکنید و میتوانید با استفاده از موس توپ را جابجا کنید. 5- پس از اجرای بازی عبارت bmax را تایپ کنید را در بازی تایپ کنید تا بازی را با یک توپ جدید شروع کنید. پس از فعال شدن این حالت اخطاری را دریافت نمیکنید ، پس از دست دادن یک توپ ، توپ جدیدی دریافت میکنید. بازی Solitaire 1- پس از اجرای بازی 3 کلید Alt+Shift+2 را همزمان فشار دهید تا بلافاصله برنده بازی شوید! 2- پس از اجرای بازی 3 کلید Ctrl+Alt+Shift را همزمان نگه دارید ، با این کار در صورتی که 3 کارت را بیرون بکشید فقط یک کارت را بیرون کشیده اید! منبع: http://onlinekid.ir
+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در پنجشنبه هشتم اسفند 1387 و ساعت 15:16 |
شايد ندانيد كه بر خلاف ادعاهاي مبني بر آزادي جريان اطلاعات، مكان‌هاي بسياري در گوگل ارث به دلايل سياسي و نظامي سانسور مي‌شود. عمده اين موارد مربوط است به مكان‌هايي كه رويت آنها از طريق گوگل ارث ممكن است احياناً مشكلات امنيتي براي حاكمان آمريكا داشته باشد.
در ادامه فهرست 13مكان از ده‌ها مكاني كه توسط گوگل ارث سانسور شده است را جهت اطلاع مي‌نويسم:

1- كاخ سفيد آمريكا، بنا به دلايل امنيتي تصاوير كامل و واضحي از مقر رييس جمهور آمريكا در گوگل مپ و گوگل ارث به نمايش در نمي‌آيد.
2- كنگره آمريكا، در ابتداي راه‌اندازي گوگل مپ تصاوير كنگره بصورت تيره نشان داده مي‌شد اما اخيراً اين مورد برطرف شده و جاي آن را تصاوير قديمي گرفته است.

3- محل اقامت ديك چيني، ‌محل اقامت معاون اول رييس جمهور آمريكا نيز در گوگل ارث ناواضح ديده مي‌شود، اين در حالي‌ست كه تمام مناطق اطراف آن واضح ديده مي‌شود.
4- پايگاه هوايي soesterberg در هلند كه محل نگهداري هواپيماهاي استراتژيك f-15 آمريكايي ست در گوگل ارث سانسور شده است.

5- pave paws در ايالت ماساچوست آمريكا كه محل اصلي رادارهاي اخطار حملات موشكي به آمريكاست ناواضح و سانسور شده است.
6- هتل شط العرب در بصره عراق، اين هتل كه محل اقامت سربازان انگليسي در بصره است احتمالاً بعد از انتشار اخباري مبني بر اينكه ممكن است با استفاده از اطلاعات گوگل ارث مورد حمله قرار گيرد از نقشه‌هاي گوگل پاك شده است.

7- شهر leeuwarden در هلند يكي از مراكز و پايگاه‌هاي اصلي فرماندهي و عمليات هوايي ناتو در شمال اروپاست. با زوم كردن روي نقشه و مقايسه آن با مناطق اطراف متوجه مي‌شويم كه طراحان نقشه‌هاي گوگل به جاي اين شهر چمن كاشته‌اند!!
8- پايگاه هوايي ريمس در فرانسه، تنها ساختمان اين پايگاه هوايي در نقشه‌هاي گوگل بصورت شطرنجي نمايش داده مي‌شود.

9- novi sad در صربستان، اين پايگاه نظامي هم بصورت كاملاً مبهم و نا واضح مشاهده مي‌شود.
10- پايگاه هوايي kamp van zeist در انگلستان كه يكي از پايگاه‌هاي مقدم آمريكا به شمار مي‌آيد بطور رسمي در نقشه‌هاي گوگل مخدوش و غير قابل نمايش شده است.

11- آژانس c-3 ناتو در بروكسل بلژيك، اين محل يك انستيتوي علمي‌ست كه جهت پشتيباني علمي نيروهاي ناتو احداث شده است؛ اين ساختمان نيز بطور كامل سانسور شده است.

12- محل ساختمان جديد سفارت آمريكا در هلند، اين محل نيز بطور كامل در گوگل ارث مخدوش شده است.
13- پايگاه هوايي رامستين در آلمان، اين پايگاه كه به عنوان يكي از مراكز فرماندهي ناتو ياد مي‌شود، در جنگ عراق مورد استفاده نيروهاي آمريكايي و متحدانش قرار گرفت.
هواپيماهاي استراتژيكي توسط نيروي هوايي آمريكا در اين محل نگهداري مي‌شود. اين پايگاه نيز بطور كامل توسط گوگل ارث سانسور شده است.

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت 16:30 |


برج ایفل به فرانسوی : Tour Eiffel برجی فلزی در میدان شانز دومارس و در کنار رود سن واقع در شهر پاریس می‌باشد. برج ایفل امروزه به عنوان نماد فرانسه شناخته می‌شود و یکی از شناخته شده‌ترین ساختمان‌ها در جهان است. بنای برج ایفل از سال‌ ۱۸۸۷ شروع و در ۳۱ مارس ‌‌۱۸۸۹ میلادی به اتمام رسید. در ابتدا برج ایفل برای نمایشگاه جهانی و به مناسبت صدمین سالگرد انقلاب فرانسه ساخته شد. پس از ساخت این بنا مورد قبول همگان واقع نشد و 300 نفر که در بین آنها می‌توان از امیل زولا ، موپسان، شارل گارنیه (معمار اپرا گارنیه) و هم چنین الکشاندر دوما نویسنده شهیر فرانسوی نام برد، به ساخت آن شدیداًٌ اعتراض نمودند.



تا سال ۱۸۸۹ ستون یادبود واشنگتن به عنوان بلندترین سازه جهان شناخته می‌شد اما در این سال برج ایفل جانشین آن شد. برج ایفل به مدت ۴۱ سال تا زمان بهره برداری از برج کرایسلر در نیویورک در سال ۱۹۳۰، به عنوان بلندترین برج جهان شناخته می‌شد. این برج هم اکنون بلندترین سازه موجود در شهر پاریس و چهارمین سازه بلند فرانسه است. در سال ۲۰۰۶ قریب ۶٬۷۱۹٬۲۰۰ نفر از این برج دیدن کردند. با توجه به اینکه از ابتدای ساخت این برج تاکنون بیش از ۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر از این بنا دیدن کرده اند؛ این بنا به عنوان پر بازدید کننده ترین بنا در جهان شناخته می‌شود.



نام برج ایفل از نام سازنده‌اش گوستاو ایفل گرفته شده است. بلندی برج ایفل بادر نظر گرفتن آنتن تلویزیونی ۲۴ متری بر فراز آن ۳۲۵ متر می‌باشد و وزن تقریبی آن ۷۲۰۰ تن است. ۱۶۶۵ پله تا بالاترین نقطه برج ادامه دارند که البته پله‌های طبقه دوم به بالاترین نقطه برج به روی بازدیدکنندگان بسته است.



ساختار این سازه به شکلی است که باز و بدون طبقه‌های میانی (به جز دو سطح) می‌باشد. یک سمت آن رودخانه سن و سمت دیگر البته کمی ‌دورتر بنای گنبد دار و زرین رنگ دیده می‌شود که عمارت اینولید نام دارد که مقبره ناپلئون آنجاست.

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت 16:28 |

شب از مهتاب سر میره
تمام ماه تو آبه
شبیه عکسه یک رویاست
تو خوابیدی جهان خوابه
زمین دور تو می گرده
زمان دست تو افتاده
تماشا کن سکوت تو
عجب عمقی به شب داده

تو خواب انگار طرحی از
گل و مهتاب و لبخندی
شب از جایی شروع می شه
که تو چشماتو می بندی

تو رو آغوش می گیرم
تنم سر ریزه رویا شه
جهان قد یه لالایی
توی آغوش من جا شه
تورو آغوش می گیرم
هوا تاریک تر می شه
خدا از دست های تو
به من نزدیک تر می شه
زمین دور تو می گرده
زمان دست تو افتاده
تماشا کن سکوت تو
عجب عمقی به شب داده

تمام خونه پر می شه
از این تصویر رویایی
تماشا کن ، تماشا کن
چه بی رحمانه زیبایی

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت 16:10 |
Intelligent Network: IN
ارتباط هوشمند: با استفاده از این سرویس شما در هر لحظه ، در هر مکان و به هر میزان به اینترنت دسترسی خواهید داشت. این سرویس به لحاظ کیفیت و سرعت مانند خطوط دیجیتال پرسرعت می باشد. از طریق این سرویس بدون احتیاج به نام کاربری (USERNAME) و کلمه عبور (PASSWORD) ، تنها با داشتن شماره تماس می توانید با خطوط دیجیتال شبکه ارتباط برقرار نمائید. قابل ذکر است هزینه اینترنت مصرفی دقیقه ای و بر روی قبض تلفن محاسبه می گردد.
Asymmetric Digital Subscriber Line: ADSL
سرویس ارتباط دیجیتال غیر متقارن مشترک یا سرویس ارتباط سریع یا سرویس ارتباط پرشتاب یا سرویس ارتباط پر سرعت: با استفاده از این سرویس شما در هر لحظه ، در محل مشخص و به میزان معلوم به اینترنت دسترسی خواهید داشت. ارتباط با اینترنت را با سرعتی تا ٣٠ برابر روشهای Dial-Up برای کاربران امکان پذیر نموده است که البته میزان سرعت به نسبت تعداد کاربران محلی حاضر (Online) از 64Kb/s تا 8MB/s متغیر می باشد. سرویس ADSL باتوجه به سرعت بالای ارتباط (در مقایسه با سرویس های Dial-Up) و هزینه مناسب (در مقایسه با سرویس های پهنای باند موجود) راه کاری ایده آل برای کاربران خانگی پرمصرف و کاربران تجاری (دارای شبکه داخلی) می باشد.
با استفاده از تکنولوژی ADSL می توان از خطوط معمولی تلفن موجود به طور هم زمان برای انتقال داده نیز استفاده نمود. با این تمهید نه تنها خط تلفن یا فکس به طور عادی به کار خود ادامه می دهد بلکه انتقال داده با سرعت بالا نیز امکان پذیر می گردد. اگر سیم مسی تلفن معمولی را به صورت یک لوله مجسم کنیم مکالمات صوتی تنها قسمت اندکی از فضای لوله را اشغال می کنند. حال به سادگی می توان از فضای استفاده نشده در سیم ها ، داده ها را با سرعت بالا به طور هم زمان همراه اطلاعات صوتی منتقل نمود. تنها تجهیزات مورد نیاز در محل کاربر یک دستگاه مودم ADSL و یک دستگاه تفکیک کننده (Splitter) می باشد. در حال حاضر تکنولوژی ADSL امکان دریافت داده با سرعت تا حد 8MB/s و ارسال داده تا حد 1MB/s را فراهم می آورد که امکان افزایش این سرعت ها نیز وجود دارد.
با بهره گیری از سرویس ADSL در عصر پرسرعت تبادل اطلاعات ، کامپیوتر یا کل شبکه داخلی در اتصال دائم با شبکه جهانی اینترنت می باشد. بدون انجام شماره گیری ، بدون شنیدن بوق اشغال و بدون اتلاف وقت جهت برقراری ارتباط ، فقط با روشن کردن کامپیوتر به شبکه جهانی اینترنت متصل می شوید. وقت و هزینه های خود را بیهوده هدر نمی دهید. بدون هزینه های تلفن و هزینه های پنهان و باتوجه به تقسیم خط تلفن به دو بخش انتقال صدا (Voice) و داده (Data) توسط تکنولوژی ADSL ، برقراری ارتباط با شبکه جهانی اینترنت بدون پرداخت هزینه تلفن میسر گردیده است. با سرویس ADSL بدون هیچ نگرانی از پرداخت هزینه های سنگین تلفنی و تنها با پرداخت حق اشتراک ثابت ماهانه ، صرفنظر از میزان استفاده ، از اتصالی مطمئن به اینترنت لذت می برید. راه اندازی سرویس ADSL در مقایسه با ارتباط بی سیم نقطه به نقطه (P2P) و Leased Line بسیار سریعتر و ساده تر بوده و ظرف مدت کوتاهی اجرا می گردد. تکنولوژی ADSL کامپیوتر شما را در اندک زمانی به عضوی از شبکه جهانی اینترنت مبدل می نماید.
+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 و ساعت 17:17 |
در اين مقاله اينترنتي تلاش شده كه با استناد به علم اعداد (Numberollgy) ، پيشگوئي هاي (نوستر اداموس ) طرفداري فرقه شيطان پرستان و ساحران از بوش در جريان انتخابات و پيشگوئي هاي كتاب مقدس به نوعي اين نكته القا شود كه ( جورج بوش ) همان دجال و يا ( آنتي كريست ) ذكر شده در كتاب مقدس است . در اين مقاله در حد حوصله خوانندگان محترم نكات مهم و حائز اهميت و جالب توجه اين مقاله و اسناد , آن را يك به يك عنوان مي كنيم . اما قبل از پرداختن به اسناد ، بيوگرافي خاصي را كه از (George Bush)در ابتداي اين مقاله ارايه شده ذكر مي كنيم ، سپس به مستندات مي پردازيم
افتادم

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 و ساعت 18:42 |
1-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست

2-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید

3-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه

4-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 و ساعت 20:7 |
آدولف هيتلر............ ........ديكتاتور آلمان............ ......... ...نقاش پوستر

آلبرت انيشتن............ .........فيزيكدان............ ......... ........منشي اداره ثبت

الويس پريسلي............ .........خواننده............ ......... .........راننده كاميون

اميركبير............ .....صدراعظم ناصرالدين شاه............ ......آشپز

او هنري............ ......... ..نويسنده............ ......... ......... .....گاوچران

جرالدفورد ............ ....رئيس جمهور آمريكا............ ......... .مانكن لباس مردانه

جوزپه گاريبالدي............ ...انقلابي ايتاليايي............ ......... ...ملوان

جيمي كارتر............ ....رئيس جمهور آمريكا............ ......... .بادام كار

رونالد ريگان............ ....رئيس جمهور آمريكا............ ........هنرپيشه سينما

شون كانري............ ... هنرپيشه سينما............ ......... ......... .بنا و راننده كاميون

كلارك گيبل............ ...هنرپيشه سينما............ ......... .........چوب بر


ويليام فالكنر............ ....نويسنده............ ......... ......... .......نقاش ساختمان

گاندي............ .........رهبر فقيد هند............ ......... ......... .وكيل دادگستري

جرج واشنگتن............ .اولين رئيس جمهور آمريكا............ .....كشاورز

نادرشاه افشار............ ..موسس سلسله افشاريه............ ........پوستين دوز

يعقوب ليث............ ..سرسلسله صفاريان............ ......... .........رويگر

امير اسماعيل ساماني..........سرسلسله امراي ساماني............ .......ساربان

آلپتكين............ .....سرسلسله غزنويان............ ......... ......غلام زر خريد

فرخي سيستاني............ .شاعر مشهور ايران............ ......... ....كارگر كشاورز



حضرت محمد(ص).......... .....پيامبر بزرگ اسلام............ .....شباني/ تجارت

حضرت عيسي (ع).......... ..پيامبر بزرگ مسيحيت............ .....نجار

حضرت موسي (ع)........... .پيامبر بزرگوار يهود............ ........چوپان

پانديت نهرو............ ...نخست وزير هند............ ......... ........وكيل دادگستري

موسوليني............ ......ديكتاتور ايتاليا............ ......... ........روزنامه نويس

ساموئل مورس............ ..مخترع آمريكايي............ ......... .....نقاش

جك لندن............ ........نويسنده آمريكايي............ ......... ...كارگر كشتي

آلبر كامو............ ......نويسنده فرانسوي............ ......... .........معلم


ريچارد نيكسون............ ...رئيس جمهور آمريكا............ ........وكيل دادگستري

آبراهام لينكلن............ ..رئيس جمهور آمريكا............ ......... .....هيزم شكن

گي دو موپاسان............ ..نويسنده آلماني............ ......... ........كارمند دريا داري

چارلز ديكنز............ ..نويسنده انگليسي............ ......... ......... .....منشي

آناتول فرانس............ ...نويسنده فرانسوي............ ......... ........كتابفروش

مولير............ ......نويسنده بزرگ فرانسوي............ ......... .....هنرپيشه

هربرت جرج ولز ............ ..نويسنده بزرگ انگليسي............ .....شاگرد بزاز


ارنست همينگوي............ .نويسنده بزرگ آمريكايي............ .........خبرنگار

ويليام شكسپير............ ...نويسنده بزرگ انگليسي............ ......... ...هنرپيشه سيار


حسن اعرابی............ ...مرد بزرگ گمنام............ ......... ........ایمیل باز

فيدل كاسترو............ ....رئيس جمهور كوبا.....,…............ ......دانشجوي حقوق

كاردينال ريشيلو............ ..صدر اعظم معروف فرانسه............ .....كشيش

ناپلئون بناپارت............ .....امپراطور فرانسه............ ......... .......افسر توپخانه

كريم خان زند............ .....موسس سلسله زنديه............ ......... ......تير انداز سپاه نادر شاه



ميرزا تقي خان امير كبير...........صدر اعظم ناصرالدين شاه............ ......... .منشي

ژاندارك............ ..شخصيت نيمه مذهبي و قهرمان فرانسوي............ ......چوپان

هانري فورد............ .........كارخانه دار آمريكايي............ ......... ....ساعت ساز

توماس اديسون............ ......... ..مخترع بزرگ آمريكايي............ .........تلگرافچي

آلفرد نوبل............ ......... . بنيانگذار جايزه نوبل............ ......... ..... كارگر كارخانه

والت ديزني............ .....مخترع سينماي انيمشن............ ......... ......پادوي مغازه

ميكلانژ............ ....نقاش مجسمه ساز ايتاليايي............ ......... ......... .سنگ تراش
+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 و ساعت 20:1 |
آیا شیطان وجود دارد؟

و آیا خدا شیطان را خلق کرد؟

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.


نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انیشتن !
+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 و ساعت 19:57 |
مثلث برمودا محلی است وهم‌انگیز که در آن صدها هواپیما و کشتی در هوا و دریا ناپدید شده‌اند. بیش از هزار نفر در این منطقه وحشت گم شده‌اند، بدون اینکه حتی یک جسد یا قطعه پاره‌ای از یک هواپیما یا کشتی مفقود شده ، به جا مانده باشد. 


موقعیت مثلث برمودا
مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.
در غرب اقیانوس اطلس، در آن سوی سواحل جنوب شرقی ایالات متحده ، ناحیه ‌ای وجود دارد که به شکل مثلث است . این ناحیه از برمودا در شمال آغاز می‌شود و تا قسمت جنوبی فلوریدا امتداد می‌یابد ، سپس از سمت شرق با گذشتن از جزایر باهاما و پورتوریکو،به طول جغرافیایی ۴۰ درجه به سمت غرب کشیده می‌شود و دوباره به برمودا باز می‌گردد.
این ناحیه که به مثلث برمودا معروف است ،در لیست رازهای ناشناخته جهان به مکانی اضطراب انگیز وباور نکردنی به ثبت رسیده است . در این مکان بیش از صدها هواپیما وکشتی بدون آنکه کوچکترین اثری از آنان باقی بماند ، ناپدید شده‌اند .اغلب این حوادث از سال ۱۹۴۵ به بعد روی داده است ،و در طول ۲۶ سال اخیر بیش از ۱۰۰۰نفر در این ناحیه از جهان جان خود را از دست داده اند ، بی آنکه حتی اثری از جسد یکی از آنها یا نشانه ای از بقایای هواپیماهاو کشتی‌های ناپدید شده باقی مانده باشد .
وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد.
این محل فتنه‌انگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن ۶ هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد. ۵ فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.
آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی ، عدم روییت خشکی ، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسه‌ها دیده نشد. هیچ حادثه‌ای چه قبل و چه بعد از آن ، تا این حد حیرت‌آورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه ‌قایقها و کشتیهایی مفقود شده‌اند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشته‌اند.

منطقه وحشت
همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز می‌کنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید ، به این منطقه مسافرت می‌کنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر ، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا ، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و می‌شوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانه‌ای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل ، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است.
مشاهدات و گزارشات
در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.
این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روییت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.
در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.
در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. “خطری همانند یک خنجر هم اکنون … به سرعت می‌آید … ما نمی‌توانیم فرار کنیم …” در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.

علل واقعه
علل فرضی طبیعی
توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارایه شده است که معمول‌ترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:
جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.
علل فرضی غیر طبیعی
دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.
یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارایه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.
ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابزار می‌دارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط می‌دهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد می‌کنند که دارای طرحی یونیزه شده است و می‌تواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار می‌کرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و می‌تواند باعث نامریی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی می‌دانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرنده‌ها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.

داستانی عجیب
حادثه‌ای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی می‌گردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعه‌ای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه می‌گفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط می‌شد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقب‌تر بود. در حالی که هواپیما درست ۲۰ دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت.
آیا مثلث برمودا و نقاط مشخص دیگر به صورت ماشینی عظیم عمل می‌کنند تا اختلالاتی بوجود آورند؟
آیا آنها می‌توانند گردابهایی را چه در داخل و چه در خارج از جو بوجود آورند که اجسام و اشیا به داخل آنها بیفتد و به بعد زمان و مکانی دیگر منتقل شوند؟

گذشته و آینده برمودا
به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبره‌ها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده می‌شده است.
شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو ۱۳ که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارایه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.
دانشمند روسی مدعی کشف راز مثلث برمودا شد

دانشمند ژیوفیزیک و نظراتش
یک دانشمند ژیوفیزیک ساکن شهر وارونژ روسیه مدعی کشف یک علت طبیعی برای حوادث ناگوار مثلث برمودا شد.
به گزارش ایسنا، ولادیسلاو بوکریف، در این زمینه گفت: ویژگی عجیب مثلث برمودا توسط طبیعت برنامه ریزی شده است. یکی از شعبات جریانات گرم گلف استریم، با گردش در جهت عقربه‌های ‌ساعت در منطقه دریای سارگاسوف، روی می‏دهد. این حرکت به یادآورنده پرتاب کننده دیسک است که در آغاز خود می‏چرخد و تنها در لحظه ای که بالاترین سرعت زاویه ای را به دست آورد، دیسک را به جلو پرتاب می‏کند.
به نظر وی وجود میکرو و ماکرو گودال‌هایی ‌در این منطقه، مولد آشفتگی‌های ‌جاذبه ای و مغناطیسی می‏باشد که در نتیجه آن دستگاه‌ها ‌از کار افتاده و ارگانیزم انسان سنگینی ای را تحمل می‏کند که گاهی مرگبار است.
وی می‏گوید: چون در این منطقه، گردش آب در جهت عقربه‌های ‌ساعت است، برمودا همانند گرداب، اشیا را به سمت خود می‏کشد، یعنی بردار جاذبه به سمت عمق دریا و مرکز زمین است. برمودا برای وسایط نقلیه هوایی و دریایی تنها در زمان وقوع جزر در دریا خطرناک است. در این فاز، ابتدا گودال‌های ‌آبی و پس از آن گودال‌های ‌هوایی پدیدار می‏شوند. این وضعیت همانند فنجانی است که به طور ناگهانی انتهای آن را باز کنند. آب به سمت شکاف حرکت می‏کند و حرکتی گردشی به خود می‏گیرد و در امتداد خود، جریان هوا را می‏راند. این دانشمند ژیوفیزیک روسیه می‏افزاید: با دانستن فاز جریان مد و ویژگی تشکیل جریانات، می‏توان روشی را ایجاد کرد که وقوع حادثه را در این مثلث ناآرام، همچنین در سایر نقاط خطرناک جهان هشدار دهد
+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در یکشنبه هفتم مهر 1387 و ساعت 19:4 |
- راجع به ازدواج ابليس كه چه موقع بوده ، و با چه كسى ازدواج نموده و همسر او چگونه پيدا شده و دختر چه كسى است ؟ دو قول نقل شده :
مجمع البحرين در لغت شيطان مى نويسد: وقتى خداوند متعال ، اراده كرد كه براى ابليس همسر و نسلى قرار دهد غضب را بر وى مستولى ساخت و از غضب او تكه آتشى پيدا شد، از آن آتش براى او همسرى آفريد.
در نقل ديگرى آمده : ابليس - كه اسم اولى او عزازيل است - از همان اوان جوانى ، در ميان قوم خود مشغول عبادت و بندگى خداوند بود تا بزرگ شد و موقع ازدواج او رسيد. وقتى تصميم به ازدواج گرفت ، با دختر (روحا) به اسم (لهبا) كه آن هم از طايفه جن بود، ازدواج نمود. بعد از آن كه ايشان با هم ازدواج كردند، فرزندان زيادى از آن ملعون به وجود آمد كه از شمارش ‍ به طورى كه زمين از آنها پر شد. همه آنها مشغول عبادت شدن و مدتى طولانى ، خدا را ستايش نمودند. در ميان ايشان عبادت و بندگى خود ابليس ‍ از همه آنان بيشتر بود. از همين جهت ، بعد از آن كه خداوند اختلاف و خون ريزى را در ميان طايفه جن و نسناس (طايفه اى به جاى انسان فعلى بودند) ديد، هر دو طايفه را هلاك كرد، و از ميان آن طايفه فقط ابليس را نگاه داشت . بعدا فرشتگان او را به آسمان بردند. آن ملعون هم ، در آسمان اول مدتى در ميان ملائكه ، خدا را عبادت كرد بعد به آسمان دوم و سوم تا آسمان هفتم پيش رفت و با ملائكه هر آسمان خدا را ستايش كرد تا وقتى كه خداوند آدم عليه السلام را خلق فرمود، و دستور سجده داد او هم سرپيچى كرد و رانده شد.
پس زن و فرزندان او هم جزء هلاك شدگان هستند. او بدون زن و فرزند به آسمان رفته و آن جا هم كه احتياج به زن نداشت ، بعد از بيرون آمدن از بهشت هم ، زنى براى او به وجود نيامد.

چرا خداوند شيطان را آفريد؟

- بسيارى مى پرسند: با اين كه خداوند مى دانست او سرچشمه همه وسوسه ها و گمراهى ها و فريب كارى ها مى شود و همه بدبختى هاى انسان از او خواهد بود، آن هم موجودى هوشيار، زرنگ ، كينه توز، پرفريب و مصمم . چرا او را آفريد؟ اگر خدا انسان را براى تكامل و رسيدن به سعادت ، از طريق بندگى خود آفريده ، وجود شيطان كه يك موجود ويران گر و ضد تكامل است چه دليلى مى تواند داشته باشد؟
در پاسخ مى توان گفت : اولا، خداوند شيطان را از آغاز آفرينش انسان نيافريد، چون خلقت او از اول پاك و بى عيب بود و به همين دليل ساليان درازى در ميان صف فرشتگان مقرب خدا جاى گرفته بود. اگر چه از نظر خلقت و آفرينش جزء آنان نبود، ولى بعدا با سوء استفاده از آزادى ، بنا را بر طغيان و سركشى گذاشت و رانده درگاه خداوند و فرشتگان گرديد و لقب شيطان گرفت .
ثانيا؛ اگر اندكى فكر كنيم خواهيم دانست كه وجود شيطان ، اين دشمن خطرناك نيز كمكى است به پيشرفت و تكامل انسان ها و براى آن كسانى كه ايمان دارند و مى خواهند راه حق را بپيمايند وجود او مضر و زيان آور نيست ، بلكه پيشرفت و تكامل آنان است .
راه دور نرويم هميشه نيروهاى مقاوم در برابر دشمنان سرسخت ، جان مى گيرند و سير تكاملى خود را مى پيمايند، وجود يك دشمن قوى در مقابل انسان باعث پرورش و ورزيدگى او مى گردد. هم چنين هميشه در ميان تضادها بالندگى و رشد معنا پيدا مى كند، هيچ موجودى راه كمال را نمى پويد مگر اين كه در مقابل دشمن نيرومندى قرار گيرد.
به عبارت ديگر، انسان تا در برابر دشمن نيرومند و با قدرت قرار نگيرد هرگز نيرو و نبوغ خود را بروز نمى دهد و به كار نمى اندازد، همين وجود دشمن مايه جنبش هر چه بيشتر انسان و ترقى او خواهد بود. مثلا فرماندهان و سربازان ورزيده و نيرومند، كسانى هستند كه در جنگ هاى بزرگ ، با دشمنان سخت در گير بوده اند. سياست مداران با تجربه و پر قدرت ، آنهايى هستند كه در بحران هاى سخت سياسى با دشمنان نيرومند دست و پنجه نرم كرده اند.
قهرمانان بزرگ ، كسانى هستند كه با حريفان نام آور و سخت ، زور آزمايى كرده اند؛ بنابراين ، چه جاى تعجب كه بندگان بزرگ خدا با مبارزه مستمر و پى گير در برابر شيطان ، روز به روز قوى تر و نيرومندتر شوند.
هم چنين است روح انسان در مبارزه با شيطان ، گر چه او در برابر اعمال خلاف و زشت خود مسئول است ، ولى وسوسه هاى او براى بندگان خدا و آنهايى كه مى خواهند در راه حق قدم بردارند ضرر و زيانى نخواهد داشت ، بلكه به طور غير مستقيم براى آنها ثمر بخش خواهد بود.

چرا شيطان را مهلت داد؟ در ادامه مطلب


چرا شيطان را مهلت داد؟

- سئوال ديگرى پيش مى آيد و آن چنين است : بعد از اين كه شيطان خلق شد و نافرمانى خدا را نمود، در مقابل عظمت ، بزرگى و شوكت او تكبر ورزيد، از ميان ملائكه ، بهشت و نعمت هاى آن رانده شد. چرا خداوند به او مهلت داد؟ چرا در خواست او را درباره عمر طولانى و ادامه حيات او پذيرفت ؟ چرا فورا او را نابود نكرد كه اين گونه به جنايت و خيانت خود ادامه دهد و مردم را بيشتر به سوى بدبختى و شقاوت و جهنم و عذاب بكشاند؟

جواب اين كه : جهان جاى آزمون است ، و مى دانيم كه آزمايش جز در برابر دشمنان سرسخت و طوفان ها و بحران هاى خطرناك ، امكان پذير نيست . وجود نامبارك شيطان و حيات و زندگى او به عنوان يك دشمن و نقطه منفى براى تقويت پايه هاى دين باورى و نقاط مثبت ديگر، نه تنها ضرر نداشته و ندارد، بلكه مؤ ثر نيز خواهد بود.

قطع نظر از وجود شيطان ، در وجود خود ما، غريزه هاى ديگرى نيز هست كه انسان در همه زمينه ها، مى آزمايند تا در برابر نيروهاى عقلانى و روحانى قرار گيرد. به اين ترتيب ، در اين ميان روح انسان پروش مى يابد. مهلت شيطان و ادامه حيات او نيز تقويت اين تضاد است ، و تا او نباشد راه راست و مستقيم شناخته نخواهد شد و صفت خوب نيكو سيرتان و بد بدسيرتان مشخص نمى شود.

ديگر اين كه ، اگر به او مهلت داده شد به خاطر آن همه ستايش و بندگى در برابر خداوند متعال بوده و عمر طولانى و مهلت او مكافات و پاداش ‍ عبادتهاى او است .

سوم اين كه ، خواسته تا وى بيش تر در عذاب خدا غرق شود، زيرا هر چه عمر او طولانى تر گردد و مهلت بيشتر يابد، گناهش بيشتر خواهد شد. چنان چه خداوند مى فرمايد:
(آنها كه كافر شدند (راه طغيان را پيش گرفتند) تصور نكنند اگر به آنان مهلت مى دهيم به سود آنها است . ما به آنها مهلت مى دهيم كه بر گناهان خود بيفزايند و عذاب خوار كننده اى براى آنها مى باشد)

از اين مهم تر، هر چند خداوند شيطان را در انجام وسوسه هايش آزاد گذاشته ، ولى انسان را در برابر او بى دفاع نيافريده است . به او نيروى عقل و شعور، و خرد داده كه مى تواند شد محكم و نيرومندى در مقابل وسوسه هاى شيطان بسازد.
يكى ديگر از راههاى دفاعى او، انگيزه پاك و عشق به تكامل است كه به عنوان يك عامل سعادت در نهادش گذارده شده است .
هم چنين ، فرشتگان را كه الهام بخش نيكى ها هستند. به كمك انسان هايى كه مى خواهند از وسوسه هاى شيطانى بر كنار بمانند فرستاده . قرآن مى فرمايد:
(فرشتگان بر آنها نازل مى شوند و براى تقويت روحيه آنان انواع بشارت ها و دل گرمى ها را به آنها الهام مى كنند و مى گويند: نترسيد و غمگين نباشيد، بشارت باد بر شما به آن بهشتى كه به شما وعده داده شده است .)
+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در شنبه ششم مهر 1387 و ساعت 20:29 |
دهقان فداکارپيرشده،چوپان دروغگو عزيزشده، شنگول و منگول گرگ شدن، کوکب حوصله مهمون رو نداره، کبرا تصميم گرفته دماغشو عمل کنه، روبا و کلاغ دستشون توي يک کاسه است،حسنک گوسفنداشو ول کرده وتوي يک شرکت آبدارچي شده،آرش کمانگيرمعتاد شده، شيرين،خسرو و فرهادو پيچونده و با دوست پسرش رفته اسکي، رستم و اسفندياراسباشونو فروختن و باموتور ميرن کيف قاپي!راستي سر ما ايرانيها چه آمده
+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 16:17 |
اولین چیزی كه باید در مورد عكاسی دیجیتال بدانید كه البته خیلی هم ساده است این است كه عكاسی دیجیتالی اصلاً و به هیچ وجه شباهتی با روش عكاسی قدیمی مبتنی بر نگاتیو ندارد و مزایا و معایب آن كاملاً منحصر به فرد است
دوربین را قبل از خرید امتحان كنید بعضی دوربین ها دارای قابلیت هایی هستند كه كار با آنها بسیار راحت است همچنین زمان ذخیره عكس و زمان بین گرفتن
دو عكس پشت هم خیلی مهم است


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 10:47 |

خِیرت ویلدرس، نماینده پارلمان هلند و رئیس حزب آزادی پس از چند ماه تبلیغ و اعلان، سرانجام فیلم ضد اسلامی خود را بر روی اینترنت منتشر کرده است.
این فیلم که قرار بود ۲۸ مارس بر روی اینترنت قرار بگیرد امروز ۲۷ مارس در تارنمای لایو-لیک (Live-leak) به نمایش در آمده است.

این فیلم پانزده دقیقه‌ای در بخش اول خود به صورت متناوب آیه ای از سوره های قرآن را تلاوت می کند و سپس رابطه ای میان مضمون آیه را با خشونت‌های تروریستی یا اندیشه های افراطگرایانه برجسته می سازد. مثلا در آغاز فیلم صفحه ای از قرآن باز می شود و آیه ای قرائت می‌شود که در آن "مؤمنان ترغیب به دشمنی با دشمنان الله می‌شوند." پس از آن تصاویری از جمله برخورد هواپیماها به برج‌های مرکز جهانی تجارت در نیویورک به نمایش در می‌آید. صحنه‌هایی از بمب‌گذاری‌های لندن و مادرید و قتل کارگردان ضد اسلامی هلندی نیز در فیلم آمده است.

در صحنه هایی از این فیلم نیز قمه خوردن کودکان شیعه عراقی توسط مادرانشان در عاشورا و اعدام زنی افغانی توسط طالبان در زمین فوتبالی در کابل را نشان می دهد.

در بخش دوم، فیلم بر حضور مسلمانان در هلند و اروپا متمرکز می شود و تفاوت باورهای دینی آنان را در باره زناکاران و جهاد و روابط همجنسگرایانه برجسته می سازد و آن‌ها را به عنوان خطری برای جوامع اروپایی مطرح می کند.

در این فیلم کوتاه که "فتنه" (Fitna) نام‌گذاری شده روایت کلامی وجود ندارد و فیلم صرفاً با کنار هم گذاشتن آیات و صحنه هایی از فیلم‌های تلویزیونی مختلف و یا بریده روزنامه ها روایت خود را پیش می برد.

در این فیلم صحنه‌هایی از ویدئوهای سر بریدن غربیان توسط افراد گروه القاعده، سخن‌رانی‌های شدیداللحن خطبای اسلامی از شبکه تلویزیونی اقرء عربستان سعودی و صحنه‌های مربوط به کشته شدن کارگردان هلندی ضد اسلام، تئو فان خوخ (ون گوگ) به دست یک مراکشی مسلمان گنجانده شده است. در صحنه‌هایی از فیلم نیز یهودکشی و یهودستیزی از زبان امامان مساجد و جمعه که به زبان عربی سخنرانی می کنند برجسته می‌شود.

پس از آن تصاویری از رهبران ایران از جمله محمود احمدی‌نژاد، پخش می شود که وعده می دهند اسلام تمام جهان را فتح خواهد کرد.

تهدیدهای مختلف نسبت به سیاستمداران ضد اسلامی هلند از دیگر تصاویر این فیلم هستند.

فیلم خیرت ویلدرس با تظاهر به آغاز پاره کردن صفحه ای از قرآن که به زعم او حاوی آیات مبلغ خشونت است محوسازی تصویر پایانی فیلم را پیش از انجام آن تمام می‌کند. صدای پاره شدن صفحه شنیده می‌شود اما در تیتراژ پس از این صحنه می آید: «صدایی که شنیدید صدای پاره کردن صفحه‌ای از کتاب شماره‌های تلفن بود.»

او در این تیتراژ می گوید: «دولت می خواهد که شما به اسلام احترام بگذارید اما اسلام برای شما احترامی قائل نیست.» در تیتراژ پایانی فیلم پیامهایی می آید در باره اینکه باید ایدئولوژی اسلامی را شکست داد همانطور که ایدئولوژی کمونیستی شکست داده شد.

واکنش‌ها

از ساعت ۷ شب در هلند مرحله آژیر خطر در این کشور اعلام شده است. در عین حال، دو انجمن بزرگ مراکشی در هلند که فیلم را دیده‌اند می‌گویند که این فیلم چندان زننده نیست و تنها کاریکاتوری است از اسلام.

یان پیتر بالکن‌اِنده، نخست‌وزیر هلند در پیام ویژه خود پنج‌شنبه‌شب این فیلم را محکوم کرد و در بیانیه‌ای واکنش آرام گروه‌های اسلامی هلند را مایه قوت قلب نامید. (خبر مرتبط)

با این حال صحن داخلی ساختمان پارلمان هلند در لاهه بسته شده و به خبرنگاران اجازه ورود داده نمی‌شود.

در حال حاضر رسانه‌های هلند برنامه‌های ویژه بسیاری در مورد این فیلم و انتشار آن پخش می‌کنند و کارشناسان و عرب‌شناسان و منتقدان مسلمان در شبکه‌های تلویزیونی هلند در این باره مصاحبه می‌شوند.

شبکه دوی تلویزیون هلند بخش‌هایی از این فیلم را لابلای گفتگوهای خود نشان می‌دهد.

پس از انتشار خبر پخش این فیلم، گروه‌های مختلف اسلامی در هلند در مسجدهای این کشور گرد هم آمده‌اند تا بتوانند به طور یک‌پارچه دیدگاه خود را در یک کنفرانس خبری که قرار است فردا یا روزهای آینده برگزار شود ابراز کنند.

شبکه‌های تلویزیونی هلند خواستار گفتگو با شخص خیرت ویلدرس در مورد این فیلم شده‌اند. خیرت ویلدرس معمولاً از حضور در رسانه‌ها خودداری می‌کند ولی شب پنج‌شنبه در مصاحبه‌ای با شبکه ۴ تلویزیون هلند حضور یافت و گفت: "من با خود مسلمانان هیچ مشکلی ندارم ولی خواستار توقف اسلامی‌سازی هلند هستم. من هیچ مسئله شخصی با خود مسلمانان ندارم. مشکل من با ایدئولوژی اسلامی است."

حزب سوسیالیست هلند تنها حزبی است که تا این لحظه به انتشار این فیلم واکنش نشان داده. این حزب می‌گوید: چیز تازه‌ای در این فیلم نمی‌بینیم. این همان نظرات خیرت ویلدرس است که ما قبلاً می‌دانستیم.

یکی از عرب‌شناسان معروف هلندی که در بسیاری موارد در شبکه‌های تلویزیونی هلند مصاحبه می‌شود در اخبار اظهار داشت: این تصاویر آشنا هستند و چیز تازه‌ای نیستند. تصاویر قمه‌زنی شیعیان ضد غربی نیست و تنها مراسم مخصوصی است. ولی باید گفت که افکار خشونتی در میان بسیاری از مسلمانان رواج دارد.

تلویزیون هلند

بولتن اصلی خبری ساعت ۱۰ شب شبکه ۲ هلند در مورد این فیلم گفت: صحنه‌های آغاز و پایان این فیلم در مورد کاریکاتورهای کاریکاتوریست دانمارکی است ولی در این فیلم صحنه‌های توهین‌آمیزی نسبت به مقدسات اسلامی دیده نمی‌شود.
ویلدرس در مصاحبه با این شبکه می‌گوید: امیدوارم این فیلم کسی را در معرض خطر قرار ندهد. این به هیچ وجه منظور من نبوده است.

این فیلم که ساعت ۷ شب بر روی اینترنت قرار داده شده تا ساعت ۱۰ شب بیش از ۲ میلیون بار و تا ۹ بامداد روز جمعه به وقت گرینویچ ۵ میلیون بار تماشا شده است.

برنامه این شبکه، با توجه به واکنش انجمن‌ها و گروه‌های اسلامی هلند که این فیلم را نه چندان زننده توصیف کرده‌اند عکس‌العمل دولت هلند در اعلام خطر نسبت به فیلم را اغراق‌آمیز ارزیابی کرد.

ویلدرس در فیلم خود از طریق تصاویر و نوشته‌ها این سؤال را پیش می‌کشد که آیا در آینده نزدیک هلند نیز در اثر "اسلامی‌سازی" چیزی شبیه به محیط طالبانی افغانستان پیدا خواهد کرد؟ نماینده مسلمانان که در برنامه شبکه ۲ هلند مصاحبه شد طرح این سؤال را اغراق‌آمیز دانست.

در این برنامه واکنش یکی از تارنماهای مهم رسانه‌های عربی نیز نشان داده می‌شود که در آن آمده: ساخت و پخش این فیلم امر مهمی نیست زیرا دست کم ۸۰ درصد از هلندیان با آن مخالف است.

نظر اسلام‌شناس هلندی

یکی از اسلام‌شناسان برجسته هلندی مصاحبه‌شونده در تلویزیون هلند به نام برخن، در مورد متون استفاده شده در این فیلم ابراز داشت: ترجمه‌های آیات چندان دقیق نیست و در بیشتر موارد توجهی به پیش‌زمینه نزول آیات نشده است.

یک فیلم ضد اسلامی دیگر

احسان جامی، از ایرانی‌تباران مقیم هلند نیز اعلام نموده که فیلمی ضد اسلامی در دست تهیه دارد. وی که رئیس کمیته مسلمانان پیشین است، اعلام نموده که فیلمی کارتونی در مورد زندگی پیامبر اسلام در تاریخ ۲۰ آوریل منتشر خواهد کرد.
وی در حال حاضر عضو شورای شهر یکی از شهرهای غرب هلند نیز می‌باشد.

به گزارش روزنامه ان.آر.سی هلند، ارگان روابط مسلمانان و دولت در هلند (سی‌ام‌اُ) که از مهم‌ترین سازمان‌های اسلامی هلند است از این فیلم که هنوز پخش نشده به دادگاه شکایت رسمی نموده است.
موضوع این فیلم کارتونی، پیامبر اسلام و همسر وی عایشه و روابط ایشان اعلام شده است.

هانس فان دربروک، وزیر اسبق امور خارجه و از مشاوران ملکه هلند در مورد این فیلم گفت: "این کار آتش‌افروزی سیاسی است. آتش می‌زنند ولی با خاموش کردن کاری ندارند." او که چند نقاشی آماده‌شده از این فیلم را دیده این تصاویر را "تحقیرآمیز و در جهت نفرت‌پراکنی" توصیف می‌کند.

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت 12:6 |
لینک مطلبDisk Copy 2.0 : یک برنامه رایگان و البته کمی حجیم (حدودا 20 مگابایت) برای کپی سکتور به سکتور دیسک و پارتیشن شما. اگر قصد دارید هاردتان را به یک هارد جدیدتر و با ظرفیت بیشتر تبدیل کنید و نمی‌خواهید اطلاعات‌تان را از دست بدهید، این برنامه رایگان می‌تواند کمک مناسبی برای شما باشد. (این برنامه هر آنچه در هارد قدیمی شما باشد را برای‌تان کپی می‌کند) (جدید)

- Quick Media Converter 3.48 : برنامه ایی رایگان و کم حجم برای تبدیل فرمت های مختلف صوتی و تصویری به همدیگر! (جدید)

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در سه شنبه ششم فروردین 1387 و ساعت 14:52 |

به مناسبت انتشار ديوان اشعار استاد اديب برومندتحت عنوان «حاصل هستى» گفتگويى با ايشان انجام‏داده‏ايم كه مى‏خوانيد. «حاصل هستى» هفتمين كتاب ازسرودهاى استاد است كه توسط نشر قصيده‏سرا به بازاركتاب عرضه شده است.

ـ اگر اجازه بدهيد مختصرى از شرح حال سركار را بپرسم.

نام عبدالعلى و شهرتم اديب برومند است. در سال 1303 در شهر گز از بخش برخوار اصفهان‏كه 15 كيلومتر با استان فاصله دارد زاييده شده‏ام و پس از طّىِ دوره ابتدائى و متوسطه دردبيرستانهاى فرهنگ و صادقيه اصفهان در سال 1321 ديپلم ادبى گرفته وارد دانشگاه تهران شدم‏و در رشته حقوق قضايى ليسانس گرفتم پس از آن سالها به شغل آزاد وكالت دادگسترى ورايزنى‏حقوقى اشتغال داشته‏ام ولى از سال 1359 به اين طرف به علت اشتغال مداوم به فعاليتهاى ادبى‏و تحقيقى با وجود داشتن پروانه از پذيرفتن امور وكالتى و حضور در دادگسترى خوددارى‏كرده‏ام.

ـ فعاليتهاى ادبى شما از چه سالى آغاز گرديده است؟

فعاليتهاى ادبى من از سال 1320 پس از گرفتن ديپلم ادبى آغاز شد. همان وقت كه دردانشكده حقوق تحصيل مى‏كردم از ادامه مطالعات و تحقيقات ادبى دست نكشيدم و چون‏قريحه اديبيم در شعر و نثراز سن 16 سالگى آغاز شكوفايى كرده بود بعد از اشغال ايران به وسيله‏متفقين از شهريور ماه 1320 احساسات جريحه‏دار شده‏ام، مرا به مبارزه با بيگانگان و هوادارى ازاستقلال و آزادى كشانيد خاصه اين كه بساط ديكتاتورى برچيده شده بود و با استفاده از آزادى،اشعار سياسى و مقالاتم در روزنامه‏ها منتشر مى‏شد ـ اين اشعار كه از سن 17 سالگى تا بيست‏سالگى سروده و انتشار يافته بود در سال 1324 به شكل كتاب «ناله‏هاى وطن» در اصفهان بچاپ‏رسيد. اين موضوع دنباله پيدا كرد و اشعار ملى و حماسى من كه اكنون به چند هزار بيت‏مى‏رسد، كه در چندين كتاب شده است.

ـ شما را استادان ادب فارسى به عنوان نمادِ شعر ملى و ميهنى مى‏شناسند و درجامعه به عنوان «شاعر ملى» معروفيت و مقبوليت داريد اين لقب را از چه زمان به‏شما اطلاق كرده‏اند؟

از همان اوقات كه اشعار سياسى و اجتماعى من در سالهاى شهريور 20 به شيوه‏هاى پى‏گيرمنتشر مى‏شد جسته جسته در پاره‏اى از جرايد اين عنوان را دنبال نام من مى‏نوشتند ـ در«اُپرت ايران پرآشوب» كه در يك موقع بحرانى يعنى سال 1326 در اصفهان روى صحنه آمد و ازاوضاع نابسامان ايران، از شمال و جنوب و مركز كشور سخت انتقاد و به حاكميت وقت حمله‏شده بود و به پيش از آن هم اشعار مفصلى براى آذربايجان و انتقاد شديد از تجزيه‏طلبان سروده وبه تبريز فرستاده بودم از اين رو در آگيهايى كه مربوط به اُپرت ياد شده بود روى پارچه‏ها وكاغذهايى كه تبليغ مى‏كردند و به در و ديوار مى‏چسباندند از من به عنوان شاعر ملى و انقلابى‏ياد مى‏نمودند و درمقالاتى كه در تمجيد ازين اپرت ميهنى و انتقادى در روزنامه اصفهان‏مى‏نوشتند كلمه «شاعر ملى» پيشوند و پسوند نام بنده بود.

بعد از آن در هنگام ملى كردن صنعت نفت كه من به جبهه ملى ايران پيوستم چون قصايد واشعار مهيج من در حمايت از نهضت ملى ايران در راديو قرائت مى‏شد گويندگان راديو هنگام‏زمامدارى زنده ياد «دكتر محمد مصدق» اين عنوان را جلوى نام بنده اضافه مى‏كردند حتى‏روزنامه‏هاى از قبيل داد و كيهان و پيك ايران كه با من همفكرى نداشتند با عنوان شاعر ملى‏اشعار مرا به چاپ مى‏سازند. بعد از آن يك قسمت از قصيده‏هايى را كه در مخالفت با سياست‏استعمارى و استبدادى سروده بودم مرحوم «ركن‏الدين همايون فرخ» گردآورى كرد و با مقدمه‏اى‏به چاپ رساند و در پشت كتاب نوشته بود: سرود رهايى اثر (اديب برومند شاعر ملى ايران)بارى نزديك پنجاه و پنجسال است كه در اكثر مجامع ادبى و سياسى و مطبوعات اين عنوان به‏حقير اطلاق شده و من همواره سعى كرده‏ام كه در خور اين لقب باشم هر چند باز هم خود راقاصر مى‏دانم و شرمسار.

ـ چه شرايطى بايد در كسى جمع گردد تا استحقاق اين عنوان را پيدا كند زيرا اين يك‏ عنوان پرافتخار و مقدسى است كه استمرارش هميشگى و جاودانى است و پشتوانه‏فرهنگى و معنوى دارد.

براى اين كه كسى با اسحقاق «شاعر ملى» از جامعه لقب بگيرد شروط زير لازم است:

1 ـ شعرش بايد در درجه اول جزو اشعار ممتاز زبان پارسى و استاديش درين مرحله مسلّم‏باشد.

2 ـ نسبت به فرهنگ ملى و تاريخ كشور آنچه مربوط به پيش از اسلام و آنچه بعد از اسلام‏است به ديده احترام و علاقه بنگرد.

3 ـ از خدمتگزاران به فرهنگ و علم و ادب و سياستمداران خدمتگزار و وطن‏پرست‏قدرشناس باشد و نام آن را به خوبى ياد كند.

4 ـ نسبت به آداب و رسوم باستانى و اصالت زبان پارسى و شعرِ آن كه در تكوين و تقويت‏هويت ملّى ما بسيار مؤثر است عملاً به وسيله سرودن شعر اظهار دلبستگى صميمانه نمايد.

5 ـ هوادار طبقات ضعيف و زحمتكش باشد و به عدالت اجتماعى عميقاً وفادار بماند.

6 ـ در راه حمايت از استقلال و آزادى و مصالح ملّى از خودگذشتگى نشان دهد و به طمع‏مقام و مال و منصب از هاله اصالت خود بيرون نيايد و رنگ عوض نكنند.

7 ـ از هنجارهاى درست اخلاقى و وقار و مناعت پيروى كند و احترام عنوان «شاعر ملى» رادر معاشرت‏ها و برخوردهاى مختلف حفظ نمايد.

8 ـ به مردم درس وطنخواهى و ملت‏دوستى بدهد و غرور ملّى را در جامعه بيدار سازد؛ درعين حال از ضعف‏ها و كاستى‏هاى جامعه و روشهاى نادرست انتقاد نمايد.

9 ـ از حكومت‏هاى خودكامه و بى‏اعتنا به سرنوشت ملت و بى‏علاقه به تعالى كشور انتقادكند و با آنان به مبارزه برخيزد.

10 ـ از زندانى شدن و تحمل دشواريها در هنگامى كه وظيفه حقگويى را به عهده داشته‏است نهراسد.

11 ـ شاعر ملى بايد نسبت به گرفتاريهاى ملتهاى ديگر كه زير ستم قرار گرفته و دچارمصيبت شده‏اند بيطرف نماند و همان‏گونه كه به خوشبختى ملت خود مى‏انديشد به سلامت وبهروزى ملت‏هاى ديگر نيز علاقه‏مند باشد.

12 ـ از نزديك شدن به قدرت مداران كه با ملت در تقابل قرار گرفته‏اند همواره بپرهيزد.

بارى چنان كه به موجب تعارف و خوش آمد به شاعرى بگويند «شاعر ملى» اين عنوان به اونمى‏چسبد هر چند اشعار ميهنى هم زياد گفته باشد بايد سالها بگذرد و با مشاهده روش‏ها ومنش‏هاى او بر جامعه ثابت شود كه اين شاعر، سزاوار عنوان شاعر ملى است.

ـ با اين اوصافى كه گفتيد اين لقب در روزگاران گذشته به شاعران برجسته زمان‏اطلاق مى‏كردند و درين زمان شما كه مدت شصت سال با مفاسد محيط و استعمار واستبداد مبارزه كرده‏ايد و يك رنگ و يكروى باقى مانده‏ايد حال بفرماييد كه چرا دراوايل مشروطيت كه چند تن از شاعران كه سياسى عمل مى‏كردند و اشعارشان ميهنى‏و انتقادى بود غير از «عارف قزوينى» كسى را به اين عنوان نستوده‏اند؟

اين براى آن است كه اولاً ترانه‏ها و غزلهاى عارف در تحكيم اساس آزادى و مشروطيت سهم‏بسزايى داشت ثانياً عارف دندان طمع را از هر چيز كشيده بود و به دنبال مال و مقام نمى‏رفت، بااستغناى طبع مى‏زيست و هر چه به دستش مى‏رسيد به اين و آن «خاصه مستحقان» مى‏بخشيدو در آخر هم هيچ نداشت. او با اين كه نسبت به رياست جمهورىِ «سردار سپه» روى موافق نشان‏داد و مى‏توانست از و كه به سلطنت رسيد سوديابى كند ولى بر ضدِ سلطنت «رضا شاه» شعرسرود و به دره مرادبيك همدان تبعيد گرديد. با اين حال او را هم چون پايه بلندى در شعر نداشت‏بيشتر به عنوان «ترانه‏سراى ملى» مى‏شناختند. به هر حال معاصرانِ عارف امثال بهار، ايرج،اديب الممالك فراهانى عشقى و فرخى را هيچ‏گاه شاعر ملّى نخواندند و اصولاً شهرت و نام‏آورى و شعر ممتازِ تنها شاعر ملّى نمى‏سازد.

شاعر ملى بايد در راه تماميت و استقلال وطن و آزادى ملت از هيچ نهراسد و مصالح ومنافع خويش را در پاى وطنش ذبح نمايد و با آنانى كه خلاف اين عمل مى‏كنند به آويز و ستيزبرخيزد. شعر و شاعرى را وسيله ترقى و استفاده‏هاى مادّى قرار ندهد و بى‏مزد و منّت طبع وقريحه و قلم خود را در راه وطنخواهى و مصالح ملّى به كار اندازد.

ـ عقيده شما نسبت به شعر چيست و سبك خودتان چيست؟

به عقيده من شعر يك پديده خيال‏انگيز معنويست كه بايد به محض شنيدن، شنونده رامتوجه يك حقيقت مسلم و يا يك موضوع عبرت‏آميز و يا يك توصيف جاذب از ديده‏ها وشنيده نمايد و او را زير تأثير عميق قرار دهد. شعر بايد با بيان احساس خيال شنونده را به زواياى‏امورى بكشاند كه موجب تحريك احساسات و تلطيف عواطف او گردد و به وى درس دلدادگى‏به حقايق و نيكويى‏ها بدهد. من اين گونه لطايف تخيلى را كه همراه با انديشه‏هاى سازنده است‏و گاه سرآغاز كارهاى بزرگ مى‏شود شعر مى‏دانم به شرط آن كه در قالب وزنهاى خوشايند ودلنواز قرار گيرد و از انسجام كامل برخوردار باشد.

ـ با اين ترتيب شعرى كه عارى از اوزان عروضى باشد نزد شما شعر محسوب‏نمى‏شود و شعر «سپيد» و «آزاد» معنا پيدا نمى‏كند؟

به طور كلى ما در ادبيات فارسى «شعر سپيد» سراغ نداريم آنچه امروز به اين نام آمده اگرجنبه خيال‏انگيزى و رقّت و عاطفه‏پرورى داشته باشد نثر شاعرانه است و شعر نيست؛ اگربخواهند كتابى درباره نثر معاصر بنويسند نمى‏توانند نثر شاعرانه را از قلم بيندازند و آنرا در كتابى‏كه براى شعر اين زمان است وارد كنند. در قديم هم ناشر شاعرانه داشته‏اييم كه كسى آنها را شعرنناميده است مانند مقامات حميدى، برخى از عبارات گلستان سعدى، مناجات خواجه عبدالله‏انصارى پاره‏هاى از منشآت قائم مقام فراهانى كه مسجّع و مقفا بوده و روح شاعرانه داشته است؛و امّا شعر آزاد كه من آنرا شعرواره مى‏خوانم چنانچه وزن عروضى داشته باشد و مطلب بااحساسى از آن مفهوم شود هر چند وزن عروضى در همان بحر گاهى شكسته شود و به كار بردن‏قافيه هم الزامى نباشد با آن موافقم و خودم نيز چند قطعه ازين نوع شعرواره‏ها بر سبيل تفنن‏سروده‏ام مانند: مرگ رستم در كتاب «حاصل هستى» ولى اگر يك مشت كلمات نامربوط وعبارت نامفهوم به شكلهاى مختلف زير هم بنويسند كه بخواهند بگويند نثر نيست بايد بگويم‏نه شعرست و نه نثر بلكه ترّهات است!

اساساً سخنى كه داراى جوهره شعرى و خيال‏انگيز و محرك احساسات است بايد در لباس‏نظم خودآرايى كند و با موسيقى كلام همراه باشد وگرنه چندان اثرى بر آن مترتب نيست البته هرسخن منظومى هم شعر نيست و نظم تنها كفايت نمى‏كند.

ـ تاكنون چند كتاب شعر از جناب‏عالى چاپ و منتشر شده است؟

از بنده هفت جلد كتاب شعر انتشار يافته است به نامهاى ناله‏هاى وطن، درد آشنا(غزليات) سرود رهايى، پيام آزادى، مثنوى اصفهان، حاصل هستى كتابهاى شعرى ديگر هم دارم‏كه به خواست خدا بعد از من منتشر مى‏گردد.

ـ در نويسندگى و نثر هم كتابى به چاپ رسانده‏ايد؟

يك كتاب در قطع رقعى و به نام به «پيشگاه فردوسى» دارم كه به وسيله نشر شباويز منتشرشده است.

يك كتاب ديگرى هم كه عبارت از مجموعه مقالاتم در موضوعهاى ادبى، هنرى،سياسى‏ست به نام «طراز سخن» زير چاپ است.

ـ تا آن‏جا كه مى‏دانم در كارهاى تحقيقى هم سر كار كتابهايى داريد خواهشمندم ازآنها نام ببريد؟

در كارهاى تحقيقى:

1 ـ كتاب خردنامه نگارش ابوالفضل على بن يوسف مستوفى را تصحيح كرده‏ام كه به وسيله«انجمن آثار ملى» سابق به چاپ رسيده است.

2 ـ كتاب «هنر قلمدان» كه پژوهشى‏ست درباره هنر قلمدان و استادان قلمدان نگار كه نشروحيد منتشر كرده است.

3 ـ تصحيح ديوان غزليات حافظ (مقابله چاپ قزوينى ـ خانلرى ـ با كتاب خطى‏پيرحسين كاتب) مورخ 874 با همكارى دخترم پورانداخت كه ناياب است و مشغول تجديدچاپ آن هستم.

4 ـ تصحيح داستان سياووش و رفتن گيو به تركستان بر مبناى شاهنامه چاپ آقاى خالقى‏مطلق. با توضيحات مفصّل با همكارى پروين بخردى.

5 ـ تصحيح داستان رسم و اسفنديار و هفتخان اسفنديار بر مبناى شاهنامه آقاى دكتر خالقى‏مطلق با توضيحات مفصّل با همكارى پروين بخردى.

6 ـ تصحيح قسمت معاصران تذكره خلاصة الاشعار «تقى‏الدين كاشانى» با همكارى آقاى‏محمد حسين نصيرى كه به وسيله نشر ميراث مكتوب زير چاپ است.

ـ شما را افزون به شاعر و حقوقدان و محقق به عنوان خوشنويس و هنرشناس ومجموعه‏دار هم مى‏شناسيم بفرماييد كه از چه زمان به اين قسمت روى آورده‏ايد.

چون روانشاد پدرم «مصطفى قليخان» از خط خوب بهره داشت، در كودكى مرا به‏خوش‏نويسى تشويق مى‏كرد و اين كار موجب دلبستگى شديدم به خطِّ خوب گرديد و از روى‏خطِّ استادان پيشين مشق كردن را آغاز كردم. كوشش و زحمت بسيارم درين امر مرا درشكسته‏نويسى توانا ساخت و سبكى ويژه خود يافتم به گونه‏اى كه در هنگام تحصيل در دبستان‏و دبيرستان از جهت خوش خط بودن مورد تشويق و تأييد و احترام شاگردان و معلمان بودم. ازآن زمان كتابهاى خوش خط را دوست مى‏داشتم و از پنجاه سال پيش هر جا يك كتاب خطى‏خوب مى‏ديدم مى‏خريدم. در پاره‏اى ازين كتابها به كتب منياتوردار برمى‏خوردم كه با خط خوش‏و نقاشى خوب و جلد ممتاز تهيه شده بود و براى فروش به بنده عرضه مى‏شد؛ اين گونه كتابهاكه ديرياب هم بود مرا بيشتر شيفته ساخته و در نتيجه به مينياتورهاى دوره تيمورى و صفوى وآثار دوره زنديه و قاجار علاقه‏مند شدم و با عشق و شيفتگى بسيار همه امكانات مالى خود راصرف خريد آثار هنرىِ مربوط به اين دوران‏ها كردم. به تدريج هر چه بر اثر سرمايه‏گذارى درين‏كار پيشتر مى‏رفتم در هنرشناسى آگاهى‏هاى بيشتر پيدا مى‏كردم و با جُرئت و شناخت كامل به‏فراهم آوردن اين آثار مى‏پرداختم ـ نتيجه اين كار گرد آمدنى مجموعه‏اى ازين هنرها شد كه براى‏من مايه كسب لذّت فراوان و اطلاّعات گرانبها در شناسايى اشياى هنرى و كتابهاى نفيس گرديد.

ـ خواهشمندم مختصرى هم از فعاليت‏هاى سياسى خود بفرمائيد.

فعاليت‏هاى سياسى اين جانب از سال 1322 آغاز شده كه يك تنه با سلاح قلم باسياست‏هاى استعمارى منتسب به چپ و راست مبارزه مى‏كردم. پس از تشكيل جبهه ملى درسال 1328 به آن جبهه پيوستم و بعد از كودتاى شوم 28 مرداد با نهضت مقاومت ملى در حزب‏ايران همكارى داشتم و در تير ماه 1339 از بنيان گذاران دوره دوم فعاليت‏هاى جبهه ملّى بودم ودر دوره سوم نيز از جمله رهبران جبهه و در دوره چهارم دعوت كننده همكاران سال 1360 براى‏تشكيل جبهه ملى بودم. اكنون رياست شوراى مركزى و هيأت رهبرى جبهه به بنده محوّل شده‏است.

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در یکشنبه چهارم فروردین 1387 و ساعت 20:30 |

سال 1387 خورشیدی برابر با سال 7030 میترایی آریایی، 3746 زرتشتی و 2567 شاهنشاهی . اگرچه حضرت محمد(ص) 1387سال پیش هجرت کرد ولی سرزمین آریایی من 5645 سال پیش از آن نوروز را جشن می گرفت 2361 سال پیش از آن مردمان این دیار، خدای را ستایش می کردند و کوروش 1182 سال پیش از آن دوستی را در جهان گسترانید. پیشینه سرزمین من بسی بیشتر از1387 سال است.

 سال نو مبارک

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در یکشنبه چهارم فروردین 1387 و ساعت 12:27 |

همواره فرهنگ ما دچار تغییراتی بوده است و خواهد بود. برخی عوامل در سالهای اخیر رنگ و اثر خود را از دست داده، و برخی عوامل دیگر پر رنگ تر از قبل به چشم می خورند.

فرهنگ های جوامع مختلف متقابلا بر یکدیگر اثر میگذارند.

فرهنگ ایرانی در طول تاریخ 2500 ساله خود از فرهنگ های یونانی، بابلی، رومی، عرب، ترک و هندی تاثیر پذیرفته و بر آنها تاثیر گذاشته است. برای شناخت فرهنگ ایران باید به کشورهای مستقلی که در پیرامون ایران هستند نیز نگریست. افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، آذربایجان و حتی ارمنستان و گرجستان و همچنین کردهای عراق و ترکیه وسوریه؛ همگی کم یا زیاد گوشه ای از فرهنگ ایران را به ارث برده اند.

در سال های اخیر ایران به شدت دچار غرب زدگی شده است، و برخی آداب و رسوم غرب نیز وارد فرهنگ مردم ایران شده است. تا جایی که مردم به جای استفاده از کلمات و عبارات فارسی میان سخنان خود، ترجیح میدهند که معادل انگلیسی آن را به زبان بیاورند. این یک نمونه جزئی از غرب زدگی مردم است که روز به روز گسترش می یابد و ریشه در بین مردم مستحکم میکند. در این میان اکثرا جوان ها هستند که به غرب گرایی        می پردازند و به تقلید از افراد غیر اصیل و ایرانی روی میاورند. علاوه بر جوانها شخصیت های برجسته  هنری و صاحب نظران نیز کم کم دچار چنین وضعیتی می شوند. برای نمونه در میان سخنان شخصی در صداوسیما که موضوعی در مورد هنر ایرانی بود، در جملات متعدد از کلمه (کالچر) استفاده میکند که این در نوع خود بسیار جالب است!

صحبت از هنر شد؛ هنر و موسیقی در واقع ریشه ی هر فرهنگ هستند. که اگر در خاک نباشد و محکم، فرسوده شده و با بادی ملایم از بین خواهد رفت. موسیقی در ایران هنوز نتوانسته خود را آنطور که باید  نشان دهد و جایگاه ثابتی برای خود داشته باشد.

در موسیقی ایرانی، غرب نیز دستی داشته است و حتی بخش هایی نیز کاملا به صورت وارداتی قلمداد میشود.

در این میان اینترنت سهم زیادی در پیش رفت موسیقی در ایران داشته. تا جایی که اولین سایت ها مانند سایت فلامینگو شروع به تبلیغ و تکثیر آهنگ های متعددی کرد.

در این میان موسیقی زیرزمینی در ایران بسیار شدت گرفت و تقریبا اکثر جوانان را به سمت خود کشید. و همچنین اولین گروههای «رپ» نیز در ایران تشکیل شد.  گروه های رپ فارسی از همان ابتدا شروع به تقلید از عوامل غربی کار خود را ادامه دادند. و این عوامل باعث شد که جامعه نسبت به این نوع موسیقی زیرزمینی در ایران گرایشی نه چندان مثبت داشته باشد. ولی روز به روز این نوع موسیقی پیشرفت میکرد تا جایی که در چند ماه اخیر اولین آلبوم زیرزمینی توسط سروش لشکری، ملقب به «هیچ کس» به فروش رسید. این آلبوم بی تردید یکی از نقاط عطف رپ فارسی در ایران بود که توسط سروش لشکری که او را پدر رپ فارسی مینامند، به بازار ارائه شد.

علت این نام گذاری این است که «هیچ کس» از جمله  اولین افرادی بود که در ایران به رپ خوانی شروع کرد و طی تاریخچه شش-هفت ساله رپ فارسی در خدمت رپ بود. و همچنین سعی میکرد که اکثر رپ خوان ها را با هم متحد سازد. (دلایل دیگری نیز وجود دارد که این عنوان را به او داده اند). آلبوم جنگل آسفالت یک آلبوم کامل و موفق بود. ولی شاید شما هم بارها در مجلات و یا سایت های خبری دیده اید که از این آلبوم زیاد تعریف نمیشود.

دلیل این امر بسیار واضح است. سروش در این آلبوم در میان آهنگ های خود مسائلی را به رخ میکشد که افراد مجرب و نویسنده گان نمیتوانند از آن به صراحت صحبت و تعریف کنند و برای حفظ ثبات شغلی خود، جنگل آسفالت را یک آلبوم ساده و پیش و پا افتاده برمیشمارند.

با گذشت چندین سال از تاریخچه رپ فارسی، هنوز رپ را یک سبک کاملا تقلیدی و غیر اصیل به حساب       می آورند و رپ و رپ خوان های فارسی را آکادمیک نمیبینند. ممکن است که رپ خوان ها آکادمیک نباشند ولی دانش موسیقی اکثریت آنها در سطح بالایی است.

در مورد وارداتی بودن رپ هم میتوان آن را با این مثال بیان کرد:

شما درختی را در نظر بگیرید که از خاورهای دور به ایران آورده میشود و در خاک ایران کاشته میشود.

این درخت ممکن است با آب و هوای ایران سازگار نباشد و رشد نکند. ولی درختی که هوایش با مزاج این محیط سازگار باشد رشد میکند. این درخت نه اسمش تغییر پیدا میکند نه میوه هایش به شکل جدیدی در میایند و نه رنگ و روی درخت عوض میشود. این مزه و طعم میوه است که به خاطر شرایط جوی حاکم بر محیط زیستش تغییر پیدا میکند و به دهان مردم شیرین میشود.

رپ فارسی نیز مانند یک درخت نو نهال در خاک این کشور کاشته شده است و شاید بخاطر همین عوامل رپ ایرانی را یک سبک تقلیدی و غربی قلم داد میکنند. شاید هم دلایل دیگری نیز داشته باشد، مانند طرز لباس پوشیدن رپ خوان ها و یا حرکات عجیب و مزحکی که از خود بروز میدهند! در جواب این افراد هم باید گفت که این دسته از افراد ناآگاه برای این که نشان دهند بله ما هم میدانیم رپ چیست و ما هم به این سبک آهنگ ها گوش میدهیم و میخواهند به نحوی جلوی چشم باشند و خودی نشان دهند،دست به چنین کارهایی میزنند که البته این دسته از افراد در بین رپ خوان های ایرانی بسیار بسیار کم به چشم می خورد و اصولا انسان های تازه به دوران رسیده و بی تجربه دست به چنین کارهایی میزنند.

در کل رپ ایرانی میتواند یکی از ارکان پیشرفت کشور باشد. چرا که افراد رپ خوان با استفاده از خلاقیت های خود مسائل روز جامعه، دغدغه ی قشر های مختلف کشور و مشکلات و انتظارات مردم را مطرح میکنند. مسئولین و عوامل زیربط با پشتیبانی و تکیه بر این سبک نوین میتوانند به راحتی عوامل ضعف کشور و کمبود ها و کاستی ها را به نحوی برطرف سازند.

با امید پیشرفت موسیقی و ایران در عرصه های مختلف.  

لینک مطلب

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 1:44 |
چشم، چشم‌را نمي‌بيند. سياهي كاملا بر زمين سايه انداخته است، اما اين مردها كه از قبل همه‌چيز را با هم هماهنگ كرده‌‌اند، تاريكي را به نور ترجيح مي‌دهند.

بيل و كلنگ به سرعت از صندوق عقب ماشين بيرون مي‌آيد، چند فانوس و كمي طناب و البته اصل كاري هم. هوا تب دارد و سكوت با صداي خش‌خش پاي مردها بر هم مي‌خورد. هيس... به هم نگاه مي‌كنند. اينجاست. ضربات سنگين كلنگ بر سر سخت زمين مي‌كوبد و چاله‌اي را شكل مي‌دهد. نقشه از درون جيب يكي از مردها بيرون مي‌‌ِآيد. بايد كمي آن‌طرف‌تر باشد.
اين را مرد مي‌گويد و به علامت قرمز روي نقشه اشاره مي‌كند. دوباره كلنگ‌ها راه زمين را طي مي‌كنند. چاله عميق‌تر مي‌شود و شكل‌گودال‌ به خود مي‌گيرد. اينجا است. اين را يكي ديگر از مردها مي‌گويد. سرگروه دستور توقف مي‌دهد. مثل اينكه نوك تيز كلنگ به جسمي سخت اصابت كرده است. چشم‌ها برق مي‌زند و خون زير پوست‌ها مي‌دود. براي گودكردن كنده‌شان از دست مدد مي‌گيرند. نفس‌ها به شماره مي‌افتد. جسم سخت، رخ نمايان مي‌كند و فانوس پرده از چهره‌اش مي‌اندازد. نفس‌ها با نواي آه از گلو خارج مي‌شود. اينجا هيچ‌چيز نيست الا يك تخته‌سنگ.
كافي است ماموري از نيروهاي پليس يگان حفاظت ميراث فرهنگي باشي تا براي چند بار در طول عمر شغلي‌ات اين صحنه‌ها را ديده باشي؛ صحنه‌هايي كه در آن وسوسه‌شدگان ثروت پاشنه را وركشيده و با قافله بخت همراه مي‌‌شوند تا شايد از كوران حوادث احتمالي باري پربار به خانه ببرند. ولي آرزوها خيلي زود دود مي‌شود و به هوا مي‌رود. در بازار يافتن گنج، گرگ‌هاي زيادي خفته‌اند و چنگ و دندانشان آنقدر برنده است كه هر تازه‌كاري را حتي به بهاي ستاندن جان، از معركه به در مي‌كنند. البته تازه‌‌كارهايي كه زياد سمج نباشند و موي دماغ نشوند احتمال جان سالم به در بردن‌شان بيشتر است ولي اين عده فريبي مي‌خورند كه ته آن چيزي جز معامله تمام هستي‌شان با نقشه‌هاي جعلي و اجناس قلابي نيست. اما اگر اين معامله باخت – باخت هم باشد كسي كه وسوسه ثروتمندشدن همه وجودش را گرفته است، حاضر است ريسك هم بكند، اما تاوان ريسك كردن سنگين است.
جويندگان گنج ويژگي‌هاي ديگري هم دارند، آنها نه خسته مي‌شوند نه كلافه. آنها در دنياي موهوم خويش، خود را مي‌بينند كه لابه‌لاي انبوهي از سكه‌هاي باستاني يا ظروف مرصع قهقه‌ مستانه مي‌زنند و خوشحالند از اينكه براي هميشه با فقر خداحافظي مي‌كنند. آنها براي محقق شدن اين آرزويشان هم كه شده كوله‌باري مهيا مي‌كنند و راه دشت و كوه و بيابان را طي مي‌كنند تا به گنجي كه هميشه آن را پنهان شده در زير اندام ماري بزرگ مي‌پندارند، دست بيابند. جويندگان گنج پس به همه‌جا سرك مي‌كشند و گام به گام همراه حوادث تاريخي حركت مي‌كنند تا پاي جاي پا بزرگاني بگذارند كه روزي روي همين خاك ثروت انبوهي داشته‌‌اند. گنج ضحاك و سليمان واقعا وسوسه‌كننده است، اما يافتن هشت‌گنج خسرو‌پرويز و قارون نورعلي نور مي‌شود. جوينده گنج آرزو مي‌كند كه اي كاش بختي چون شاه ساساني داشت و بادهاي مخالف، ثروتي به عظمت «گنج بادآورده» برايش مي‌آورد. او شايد شدت توهماتش به اندازه‌اي باشد كه گمان مي‌كند اگر گوش را به زمين بچسباند، صداي زنگوله‌ شترهاي قارون را كه روزي خاك او را بلعيده است را مي‌شنود. پس مقصد جوينده گنج مشخص است. هرجايي كه تمدن كهن ايران زمين به آنجا رسيده باشد، محل خوبي براي يافتن گنج است. البته مسوولان ميراث فرهنگي هيچ‌گاه به وضوح حاضر به معرفي محل دقيق استقرار تمدن‌ها و بقاياي احتمالي شهرهاي باستاني نيستند؛ چرا كه به زعم آنها ذكر اين نام‌ها تنها جويندگان گنج و البته آنهايي كه شايد دنبال آن نيستند را وسوسه مي‌كند. اما كسي كه انرژي‌اش را براي يافتن ثروت مردمان كهن صرف مي‌كند، حتما تاريخ خوان دقيقي نيز هست. جويندگان گنج اغلب مي‌دانند كه به كدام سو بايد بروند مگر اينكه شيادان فرهنگ دزد آنها را گمراه كنند. «90درصدي كساني كه دنبال گنج هستند، مي‌بازند و از 10‌درصدي كه به چيزي مي‌رسند، پنج درصدشان گرفتار قانون مي‌شوند و از پنج درصد باقيمانده فقط دو درصد به اشياي قيمتي مي‌رسند.
اما اين آمار براي جويندگان گنج اسباب تنبيه نيست. آنها نه به پند كارشناسان بلكه به مغناطيسي جلب مي‌شوند كه از دل زمين بر مي‌آيد». اينها گفته‌هاي‌ مرادي، كارشناس يگان حفاظت ميراث‌ فرهنگي است. ولي كسي كه عزمش را براي كسب ثروت آنهم از نوع باستاني‌اش جمع كرده هرگز به اين حرف‌ها اعتماد نمي‌كند. او مي‌داند كه در طول تاريخ گنج‌هاي شاهان ايراني به‌ويژه در زمان‌هايي كه كشور با بحران مواجه مي‌شده جايي امن‌تر از عمق زمين نداشته‌اند.
آنها همچنين مي‌دانند كه به واسطه تاريخ پرفراز و نشيب ايران مردم به‌ويژه‌ ثروتمندان اشياي قيمتي خود را به دست خاك يا شكاف ديوار مي‌سپرده‌اند تا با رفع اوضاع بحراني دوباره به سراغش بروند. البته از آنجا كه ايرانيان باستان به زندگي پس از مرگ را نيز باور داشته‌اند، بخشي از اجناس قيمتي‌شان به همراه آنها دفن مي‌شده پس امروز گورستان‌هاي باستاني هم جاذبه‌اي وصف نشدني براي جويندگان گنج دارد.
اما يك جوينده گنج هرچقدر هم كه تيز هوش باشد، اگر حرفه‌اي و عضو باندي خاص نباشد، بالاخره در دام فريب‌ مي‌افتد. تشخيص اصالت نقشه‌ها و اجناس به دست آمده از حفاري‌ها يكي از اين دام‌هاي هميشه پهن است.
كارشناسان و صاحب‌نظران تاريخ و فرهنگ به هيچ‌وجه اصالتي براي نقشه‌هاي گنج قائل نيستند؛ چرا كه باور دارند با گذشت ساليان متمادي و روي‌دادن حوادث متعدد مجالي براي بقاي نقشه‌هاي گنج نمانده است.
اما اگرچه كارشناسان امروز وجود گنج‌نامه را تاييد نمي‌كنند، اما گنج واژه‌اي است كه از حافظ و فردوسي گرفته تا جامي، سنايي، خواجو و اسدي در آثارشان از آن بسيار استفاده كرده‌اند. اما اين روزها قضيه گنج و گنج‌يابي فرق كرده است.
امروز ديگر بازار خريد و فروش نقشه و جنس فريبي بيش نيست. يك طرف معامله فردشيادي است كه انواع لطايف الحيل را براي فريب افراد به كار مي‌برد و طرف ديگر معامله خريداري ساده‌لوح است كه از شدت خامي، فريب مي‌خورد.
البته فروشنده‌هاي سودجو الفباي كار را خوب بلدند. آنها مي‌دانند كه تهيه نقشه گنج كمي پوست آهو يا گوسفند با كمي پودر و مقداري خاك مي‌خواهد كه پس از پاشيدن آن بر پوست، قديمي بودن نقشه را القا كند.
پس از تهيه پوست نوبت نگارش خطوط و مسير راهنما است. كسي كه نقشه را تهيه مي‌كند، مي‌تواند از خطوط ميخي يا پهلوي استفاده كند البته مفهوم بودن كلمه‌ها اهميتي ندارد؛ چرا كه يك جوينده گنج به هيچ وجه سواد خواندن آن را ندارد. پس از تهيه كليات نقشه، يك بدل‌كار ماهر شكل بعضي حيوانات يا حروف رمزي را هم به آن اضافه مي‌كند تا ديگر مولاي درزش نرود. حال نقشه تكميل است فقط فردي عوام و خيالاتي مي‌خواهد تا فروشنده ماهر آن را به او قالب كند. البته پيدا كردن نقشه گنج قلابي هم زياد ساده نيست؛ چرا كه فروشندگان هميشه از گير افتادن در دام ماموران هراس دارند؛ ولي به نظر مي‌رسد در جمع عتيقه‌فروشان كساني كه اين نقشه را دارند، يافت شوند. فهميدن قيمت نقشه‌هاي قلابي هم كار آساني نيست؛ زيرا مسوولان و كارشناسان اساسا از وجود چنين نقشه‌هايي ابراز بي‌اطلاعي مي‌كنند؛ ولي شنيده‌هاي جسته و گريخته از وجود نقشه‌هايي با قيمت بالاي 200هزار تومان در تهران حكايت دارد. اما ماجرا به اينجا ختم نمي‌شود. از آنجايي كه دست فروشندگان نقشه‌هاي قلابي رو شده است، عده‌اي از گنج‌فروش‌ها در مكاني كه روي نقشه مشخص كرده‌اند، اشيايي بدلي دفن مي‌كنند...
 تا جوينده را از خريد نقشه راضي كنند. درست همين جا است كه مشكل شروع مي‌شود؛ چرا كه جوينده گنج پس از ارائه جنس به فرد متخصص تازه متوجه قلابي بودن آن مي‌شود.
فلزياب، جانشين مطمئن نقشه
ولي هميشه يك راه گريز هست. اگر نقشه‌ها جواب ندهند، فلزياب‌ها كمك خوبي هستند. برخلاف نقشه‌ها، پيدا كردن فلزياب كار سختي نيست. كافي است صفحه‌‌هاي روزنامه را ورق بزني يا گشت و گذاري در اينترنت داشته باشي. البته قانون مصوب سال 79، توليد و فروش فلزياب را محدود كرده؛ به طوري كه استفاده از اين دستگاه‌ها بدون اجازه سازمان ميراث فرهنگي ممنوع است، ولي با اين حال هنوز فلزياب‌ها در سطح كشور به صورت گسترده به فروش مي‌رسند.
گوناگوني فلزياب‌ها هم بسيار زياد است به عنوان مثال با استفاده از دستگاه «لورنز ديپ‌مكس X3» مي‌توان در اعماق زمين محل دقيق اشياي فلزي را در بدترين شرايط محيطي شناسايي كرد. اين فلزياب داراي صفحه نمايش LC هم هست و با استفاده از سيم‌پيچ‌هاي به كار گرفته شده در آن مي‌توان اشياي كوچك مثل سكه‌هاي فلزي يا تكه‌هاي بزرگ طلا را پيدا كرد. دستگاه «جي‌اي‌ام‌اس» هم يكي ديگر از فلزياب‌هاي پيشرفته موجود در بازار است. تمام اسكن‌هايي كه با اين دستگاه انجام مي‌شود در حافظه داخلي آن ذخيره شده و به راحتي قابل‌انتقال به كامپيوتر است. «جي‌اي‌ام‌اس» يك سيستم جانبي هم دارد كه به وسيله آن ميان فلزهاي مختلف هنگام كاوش گنج (طلا و استيل) تفاوت قائل مي‌شود و به صورت صوتي و لرزشي مكان وجود طلا را (در عمق 250متري) مشخص مي‌كند.
در اين ميان فلزياب‌هاي ليزري كه اغلب ساخت كشور آلمان هستند، طرفداران زيادي دارند. «ايكستنل» يكي از اين فلزياب‌ها است كه قدرت رديابي از 2كيلومتري و در عمل 29متري را دارد و مي‌تواند به 10زبان خارجي سخن بگويد و فلزات، طلا، جاي خالي و موجودات زنده در عمق زمين را شناسايي كند، اين دستگاه 18ميليون تومان قيمت دارد. «جي‌تي‌اي 2005» نيز قابليت‌هاي مشابهي دارد و قيمت آن نيز چيزي در حدود يك ميليون و 200هزار تومان است. «بيوميو» هم از آن دسته فلزياب‌هايي است كه جاي طلا و جواهرات را مي‌تواند برحسب متر و ميلي‌متر بيان كند. قيمت اين دستگاه دو ميليون تومان است. البته در بازار كشور فلزياب‌هايي ارزان و گران زيادي به فروش مي‌رسد كه نوعي از آن كه تقلبي‌اش در كرج ساخته مي‌شود، قيمتي از حدود 500هزار تا يك ميليون و 500هزار تومان دارد. در اين ميان فلزياب‌هاي پيشرفته‌تر نيز تا 15ميليون تومان معامله مي‌شوند. بعضي از فلزياب‌هاي موجود در بازار نيز هم به صورت ريالي و هم به صورت ارزي معامله مي‌شوند.
به طور مثال فلزياب «Genesis» ساخت شركت DTI آلمان، 13ميليون تومان معادل 9هزار و 800دلار آمريكا معامله شده و محل تحويل آن در دبي است. اين در حالي است كه فلزياب ساخت شركت آمريكايي «Locators» در ايران شش‌ميليون و 800هزار تومان قيمت دارد و در دبي با پنج هزار و 950دلار تحويل داده مي‌شود.
فصل نهم قانون مجازات اسلامي
ماده 559-هركس اشيا و لوازم و همچنين مصالح و قطعات آثار فرهنگي- تاريخي را از موزه‌ها و نمايشگاه‌ها، اماكن تاريخي، مذهبي و ساير اماكن كه تحت حفاظت يا نظارت دولت است، سرقت كند يا با علم به مسروقه بودن، اشياي مذكور را بخرد يا پنهان دارد، در صورتي كه مشمول مجازات حد سرقت نشود، علاوه بر استرداد آن به حبس از يك تا پنج‌سال محكوم مي‌شود. ماده 560-هركس بدون اجازه از سازمان ميراث فرهنگي كشور يا با تخلف از ضوابط مصوب و اعلام شده از سوي سازمان مذكور در حريم آثار فرهنگي- تاريخي مذكور در اين ماده مبادرت به عملياتي كند كه سبب تزلزل بنيان آنها شود يا در نتيجه آن عمليات به آثار و بناهاي مذكور خرابي يا لطمه وارد آيد، علاوه بر رفع آثار تخلف و پرداخت خسارات وارده به حبس از يك تا سه‌سال محكوم مي‌شود. ماده 562-هرگونه حفاري و كاوش به قصد به دست‌‌آوردن اموال تاريخي، فرهنگي ممنوع بوده و مرتكب به حبس از شش ماه تا سه سال و ضبط اشياي مكشوفه به نفع سازمان ميراث فرهنگي كشور و آلات و ادوات حفاري به نفع دولت محكوم مي‌شود. چنانچه حفاري در اماكن و محوطه‌هاي تاريخي كه در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است يا در بقاع متبركه و اماكن مذهبي صورت گيرد، علاوه بر ضبط اشياي مكشوفه و آلات و ادوات حفاري مرتكب به حداكثر مجازات مقرر محكوم مي‌شود. تبصره 1-هركس اموال تاريخي- فرهنگي موضوع اين ماده را حسب تصادف به دست آورد و طبق مقررات سازمان ميراث فرهنگي كشور نسبت به تحويل آن اقدام نكند، به ضبط اموال مكشوفه محكوم مي‌شود.

  

نظر مراجع تقليد
1 - يافتن اتفاقي گنج در ملك يا زمين شخصي چه حكمي دارد؟
2 - اگر با نيت قبلي به دنبال گنج برويم چطور؟

آيت‌‌ا... العظمي مكارم شيرازي:
1 - اگر مالك باشيم، از نظر شرعي مشكلي ندارد؛ فقط يك پنجم آن را بايد بابت خمس بپردازيم؛ ولي از آنجايي كه يافتن گنج از نظر قانوني مقرراتي دارد، بايد با قانون هماهنگ كنيم.
2 - اشكالي ندارد

 

آيت‌ا... العظمي صانعي:
1 - اگر ملك شخصي يا زمين از سال‌ها قبل در تصرف صاحب آن باشد، گنج متعلق به يابنده است؛ ولي خمس آن بايد پرداخت شود. اما اگر ملك يا زمين به تازگي معامله شده باشد، گنج متعلق به صاحب قبلي آن است.
2 - اگر خلاف مقررات نباشد، اشكالي ندارد.

 

 
لینک اصلی

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 1:3 |

جديد كتابهاي رايگان فارسي

قديم كتابهاي رايگان فارسي

کتابخانه سازمان حمل و نقل اصفهان

کتابخانه سازمان زمين شناسي کشور

کتابخانه گسترش و نوسازي صنايع ايران

کتابخانه شماره يک مجلس شوراي اسلامي

کتابخانه صنعت برق


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 0:55 |
چند روز پيش در يكي از پيام هاي مردمي روزنامه خراسان ، شهروندي درخواست كرده بود طريقه ساختن بمب گوگلي را آموزش دهيم
البته واضح و مبرهن است كه ساختن بمب و آموزش شيوه آن كاري ممنوع و غير قانوني بوده و ترويج آن از طريق روزنامه مصداق بارز خرابكاري و اعمال غير قانوني است . اما شايد اين تنها مورد استثنايي بوده باشد كه نه تنها ساختن بمب ، نكوهيده و غير قانوني نيست بلكه مورد افتخار و تشويق هم هست !
منتهي براي ساختن چنين بمبي بايد به الگوريتم جناب گوگل و طريقه عملكرد روبوتهاي كاوشگر آن در اينترنت مسلط بود و علاوه بر آن حداقل نياز به يك دوجين لشكر 10 هزار نفري وبلاگ نويس پر انگيزه و پر انرژي
هست كه فراهم كردن آن ، چيزي در حد يك نهضت عظيم نرم افزاري است !

 

حميد ضيايي پرور


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت 0:35 |
-
رویا فتح‌اله‌ زاده
-
پیش درآمد
-
نوشته پیش رو جایگاه و موقعیت زنان روسپی و چگونگی زندگی آنها را در دوره صفویه بررسی می کند.اهمیت دوره صفویه بدلیل تشکیل اولین حکومت متحد شیعی روشن است، اما جایگاه روسپیان در این جامعه ،چگونگی امرار معاش و رابطه دستگاه حاکمه با آنها از جمله سوالاتی ست که درمطالعه تاریخ به ذهن خطور می کند و نوشته حاضر می کوشد پاسخ چنین سوالاتی را از درون سفر نامه ها و سیاحت نامه ها بیابد .
از مشکلات چنین مطالعه ای، نبود مطالب کافی درسفرنامه ها در رابطه با این موضوع است، به همین دلیل، منابع، با توجه به حجم مقاله ، بسیار می نماید.
--
-
جایگاه و نقش روسپیان
-
همان طور که گفته شد اهمیت دوره صفویه در تاریخ بیش از همه بدلیل ایجاد یک حکومت متحد شیعی در ایران است، به نظر می رسد ، درچنین جامعه ای روسپیگری ، مطابق با قوانین شرع به شدت محکوم و بنا بر اعتقادات مردم جامعه ، باید به حاشیه رانده شود. اما جملات نویسنده "طب در دوره صفویه" نمایانگر رونق این بازار است .او می نویسد" با آنکه، قوانین اسلام با امکان داشتن چند زن و نامحدود بودن تعداد صیغه ها می کوشد میزان فحشا را در جامعه پایین بیاورد، ولی در این دوره مردان علاوه بر استفاده از امکانات مذهبی به علت اشتهای سیری ناپذیرشان از روسپیان نیز فیض می بردند.1
اسناد به جا مانده نشان می دهد که روسپیان مورد حمایت شاه و مأموران دولتی بودند، زیرا مجلس گرمی و عامل کسب سود و منفعت دربار محسوب می شدند. سیاح معروف، نمونه ای از هنرنمایی این زنان را در میهمانی ها شرح می دهد:
" درسال 1637 هنگامی که هلشتاین (سفیر فرانسه دردرباره شاه صفی) به قزوین قدم گذاشت، درپانصد متری شهر، پانزده زن جوان با البسه و تزئینانت فراوان که از طلا و نقره ساخته شده بود، به پیشواز سفیر آمدند ...آنها به خواندن و نواختن موسیقی مشغول بودند و تا نزدیکی شهر میهمانان را بدرقه کردند... معمولا در تمام میهمانیهای مجلل وپذیرائیهای رسمی از رقاصان دعوت می شود و آنها با ساز و آوازهای خود ونقشهایی که ایفا می کنند صحنه های عشقی را نمایش می دهند.2
اولئاریوس در خاطرات سفرش به ایران نوشته است :" همیشه د رضیافت ها و میهمانی های دربار از فواحش استفاده می شد و آنها را در اختیار میهمانانی که میل داشتند قرار می دادند. شاه (صفی) عده ای از این زنان را در استخدام خود داشت که در مواقع لازم باید در خدمت حاضر می شدند ، ولی او از این زنان بیشتر برای رقصیدن و به هیجان درآوردن استفاده می کرد ، به همین دلیل آنها باید علاوه بر زیبایی، در رقص و هنرنمایی هایی از این قبیل مهارت داشته و آموزش دیده باشند. شاه (صفی) حتی درجنگها هم این زنان را با اردوی خود می برد.3
"معمولا روسپی ها در سفرهای جنگی همراه سپاه فرستاده می شدند تا با رقص ، آواز و ارضای نیازهای جنسی سربازان به آنها نیرو دهند ، بدون آنان سپاهیان در جبهه دوام نمی آوردند".4
-
-
محله روسپیان
-
با وجود آنکه این زنان مورد حمایت شاه و درباریان و حتی برخی از مردان بودند، اما مردم از پذیرفتن آنها در همسایگی شان خودداری می کردند، بنابراین آنها نیز به طور دسته جمعی محله ای را به گروه خود اختصاص می دادند ، در این محله ها به دستور دستگاه حاکمه خانه هایی بنام خیل(روسپی خانه) ساخته شد که محل باده گساری و تفریح مردان بود.
در گذشته به محلی که روسپیان درآنجا مستقر بودند، به اصطلاح خرابات نهادن می گفتند، به معنای فاحشه نشاندن؛5
گفته می شود این اماکن پس از تشکیل حکومتهای مستقل برای حفظ امینت دختران و زنان معمولی به وجود آمدند، با این پیش زمینه که اگر مکانی برای وقتگذرانی و تفریح مردان نباشد به دختران پاکدامن روی می آورند. به همین دلیل خارج از شهر مکانی را به آنها اختصاص دادند تا سربازان و مردان همان جا عیاشی و تفریح کنند و مزاحم زنان دیگر نشوند. در دوره صفویه محله ای ویژه روسپی ها ایجاد شد و درعوض تجاوز به زنان خانواده های نجیب مجازاتهای شدیدی در پی داشت .6
دررستم التواریخ آمده که روسپی خانه به دستور خود شاه برای تفریح مردان ساخته شد:
" شاه از روی مصلحت ملکی به جهت می گساران و باده کشان بنا نمودند و آن محله را جایگاه فواحش و شاهدان دلکش... قرار دادند و نامش را خیل گذاشتند . پنج یا شش هزار زن زیبا ... در آن خیل زندگی می کردند . از معروفترین آنها زنی بنام ملافاطمه بود "از آن جمله ملافاطمه مذکور زنی بود میانه بالا به قدر بیست هزار بیت از منتخبات اشعار شعرای قدیم و جدید از حفظ بود که در هر مجلسی آن را به مناسبت و موافقت با آواز و دف و... می خواند.7
شاردن در توصیف محله روسپیان می نویسد "این محله از سه کوچه و هفت باب کاروانسرای بزرگ بنام کاروانسرای برهنگان تشکیل شده است، زنان روسپی را برهنه می نامند. تمام این منطقه مرکز این پیشه به شمار می رود.8
در جای دیگرمی نویسد "دراصفهان محله ای است که زنان بدکار درآنجا بسیارند و آنجا را محله بی نقابان می گویند. قبلاً مرسوم بود که تا شب می شد، فواحش مثل دسته های کلاغ درسراسر شهر پراکنده شوند و دنبال مشتری برای خود بگردند ،آنها معمولاً بصورت مطرب و رقاصه در مجالس میهمانی حاضر می شدند. در بین شهرهای ایران تنها درشهر اردبیل که آرامگاه شیخ صفی الدین اردبیلی و بسیاری از افراد خاندان اوست زندگی روسپیان ممنوع است.9
-
-
مالیات گرفتن از روسپیان
-
در عهد صفوی روسپیگری پیشه ای رسمی محسوب می شد به اندازه ای که مشمول قانون مالیات نیز می شد ، جالب آنکه مالیات به میزان زیبایی تغییر می کرد!
ونیزیان هنگام تعریف خاطرات سفرشان به ایران (در عهد صفوی) نوشته اند : دختران روسپی خانه ها بیشتر چرکسی و گرجی بودند . زنان روسپی که در اماکن عمومی رفت و آمد می کردند، مالیات می پرداختند و این مالیات به نسبت زیبایی شان بود . آنها هر قدر زیباتر بودند باید مالیات بیشتری می دادند، چنین زنانی را قحبه می نامیدند.10
دردوره سلطنت شاه عباس برای روسپیان مقرراتی جداگانه تنظیم کردند و به اوضاع آنها سروسامان داده شد. شاردن نوشته است" دراصفهان دوازده هزار فاحشه زندگی می کنند و نام آنها به دلیل آنکه مالیات خاصی می دهند و مدیر و مأموران مخصوص دارند، دردفاتر دیوان ثبت شده است. مشعل دارباشی ، ناظر و حامی اماکن فساد و نوازندگان و شعبده بازان است و مالیات آنها را دریافت میکند. میزان مالیاتی که از روسپی ها گرفته می شود، درسال به دویست هزار اکو(هر 15 اکو معادل یک تومان) می رسد ، حتی می گویند در حدود همین عده روسپی نیز هستند که چون نمی خواهند نامشان در دفاتر رسمی ثبت شود و در ردیف روسپیان رسمی در آیند، پنهانی کار می کنند و به همین دلیل نیز مالیات بیشتری می دهند.
این زنان بر حسب قیمتشان نام گذاری می شوند. مثلا دوازده تومانی یا دو تومانی ؛آنها به مقدار پولی که برای هر ملاقات می گیرند نامیده می شوند، مثلا می گویند فلانی زن ده تومانی یا پنج تومانی است. و اینکه دراصفهان هیچ روسپی ای کمتر از یک تومان نمی گیرد.11
-
-
فعالیت مذهبی
-
از مواردجالب دیگر درباره این زنان فعالیت مذهبی شان است .دن گارسیا نحوه حضور این زنان را در مراسم عزاداری اینگونه شرح می دهد:
این زنها از زنان دیگر کمی آزادترند بسیار خوش و خوش مشربند و مانند زنان دیگر، روسری سیاه بر سر نمی اندازند بلکه به عنوان پوشش پارچه نازک ابریشمی زربافتی بکار می برند که سرو صورت و اندامشان را می پوشاند،اما بدن نماست؛
در صحن مسجد رواقهای باریکی است که به زنان پیشه وران و بنکداران و قسمتی از طارمی ها به روسپی ها تعلق دارد که معمولا به روسپیان احترام بیشتری می گذارند ، زیرا شاه از آنها سود کسب می کند"
" این زنان درمراسمهای مختلف در حالیکه صندوقچه ای چوبی یا جعبه طلایی رنگ کوچک دردست می گیرند با حجب و حیا خود را به مردان نزدیک می کنند و بی آنکه کلمه ای به زبان بیاورند، می ایستند تا صدقه ای به آنها داده شود. آنها این صدقه ها را به مردم نیازمندی که قبلاً شناسایی کرده اند ، می دهند.12
-
-
مجازات
-
با وجود همه حمایتها و قوانین رسمی وضع شده ، گاهی بنابر مصلحتهای خاص (مثلا روسپی ای بدلیل نپرداختن مالیات تحت حمایت ماموران دولتی نبود و یا بسیار انگشت نماشدن یکی از زنان) برخی روسپی ها مجازات می شدند.
گفته می شود وقتی می خواستند روسپی ای را در ملأعام مجازات کنند، سرش را می تراشیدند و او را وارونه سوار خر کرده، درشهر می گرداندند." در سال 1298 ه. ق فاحشه معروفی را که با یک انگلیسی همبستر شده بود در یک گونی قرار دادند سرش را بستند و د ملاعام با چوب کتک زدند"13
-
-
پی نوشت
-
1-طب در دوره صفویه،238
2-شاردن، جلد 7
3-سفرنامه اولئاریوس،648
4-سفرنامه دن گارسیا،308
5-راوندی، 1368، 471
6-همان،472
7-رستم الحکما،340
8-شاردن،195
9-راوندی،491
10-پارسادوست،621
11-راوندی،490
12-دن گارسیا،313
13-طب د ردوره صفویه ،239
-
-
منابع
-
۱-دن گارسیا،فیگوئرا(1363).سفرنامه ،ترجمه فلامرضا سمیعی(تهران:نشر نو)
۲-راوندی،مرتضی(1368). تاریخ اجتماعی ایران، جلد سوم (تهران:انتشارات آگاه)
۳-شاردن(1345).سیاحت نامه،ترجمه محمد عباسی(تهران:امیرکبیر،جلد هفتم)
۴-رستم الحکما،محمدهاشم(1352). رستم التواریخ(تهران،چاپخانه سپهر)
۵-پارسادوست،منوچهر(1375) شاه اسماعیل اول(تهران )
۶-آدام،اولئاریوس(1379).سفرنامه،ترجمه حسین کردبچه(تهران:هیرمند)
۷- (1357) . طب در دوره صفویه، ترجمه محسن جاویدان(تهران)
+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 13:24 |

Second Life: Your World. Your Imagination.

Official website. Provides an online society within a 3D world, where users can explore, build, socialize and participate in their own economy.
www.secondlife.com/ - 21k - Cached - Similar pages
Community: Downloads - secondlife.com/community/downloads.php
Support - secondlife.com/support/
Join - secondlife.com/join/
What is Second Life? - secondlife.com/whatis/
More results from www.secondlife.com »

Second Life | What is Second Life?

Second Life is a 3-D virtual world entirely built and owned by its Residents. Since opening to the public in 2003, it has grown explosively and today is ...
secondlife.com/whatis/ - 29k - Cached - Similar pages

Second Life - Wikipedia, the free encyclopedia

Includes technical information, history and explanations about how the game functions.
en.wikipedia.org/wiki/Second_Life - 134k - Cached - Similar pages
+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 12:51 |
تنها صداست که می‌ماند - مجموعه‌ای از صداهای افراد تأثیرگذار دنیا - قسمت نخست

تنها صداست که می‌ماند - مجموعه‌ای از صداهای افراد تأثیرگذار دنیا - قسمت دوم

تنها صداست که می‌ماند - مجموعه‌ای از صداهای افراد تأثیرگذار دنیا - قسمت سوم

تنها صداست که می‌ماند - مجموعه‌ای از صداهای افراد تأثیرگذار دنیا - قسمت چهارم

 

لینک مطلب از سایت www.1pezeshk.com

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 12:30 |
Virus Almanac 2007هفته‌نامه چلچراغ- شاید بتوان سال 2007 را سال خرابکاران و ويروس‌نويسان خوش‌ذوق و هنرمند ناميد چرا که امسال آنها روشی متفاوت را برای آزار و تخريب و نفوذ برگزيده‌اند.
روش‌های تازه‌ای که آنها ابداع کرده‌اند بی‌اغراق هر فرد عادی را بر سر ذوق می‌آورد به شرطی خود قربانی اين جنايت‌های هنری نباشد. این بار بايد زين کامپيوترتان را سفت بچسبيد چون که اين ويروس‌ها تنها کامپيوترتان را تخريب نمی‌کنند. آنها به مضحکه و تحقير شما می‌پردازند و شخصيت و اعتقاداتتان را هم زير سؤال می‌برند.
شرکت امنيتی «
پاندا» فهرستی از اين ويروس‌ها را که نيمه نخستين سايت چنين رفتاری را از خود نشان داده‌اند معرفی کرده است. اين شما و اين ويروس‌های ژانگولر:

رستگار شويد
کرمی که پس از نفوذ به سيستم شما و تخريب آن سعی می‌کند تا ارشادتان کند.
USBToy.A، ويروس موعظه‌گری است که هنگام اجرای ويندوز آيه‌هايی از انجيل را نمايش داده و برای مردم جهان، رستگاری آرزو می‌کند.

روی کدام نصف‌النهار
دانای کل، مغز متفکر جهان، ويروسی که پس از سرقت کلمات عبور در قالب يک اسب تروآی خوش خط و خال به شما اطلاع می‌دهد که کجای اين کره خاکی مستقر هستيد و مشخصات کامپيوترتان و برنامه‌های روی آن چيست. دستش درد نکند از اين همه اطلاع‌رسانی مفيد که البته يک نسخه‌اش برای صاحب اين اسب چموش ارسال می‌شود. تروجان
Burglar.A يک همچين اعجوبه‌ای است.

دل خوش سیری چند؟
دوست عزيزی که در کشور ترکيه با وعده‌های دروغی، دل بسياری را خون کرد.
Army Movement برای قرابانيانش سلسله پيام‌هايی را به زبان ترکی و با محتوای افزايش پنجاه درصدی دستمزد کارکنان دولت و ارتش ارسال می‌کرد.

خبرنگار ويروس
گفت‌وگوگری متقلب و خيال‌پرداز به نام
Rinbot.B که در دنيای خبر برای آفريننده‌اش نوشابه باز می‌کرد. اين بدافزار که عشق ژورناليست شدن دارد، پس از درب و داغان کردن کامپيوترها يک گفت‌وگوی حرفه‌ای را منتشر می‌کند. این مصاحبه تخيلی از طرف سی‌ان‌ان ترتيب داده شده و مصاحبه‌شونده کسی نيست جز آفريننده کرمو که از انگيزه‌های خود برای چنين آفرينشی سخن می‌گوید.

جاسوس يا مأمور 007
يک اسب تروآی ديگر که يک جاسوس بالقوه است.
XPCSpy بدون آن که رد پايی از خود به جا بگذارد تمام رفتار شما را در قالب يک گزارش برای صاحب خود ايميل می‌کند. همين را بدانيد که در صورت نفوذ چنين جاسوسی به سيستمتان، سوتی‌های عظيمی خواهيد داد. هر کليدی که روی صفحه کليد است، در صورت فشرده شدن توسط اين جاسوس ثبت می‌شود. سايت‌هايی که ديده‌ايد، نرم‌افزارهايی که اجرا کرده‌اید، فولدرهای بازشده، متون تايپ و حتی چاپ‌شده، پنجره‌های بازشده، اطلاعاتی که کپی کرده‌اید و حتی تمام حرکاتی که روی مسنجر انجام داده‌ايد، کارنامه اعمالی می‌شود که در دست اين تروجان شرور است.

ماهی‌صفتشون
فرض کنيد که يک مزاحم تلفنی دارید که علاوه بر مردم‌آزاری به يک زبانی که از آن سر در نمی‌آوريد برايتان جوک تعريف کند. چه حسی بهتان دست می‌دهد؟ مطمئنا يک حس پشمالو که روی اعصابتان سوزن‌دوزی می‌کند. ويروس
Ketawa.A که بچه جنوب شرق آسيا است به جای تخريب پشت سر هم جوک می‌گويد. اصلاً هم برايش مهم نيست که شما از زبان «مالايی» چيزی دستگيرتان می‌شود يا نه. بنابر اين پس از چند روز دوست نداريد سر به تنش باشد.

بتهوون يا باخ
Gronev.A دوست دارد که شما به يک سمفونی مشهور گوش کنيد. برای اين کار از شما اجازه نمی‌گيرد. مدياپليرتان را باز می‌کند و موسيقی شروع خواهد شد. حتی اگر شما در موقعيت مناسبی نباشيد يا اصولاً حس موسيقی در وجودتان نقطه‌ای بيش نباشد. مجبوريد به Lagu گوش کنيد و شاهد تخريب اطلاعاتتان باشيد.

ناصرالدين شاه، ويروس سينما
گول نخوريد. هميشه وعده‌های نمايش و دانلود فيلم‌های پرفروش و پرطرفدار درست نيست. ويروس‌های
Harrenix.A و Pirabbean.A می‌دانند نقطه ضعف شما کجاست. روی اين لينک‌هايی که اين دو ويروس برايتان می‌فرستد کليک نکن کامبيز. خطرناکه کامبيز.

گزارشگر روی اعصاب
ويروس
BotVoice.A يک ويروس پرحرف و اعصاب‌خوردکن است که وظيفه خودش می‌داند تا هنگام ترکاندن سيستم‌هايتان، گزارش کارش را به طور مرتب به سمع و نظرتان برساند. اين ويروس به محض شروع فعاليت، مانند يک گزارشگر حضور خودش را با صدايی بلند به قربانی اعلام کرده و تا زمانی که کليه فايل‌ها و داده‌های مهم سيستم را پاک يا مختلش کند جملات خود را به صورت پی در پی تکرار می‌کند.

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 20:29 |
How to?يادم هست که مجله دانستنيها عشق دوران راهنمايی‌ام بود. اولين مجله دايرة‌المعارفی و تمام رنگی ايران که اول و پانزدهم هر ماه منتشر می‌شد و توی لاهيجان به سختی گير می‌آمد. يک کتاب‌فروش نبش ميدان اصلی شهر بود که چند تايی از اين مجله را می‌آورد و من بعد از کيهان بچه‌ها چيزی پيدا کرده بودم تا عطش خواندنم را فرو بنشانم. هر دو هفته می‌رفتم تا وسط شهر که مجله‌ام را بخرم. بماند که چه جنگ و کمبود کاغذ و مشکلاتش چه بر سر مجله محبوبم آورد و قطع و رنگش را متلاشی کرد. اما همچنان محبوبم بود تا آن که دبيرستانی شدم و مشترکش و تقريباً همزمان شروع کردم به خواندن مجله دانشمند. عاشق ستونی بودم که کاظم فائقی می‌نوشت. مجموعه‌ای که به من ياد می‌داد چطور با کم‌ارش‌ترين وسائل دورريختنی معجزه کنم و چيزهای عجيب و غريب بسازم. کم‌کم کتاب‌هايی را پيدا کردم که گرد‌اوريش با کاظم فائقی بود. عناوين اين کتاب‌ها چيزهايی بود شبيه «چگونه سرگرم شويم»، «سرگرمی در خانه» يا «معماهای رياضی». هر بخشش برايم مکاشفه‌ای هيجان‌انگيز بود.
با خودم داشتم فکر می‌کردم که اين کتاب‌ها چقدر روی روند فکری من تأثير مثبتی گذاشتند و باز فکر می‌کردم که چرا اين قدر جای چنين ستون‌ها، سايت‌ها و وبلاگ‌هايی به فارسی خالی است. حتی آرزو کردم که ای کاش کاظم فائقی وبلاگی داشت با همين محتوا و سر و شکل.

يک گشت و گذاری کردم و جست‌وجويی با همين مضمون و ديدم که چقدر سايت‌های «How to» يا «چگونه می‌شود» به زبان‌های ديگر داريم که می‌تواند ساعت‌ها آدم را سرگرم کند. آن وقت تصميم گرفتم تا چند نمونه از بهترينشان را اينجا بنويسم و معرفی کنم. سايت‌هايی برای آن که بدانيم چگونه می‌شود با چوپ‌استيک (چوب غذاخوری ژاپنی) غذا خورد، چگونه می‌شود گيتار آگوستيک نواخت يا چگونه می‌توانيم يک اجاق گاز خورشيدی بسازيم؟ جواب اين سؤال‌ها را می‌توانيد در چنين سايت‌هايی بيابيد:
-
eHow: چگونه می‌توانيم هر کاری را انجام دهيم؟ در اين سايت می‌توانيد بر اساس موضوع جست‌وجو کنيد. برای مثال برای آن که بدانيد چگونه می‌شود يک چاپگر را به طور خودکار تميز کرد، کافی است به موضوع کامپيوتر برويد. اين سايت محدود به يک رده‌یندی نيست. شما می‌توانيد موضوع و زيرموضوع داشته باشيد تا به پاسخ دلخواهتان به صورت گام به گام برسيد.
-
How to do things: مشابه سايت قبلی است و گام به گام توضيح می‌دهد که برای مثال چگونه موهای خودتان را اصلاح کنيد.
-
wikiHow: يا ويکی‌چگونه. از اسمش پيداست که چطور سايتی است. شما علاوه بر استفاده از محتويات اين سايت، می‌توانيد آن را به راحتی تکميل کنيد. آن هم به شيوه ويرايش ويکی‌ها. بخش پارسی ويکی‌چگونه در ميان زبان‌های ديگر خيلی غريب افتاده است. به عبارتی نيازمند ياری سبزتان است.
-
Life Hacker: يکی از محبوب‌ترين وبلاگ‌های گروهی در دنياست. يکی از بخش‌های اين وبلاگ که بسيار پرطرفدار هم هست، بخش How to نام دارد. ترفندهای جالبی که نوعی هک کردن زندگی روزمره است به شما کمک می‌کند که مستقل باشيد و خودتان چيزهايی را که دوست داريد بسازيد.

+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 20:28 |
چهار و نيم سال پيش که توی عصيان درباره سايت شادمهر عقيلی نوشتم، برام يک اتفاق جالب بود [+]. اون وقت هر روز کلی انسان کنجکاو جست‌وجوگر ميان و با واژه «شادمهر» توی اين وبلاگ و توهم می‌زنن که اينجا سايت شادمهره. مرسی آی‌کيو، مرسی دقت. به نظرهایی که زير پست ژانويه 2003 گذاشته شده توجه کنيد. حالا که اينجا اين قدر موتور جست‌وجو خورش ملسه، از همين تريبون اعلام می‌کنم که اينجا سايت اختصاصی هيچ خواننده‌ای اعم از شادمهر عقيلی، محمد اصفهانی، فرمان فتحعليان، جنيفر لوپز، گوگوش، داريوش، فريدون و هومن و کامران نيست.
يک شايعه بی‌اساس که توسط منابع آگاه نقل شده، حاکی است که سيدفريدالدين حداد عادل فرزند غلامعلی که در حال حاضر سردبير هفته‌نامه همشهری جوان است، به جای آقای گيل‌آبادی مدير راديو جوان می‌شود. شاهدان عينی اذعان کرده‌اند که حالا که نمی‌شه دخترها و پسرها يا زبونم لال زن و شوهرها دست تو دست هم برن تو خيابون (
چون قباحت داره)، بروند پيک‌نيک چيز ببينن، اعدام. در همین حال کامليا انتخابی‌فر، روزنامه‌نگار سابق آفتابگردان و زن که در يک روزنامه کويتی خاطراتش را به صورت پاورقی منتشر می‌کند [+] اعلام کرد من با تمام اين‌وری‌ها رابطه عشقولانه داشتم و با اون‌وری‌ها نداشتم. اون وقت منابع ناآگاه اعلام کردند که انتخابات نزديک است و از الان بايد آمار جوجه‌هايی را که قرار است آخر پاييز بشمرن، در بيارن. از طرفی (از اين طرف نه از اون طرف)، محسن مخلملباف کارگردان فيلم «سکس و فلسفه» و «فرياد مورچه‌ها» که به تازگی تابعيت فرانسوی گرفته‌اند، در زمان نمايش «اجاره‌نشين‌ها»ی کيارستمی، نامه‌ای به بنياد فارابی نوشته بودند که محض تنوير افکار عمومی و تشويش اذهان خصوصی می‌توانيد متن کاملش را اينجا بخوانيد. با هم فرازی از نامه ايشان را قرائت می‌کنيم: «واقع قضيه اين است که دو ساعت پيش که فيلم را ديدم حاضر بودم به خودم نارنجک ببندم و مهرجويی را بغل کنم و با هم به آن دنيا برويم. اما يک ربع پيش که با قرآن استخاره کردم خوب آمد که به شما بگويم و نه به کس ديگر. ادای وظيفه کردم؛ ثواب يا گناه؛ آخرت خودتان را به دنيای ديگران نفروشيد».
+ نوشته شده توسط Amir Dehghani امیر دهقانی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 20:27 |